یکی از دوستان اعتراض می کرد که چرا درباره 8 مارس و روز جهانی زن چیزی ننوشته ای!
چه می توانستم بنویسم وقتی که همه چیز خط قرمز دارد.......
وقتیکه حاضران در پارک دانشجو را به دلیل اعتراض به نقض حقوقشان کتک می زنند و باز اعلام می کنند که در ایران حقوق بشر رعایت می شود، دیگر از این واضح تر. این که نوشتن نمی خواهد.چه باید نوشت؟!
راستش دیگر بعضی وقت ها واقعا حرف زدن درباره برخی مسایل خسته کننده و ملال آورمی شود.......این که احساس کنی همه چیز بیهوده است......و فقط داری خودت را خسته می کنی.
روز 8 مارس هم خانه باد و باران در همدان مراسمی را برگزار کرد..........تا این روز را گرامی بدارند.............من هم برای سخنرانی دعوت شده بودم و قرار بود درباره وضعیت قوانین ایران و حقوق زن صحبت کنم...............چه باید می گفتم......حرف های تکراری.......تکراری.....تکراری....که دارد سال ها گفته می شود بدون هیچ اتفاق تازه ای!
بار پیش در روز جهانی منع خشونت علیه زنان که برای سخنرانی رفته بودم، در پایان ، خانمی دوستانه تذکر دادکه خیلی تند صحبت می کنی و مواظب باش!!
جالب بود ! نمی دانم چرا باید مواظب باشم! چون کل حرف هایم در رابطه با مسایل اجتماعی بود و از قانون و حکومت و فقه و........حرفی نزدم. نمی دانم گفتن این که در کردستان و ایلام و کرمانشاه خود سوزی زنان زیاد است و دلیلش ازدواج های تحمیلی و ......است یا اینکه در خوزستان آمار قتل های ناموسی بالاست و ...در صد بالایی از زنان ایرانی هر ساله متحمل خشونت های جنسی و مالی و جسمی و روحی می شوند و.......در خانواده ها باید فرهنگ سازی شود و ......باید از خانواده شروع کرد و تبعیض های بین فرزند دختر و پسر از بین برود و.........چه مشکل سیاسی یا حکومتی دارد که نباید اینگونه حرف بزنم! من که تنها خانواده ها را به نقض حقوق، متهم کردم .......
(که البته دستم آمد که این روزها اگر آب هم بخوری ممکن است سیاسی برداشت شود و بگویند کار سیاسی کرده ای!!!) درباره تاریخ و فرهنگ کار می کنی می گویند سیاسی شده ای! جشن سده و مهرگان برگزار می کنی می گویند فعالیت سیاسی انجام می دهی! از حقوق زنان و کودکان حرف می زنی می گویند دست از سیاست بردار! به تخریب بناهای تاریخی اعتراض می کنی ........از حقوق بشر می گویی...... از حفظ میراث فرهنگی .....از بهداشت.........از اعتیاد.....از هنر.........از فیلم..........از ادبیات...............از ..............
......راستش خیلی دل و دماغ ندارم.......خسته از حرف های همیشگی! خسته از سیاست زدگی!