من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر اسفند 1384 - نقطه سر خط

نقطه سر خط

یادداشت های مهرنوش نجفی راغب


شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

فرخنده نوروز

دوشنبه 29 اسفند 1384 06:54 AM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: تاریخ و فرهنگ نظرات: 3 نظر چاپ

 

 

 آغاز سال ۳۷۳۱ باستانی ایران

۱۳۸۵ خورشیدی

 

 

نوروز!

  ای تولد دوباره خاک

  دشت از حریر جامه سبز تو موج موج

  پستان تپه ها ز تو پر شیر

  پوشیده ای به شانه و بازوی کوهسار

                           شال نرم ابر

  بر قامت فلات

                 پیراهن بهار

 

  ای مادر نجیب زمین،

  ای پاک

  ای شعله

  ای زبان سرخ دلیر

           امسال سال کیست؟

                   سال نهنگ پیر؟

                یا سال گرگ هار؟

  یا سال های نیامده ،

                 آیا؟

  همراه تو،

            سال سپید کبوتر ،

  خواهد بود؟

    زردی را از ما بپذیر

      سرخی را به ما ببخش

                        ای نوروز

                                 ای نوروز!

                                

                                            

                                      «احمد حیدر بیگی»

امروز ۲۹ اسفند.............

دوشنبه 29 اسفند 1384 06:16 AM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: دلتنگی ها نظرات: 2 نظر چاپ

 

امروز روز ملی شدن صنعت نفت و یاد آورد تلاش های خستگی ناپذیر دو مرد بزرگ است که خاطره شان همیشه جاوید خواهد بود. دکتر مصدق و دکتر فاطمی. شوربختانه به دلیل نزدیکی این روز به سال تحویل و در واقع قرار گرفتن در پایانی ترین روز سال مورد توجه عموم واقع نمی شود. مردم گرم خرید عید و خانه تکانی و........و صدا و سیما هم که از خدا خواسته کوچکترین اشاره ای به این روز بزرگ ملی نمی کند...............بگذریم. آنهایی که می فهمند می دانند ......و آنهایی هم که می دانند می فهمند........

دارم می روم سفر.از امروز تا .............  می روم جنوب. ببینم تا کجا می شود رفت.

(اگر به همدان آمدید خوش آمدید. همدان شهری ست با قدمت هزاران سال. نخستین پایتخت سیاسی ایران زمین و زادگاه کوروش بزرگ..............آرامگاه بابا طاهر. آرامگاه پور سینا. تپه باستانی هگمتانه. شیر سنگی. گنبد علویان. برج قربان. زیارتگاه استر و مردخای. آتشکده نوشیجان . غار علیصدر......از دیدنی های این شهر تاریخی ست. )

 

                                                       

حس بیهودگی

شنبه 20 اسفند 1384 2:54 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: زنان نظرات: 8 نظر چاپ

 یکی از دوستان اعتراض می کرد که چرا درباره 8 مارس و روز جهانی زن چیزی ننوشته ای!

چه می توانستم بنویسم وقتی که همه چیز خط قرمز دارد.......

 وقتیکه حاضران در پارک دانشجو را  به دلیل اعتراض به نقض حقوقشان کتک می زنند  و باز اعلام می کنند که در ایران حقوق بشر رعایت می شود، دیگر از این واضح تر. این که نوشتن نمی خواهد.چه باید نوشت؟!

راستش دیگر بعضی وقت ها واقعا حرف زدن درباره برخی مسایل خسته کننده و ملال آورمی شود.......این که احساس کنی همه چیز بیهوده است......و فقط داری خودت را خسته می کنی.

روز 8 مارس هم خانه باد و باران در همدان مراسمی را برگزار کرد..........تا این روز را گرامی بدارند.............من هم برای سخنرانی دعوت شده بودم و قرار بود درباره وضعیت قوانین ایران و حقوق زن صحبت کنم...............چه باید می گفتم......حرف های تکراری.......تکراری.....تکراری....که دارد سال ها گفته می شود بدون هیچ اتفاق تازه ای!

بار پیش در روز جهانی منع خشونت علیه زنان که برای سخنرانی رفته بودم، در پایان ، خانمی دوستانه تذکر دادکه خیلی تند صحبت می کنی و مواظب باش!!

جالب بود ! نمی دانم چرا باید مواظب باشم! چون کل حرف هایم در رابطه با مسایل اجتماعی بود و از قانون و حکومت و فقه و........حرفی نزدم. نمی دانم گفتن این که در کردستان و ایلام و کرمانشاه خود سوزی زنان زیاد است و دلیلش ازدواج های تحمیلی و ......است یا اینکه در خوزستان آمار قتل های ناموسی بالاست و ...در صد بالایی از زنان ایرانی هر ساله متحمل خشونت های جنسی و مالی و جسمی و روحی می شوند و.......در خانواده ها باید فرهنگ سازی شود و ......باید از خانواده شروع کرد و تبعیض های بین فرزند دختر و پسر از بین برود و.........چه مشکل سیاسی یا حکومتی دارد که نباید اینگونه حرف بزنم! من که تنها خانواده ها را به نقض حقوق، متهم کردم .......

(که البته دستم آمد که این روزها اگر آب هم بخوری ممکن است سیاسی برداشت شود و بگویند کار سیاسی کرده ای!!!) درباره تاریخ و فرهنگ کار می کنی می گویند سیاسی شده ای! جشن سده و مهرگان برگزار می کنی می گویند فعالیت سیاسی انجام می دهی! از حقوق زنان و کودکان حرف می زنی می گویند دست از سیاست بردار! به تخریب بناهای تاریخی اعتراض می کنی ........از حقوق بشر می گویی...... از حفظ میراث فرهنگی .....از بهداشت.........از اعتیاد.....از هنر.........از فیلم..........از ادبیات...............از ..............

......راستش خیلی دل و دماغ ندارم.......خسته از حرف های همیشگی! خسته از سیاست زدگی!

 

 

 

مرد نکونام نمیرد هرگز

یکشنبه 14 اسفند 1384 12:11 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: تاریخ و فرهنگ نظرات: 1 نظر چاپ

 

« امشب می خواهیم راجع به یک روح بزرگ و مبارز و قهرمان عظیم که از قهرمانان آزادی و جهاد در راه وطن و بر ضد استعمار و استبداد بود ،صحبت کنیم..........مصدق از دست رفت، در زمانی که ایران شدیدترین احتیاج را به مردی مانند مصدق داشت که مردم ایران را رهبری کند.... و ایام پر شعاع مردم ایران را در زمان رهبری دکتر مصدق تجدید نماید........... ای مصدق ، سلام بر مبارزان تو »              رادیو صوت العرب 15/12/1345

 

.

امروز سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق بود.. .......در سوت و کور و بدون هیچ اتفاقی این روز همچون 39 سال گذشته، گذشت . انگار نه انگار او مردی بود که تمام زندگی اش را در راه ایران و هموطنانش گذاشته بود.

مردی که به قول دکتر شریعتی 70 سال برای آزادی نالید ، 14 اسفند 1345 ساعت 6:45 بامداد در بیمارستان مهر تهران بر اثر خونریزی شدید معده درگذشت.

وی حتا حاضر نشد برای درمان ایران را ترک کند. فرزندانش که بدون اجازه او سعی داشتند مقدمات اعزام او را به خارج از کشور برای درمان فراهم کنند نتوانستند رژیم را راضی کنند و البته با آمدن پزشکان خارجی به بالین او در تهران موافقت شد. وی وقتی آگاه شد که ممکن است پزشک خارجی بر بالینش آورند گفت: «لعنت بر من و هر کس دیگر که در این زمان خرج چندین خانوار این مملکت فقیر را صرف آوردن دکتر از خارجه بنماید. من خاک پای این ملتم و مقدرات من از مقدرات او جدا نیست . هر امکانی که در داخل کشور برای معالجه وجود داشته باشدبرای من کافی ست به علاوه آوردن دکتر از خارجه توهین به اطبای ایرانی ست و من حاضر به این توهین نیستم.»

اما ........

مهم نیست . مهم نیست که رژیم منحوس محمدرضا شاه پهلوی او را خانه نشین کرد و سعی در تحقیر او را داشت و حتا اجازه نداد به آخرین آرزوی او (که دفن در محلی که شهدای 30 تیرمدفون بودند) جامه عمل پوشیده شود و مهم نیست که اکنون نیز برنامه ای دولتی به یاد او برگزار نمی شود و او را می خواهند در یادها هم متروک کنند............مهم این است که هر ایرانی آزادیخواه و هر آزاد اندیش غیر ایرانی او را به یاد داشته و در دلهای تک تک مردمان آزاده جهان جای دارد.

 

                       ......

                         دریغی نیست

                              تو یادت همچو خورشید فروزان

                                                             جاودان ماند

                        و نامت

                          هزاران سال دیگر نیز

                                     هر آزاده ای با شوق می خواند

 

                                                                         «حمید مصدق»

ورزشگاه بدون آزادی

پنجشنبه 11 اسفند 1384 08:25 AM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: زنان نظرات: 0 نظر چاپ

 

Photo

چهارشنبه ۱۰ اسفند ۸۴ 

(تلاش دختران و زنان ایرانی برای حضور در ورزشگاه آزادی)

خورداد ماه ۸۴  نزدیک به۳۰ نفر از زنان توانستند وارد ورزشگاه شوند و تابوی ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه آزادی را بشکنند. دیروز هم حدود ۵۰ نفر از زنان در برابر ورزشگاه آزادی (بازی ایران و کاستاریکا)جمع شده و خواهان ورود به ورزشگاه شدند.ولیکن با ممانعت نیروی انتظامی مواجه شده و اجازه ورود نیافتند.

این خبری بود که از دیشب در وبلاگ های زیادی آمده بود. تلاش زنان برای ورود به ورزشگاه. شاید خیلی ها فکر کنند که:( آخه بروید ورزشگاه که چی؟ فوتبال ببینید که چی بشه وقتی خیلی از حقوقتان پایمال شده. وقتی خیلی از زن ها مشکلات بزرگتری دارند  تلاش برای دیدن فوتبال هم شد کار! تازه آن هم بازی با کاستاریکا که دیدن هم ندارد!!!!)

ولی آن ها فکر نمی کنند که هدف تنها دیدن فوتبال نیست.حالا بازی با هر تیمی که می خواهد باشد. خیلی از زنان ممکن است اصلا به فوتبال هم علاقه نداشته باشند ولی فکر اینکه هنوز ضعیفه ای به حساب می آیند که حق ندارند به دلیل ضعف یا شاید به دلیل اینکه آدم  کامل حساب نمی شوند!! وارد برخی از اماکن شوند دردناک است. هدف تنها دیدن فوتبال نیست.

                هدف اعتراض به محدودیت آزادی های زنان در جامعه است.