من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر مهر 1384 - نقطه سر خط

نقطه سر خط

یادداشت های مهرنوش نجفی راغب


آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

آن سازمان دوستداشتنی!

سه شنبه 26 مهر 1384 3:03 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: سازمان های غیر دولتی(ان جی او) نظرات: 2 نظر چاپ




پیش از این ها سازمانی در راستای حمایت از فعالیت های جوانان تاسیس شد که نام مبارکش را سازمان ملی جوانان گذاردند و قرار شد که از جوانان و به خصوص
NGO های( سازمانهای غیردولتی) جوانان حمایت نماید. و با این نیت کار خود را آغاز کرد....

چقدر مهربان بودند!! وقتیکه تابستانها بودجه به این NGO های کوچک می دادند با عنوان طرح اوقات فراغت جوانان ....و آنها هم با چه ذوق و شوقی کار می کردند به امید فردای بهتر.....هرکس در حیطه کاری خودش....  موسیقی، زنان، میراث فرهنگی، علمی، هنری ادبی، تاریخ و فرهنگ، بهداشتی تربیتی

....و....چقدر از سرو ته هزینه هایشان کم می کردند که بتوانند با بودجه  آن سازمان مهربان! به برنامه و طرحشان برسند......

 

و حالا

به سازمان ملی می روی طرحت را می بری : (در زمینه میراث فرهنگی، حقوق زنان، جوانان و....)

می گویند:بودجه نداریم!

می گویی: پس  بودجه طرح اوقات فراغت چی؟

می گویند:بخشنامه را بخوان!

 کاغذ یخ زده به دیوار می گوید:" از این پس بودجه طرح اوقات فراغت جوانان فقط به طرحهای فعلیت های قرآنی و NGO های مذهبی دینی اختصاص خواهد داشت. ؛

 


 


                                              *****

ونتیجه تاسیس سازمان ملی جوانا ن پس از 5سال چنین است که دیدی و شنیدی.  البته به علاوه یک ساختمان 13 طبقه لوکس و شیک درتهران و ساختمان های مشابه و نیمه مشابه در سایر شهر ها  با کارمندان جورواجور .

 

 



قهرمان کوچک

دوشنبه 25 مهر 1384 9:35 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: حقوق کودکان نظرات: 0 نظر چاپ

"در زلزله اخیر پاکستان پسر بچه 9 ساله ای پس از 9 روز خود را از زیر آوار بیرون کشید و خواهر و برادر نوزاد و 4 ساله خود را هم از زیر آوار نجات داد. و پس از طی کردن 17 کیلو متر درحالیکه نوزاد را در آغوش داشته و دست خواهر 4 ساله اش را گرفته  خود را به نیروهای امداد  رسانده و آنها را برای نجات خواهر دیگرش که زیر آوار مانده بوده است می برد.( پدر و مادر  هر دو مرده بودند.)"

...و حالا ...چیزی برای گفتن می ماند؟...

جنس چندم؟؟!!!

جمعه 22 مهر 1384 5:33 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: زنان نظرات: 0 نظر چاپ




دیروز.....

پسر بچه نیاز به عمل جراحی فوری دارد. و حالش لحظه به لحظه بدتر    می شود. اما عملش نمی کنند. بیمارستان می گوید باید پدر بچه اجازه کتبی دهد. پدر بچه راننده است و در حال حاضر رفته بندر عباس. مادر بچه التماس می کند که عملش کنند.اما بیمارستان نمی پذیرد. مادر نمیتواند حتی با پدر بچه تماس بگیردو پدر در دسترس نیست. و بیمارستان هم حاضر به عمل نیست. مادر بچه درمانده برای نجات جان فرزندش به این و آن متوسل می شود....از کارمندان بیمارستان تا پزشک و پرستارو رییس بیمارستان. با استانداری ...فرمانداری ....دفتر امام جمعه  ....  و  تماس می گیرد که شاید آنها  بتوانند کمکی کنند و بیمارستان را مجاب نمایند تا  بچه را عمل کنند ولی بی نتیجه... گریان و نالان وسط راهروی بیمارستان فریاد می زند: من او را به دنیا اوردم ..بچه من است....من هیچ حقی ندارم......ترا خدا عملش کنید.....

 

امروز....

1)  به اداره پست می روم. می خواهم صندوق شخصی بگیرم. متصدی می پرسد"سن؟    _26

_شغل؟    _وکیل.  _متاهل یا مجرد؟    _مجرد.

می گوید: یک رضایت نامه از پدر هم لازم است!

می گویم: من مستقل هستم چه نیازی به رضایت نامه؟!

می گوید: برای خانمها لازمه! اگر مجرد باشند رضایت نامه از پدر و اگر متاهل باشند از شوهر باید رضایت نامه بیاورند!!!!

      2  )به کلانتری می روم تا ماموری بگیرم برای ابلاغ فوری اجراییه به خوانده دعوا.رییس  کلانتری می پرسد: وکیلی؟ می گویم :"بله. یک مامور بدهید تا  برای ابلاغ فوری اجراییه برویم. "   من من میکند و می گوید: "نه خانم وکیل نمی شود. صحیح نیست که ما ماموری با شما بفرستیم. خودمان ابلاغ می کنیم!"

می گویم :" من وکیل هستم و می خواهم خودم همراه مامور بروم تا کار سریعتر پیش برود و می دانم که هیچ اشکالی هم ندارد."

می گوید:" بله ولی ما درست نمی دانیم که یک مامور را با خانم بفرستیم. شما بروید من قول میدهم زود ابلاغ شود.!!!"

    3  ) در دادگاه هستم. دادگاه خانواده.مرد ازدواج موقت کرده.  همسر اولش  به دادرس می گوید: آقای قاضی! شوهرم پس از 20 سال زندگی و با داشتن بچه های بزرگ ازدواج موقت کرده و...دادرس حتی اجازه  نمی دهد زن حرفش را تمام کند ومی گوید: خب خانم ! کار خلافی نکرده. نه خلاف شرع نه خلاف عرف نه خلاف قانون!حقش است. حتی می تواند بیشتر از یک زن صیغه کند. این حق مرد است. که قانون و شرع بهش این اجازه را داده. چون طبیعت مرد با زن فرق می کند و مردها میل جنسی بیشتری دارند! نه تنها این اقا حق دارد بلکه من هم این اجازه را دارم ....آن آقای وکیل هم  میتواند......پس خلاف نیست. شما هم نمی توانید اعتراض کنید.!!!!

زن درمانده زمزمه می کند : پس من چی؟؟!!  و من حرص می خورم از اینکه چرا وکیل  آن زن نیستم!

    .....................................................................!!!!




دردسرهای مصدق شدن!

چهارشنبه 13 مهر 1384 12:44 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: جامعه نظرات: 1 نظر چاپ

 






جناب لاریجانی ( دکترای فلسفه و رئیس پیشین صدا و سیما و مسئول فعلی پرونده هسته ای ایران!) در اظهار نظری تازه فرمود ه اند که پرونده هسته ای ایران شبیه پرونده نفت ایران و انگلیس است!.
ک
ه البته با این اظهار نظر بیشتر خواسته اند خودشان را با دکتر مصدق ، یکی و هم اندازه بداند!!!بگذریم از اینکه هنوز به کسی اجازه داده نشده  بر صندلی دکتر مصدق در دادگاه لاهه  بنشیند و هنوز که هنوز است  از این مرد بزرگ در دادگاهها و سازمان های بین المللی با نیکی یاد می شود و به قول خود آقای لاریجانی در قلب تک تک مردم ایران جا دارد و البته باز هم بگذریم که از نظر همین صدا و سیما و امثالهم...دکتر مصدق تا چندی پیش اخ بود و طرفدارانش نفرین شده.....اما حال واقعا جناب لاریجانی ای که دست آوردهای سالها ریاستش بر صدا و سیما سریال های آبکی و طنزهای بی مایه و موسیقی فاجعه و  خبر_دروغ های شاخدار و .......است با کدام اطلاعات و سواد و سیاست می خواهد به جنگ با مخالفان و یا بهتر بگوییم به دفاع از ایران در سازمان های جهانی بپردازد؟؟!!!

مصدق شدن پیشکش!!!




 

جلال از سیمین بالاتره یا سیمین از جلال؟؟!!

دوشنبه 11 مهر 1384 11:57 AM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: زنان نظرات: 0 نظر چاپ



img.JPG (19742 bytes)


روزنامه شرق در شهریور  84یک ویژه نامه داشت به یاد جلال آل احمد.که خب به رسم همیشه چند تا مطلب هم از دیگران چاپ کرده بود که جلال که بود و چه کردو.....

و یک نکته جالب هم به چشم می خورد . مطلب  رضا امیر خانی در باره جلال. در قسمتی از نوشته رضا امیر خانی با عنوان جلال و سیمین دانشور آمده است:«  گفته اند در عالم فقط یک در یک ازدواج ،مردو زن کفو هم بوده اند.جز حضرت امیر و فاطمه پیامبر هیچ زن و مردی هم پایه یکدیگر نبوده اند.گفته اند در عالم فقط چند زوج بوده اند که زن بلند پایه تر از مرد بوده است.مثلا حضرت زینب و شوهرش عبدالله .تکلیف باقی ازواج روشن است.»  

از لحاظ مذهبی این حرف قابل قبول . و مشخص است که همه می دانیم حضرت زینب از شوهرش برتر بوده  و حضرت فاطمه (س) با حضرت علی (ع) برابر. اما در مورد باقی ازواج.....  

1)      جناب نویسنده منبع گفتارش را مشخص نکرده که منظورش چه کسانی ست.  و چه کسانی گفته اند که هیچ زن و مردی در دنیا هم پایه یکدیگر نبود ه اند .! 

2)      آنهایی که این نظریه را داد ه اند و چنان گفته اند (که البته هویتشان برای ما هم مشخص نیست ) بر اساس کدام  آمار چنین اظهار نظر فرموده اند! ؟ احتمالا بایستی هزینه زیادی کرده باشند که در طول 10000 سال یا حتی بیشتر(از زمانی  که انسان وجود داشته) پرسشنامه تهیه کرده و پرسشگر استخدام نموده(5 قاره راهم در نظر بگیرید به اضافه قطب شمال! ) تا بتواند به چنین نتیجه ای برسد.!!!!!

3)      والبته  میزان و مبنای ارزش گذاری زنان و شوهران چه بوده و در واقع نحوه امتیاز بندی به چه شکل بوده است؟؟!!!

4)      ودیگر انکه ما که اصلا نفهمیدیم این داده های  آماری چه ربطی به جلال و دانشور داشت!و هدف نویسنده چه بوده! بالاخره می خواسته بگوید که جلال از سیمین بالاتر بوده یا سیمین از جلال ؟؟!!!

5)      و در پایان : بهتر است نویسنده محترم برود کشک خودش را بسابد و در امور زناشویی دیگران دخالت نفرماید. و گرنه مدیون میلیاردها زن و شوهر به اندازه 10000 تا 30000سال(شاید هم بیشتر)خواهد بود و در آن دنیا باید پاسخگوی نتیجه آماری خود باشد!

6)      محض آگاهی نویسنده ارجمندو همفکرانش:

زنان و شوهرانی که همدیگر را دوست داشته باشند برای هم ارزش قائلند و نیازی به ارزش گذاری شما و دوستانتان ندارند.