یک هفته ای از اعلام نتایج انتخابات شورای شهر می گذرد و از تب و تاب ها کاسته شده است. و من هم وقت آزاد تری پیدا کرده ام. پیش از هرچیز باز از همه دوستان به خاطر کمک هایشان ممنونم. از دوستانی که برایم پیام گذاشتند و از همه دوستانی که در وبلاگ هایشان به یاد من هم بودند از نسرین، شادی صدر، نیما، مهردادحمزه، گیسو فغفوری و علی اصغر سید آبادی و کاوه کرماشانی و ...... از همگی تان ممنونم. در ضمن دوستان وبلاگ خوان من، از شما هم به خاطر کم کاری این چند وقته عذر خواهی می کنم. سعی می شود از این پس بیشتر بنویسم.
مسایل زیادی در این دوره پیش آمد که می توان درباره هرکدام ساعت ها حرف زد (البته مسلما یکی از دلایلی که این قدر حرف برای گفتن دارم حضور خودم دراین انتخابات به عنوان یک کاندیدا است) اما یکی از مواردی که با توجه به گرایش فکری خودم بیشتر دوست دارم درباره آن بگویم حضور زنان است.
پس از اعلام نتایج انتخابات شوراها در شهر های مختلف، کسب آرای بالای زنان (به ویژه در چند شهر) موجبات خوشحالی فعالان حقوق زنان را فراهم آورد. گرچه میزان شرکت زنان در انتخابات کم بود و تعداد کمی از زنان ثبت نام کرده بودند اما نتایج، حاکی از آن بود که با همان تعداد کم، زنان توانستند آرای خوبی را به دست آورند.
البته این خوشحالی از کسب آرای خوب زنان، به خاطر نگاه زن سالارانه نیست. که چنین بینشی(مردسالاری و زن سالاری) به دور از یک تفکر و نگاه روشن بینانه و معقول امروزی است. چرا که اصل، شایسته سالاری است. اما خوشحالی از آن جهت است که نگاه جامعه به سوی بهبود نسبت به نقش زنان، تغییر یافته است.
آنچه مسلم است آنکه جامعه ما جامعه ای در حال گذار است. جامعه ای که برخی سنت ها را کنار گذاشته و در جستجوی جایگزین های نو و تازه ای به جای ارزش ها و هنجارهای سنتی است.
در جامعه سنتی، نقش زنان و مردان کاملا مشخص بود و نقش فرودست زنان، مشکل چندانی در روابط اجتماعی و خانوادگی ایجاد نمی کرد اما در جامعه مدرن، نگاه فرودست به زنان و نقش هایی که می توانند ایفا کنند، قابل پذیرش نبوده و جامعه خواستار حضور بیشتر زنان در عرصه های اجتماعی است. چرا که درجامعه مدرن، شعارها عوض می شوند: آزادی ، برابری ، ... و در نتیجه ارزش ها و هنجارها هم تغییر پیدا می کنند.
بنابراین وقتی جامعه به سوی مدرنیزه شدن پیش می رود، نگاه فرودستانه به زنان معنا پیدا نمی کند .وقتی از ارزش های نو و شعارهای برابری صحبت به میان آورده می شود، نمی توان زنان را در همان قالب سنتی خود حفظ کرد و در واقع نیمی از جامعه را در محدوده بسته ای قرار داد. بنابراین برابری یعنی زن= مرد. و انسان های برابر هستند که می توانند در جامعه مدرن، پذیرای مسئولیت های زندگی واجتماعی مدرن باشند علاوه بر آنکه جامعه می تواند از نیرو ها و توانمندی های آنان در راستای توسعه و پیشرفت بهره بیشتر و بهتری بگیرد.
بنابراین یکی از نشانه های رشد جوامع، حضور بیشتر زنان در عرصه های مدیریتی و اجرایی است و وقتی این حضور با رای مردم باشد و مستقیما از سوی مردم برای به عهده گرفتن مسئولیت های اجتماعی انتخاب شوند ارزش و اعتبار بیشتری دارد تا اینکه از سوی مقامی منصوب شوند(یعنی انتخابی باشند نه انتصابی). و در واقع، این موقعی است که خود مردم به این باور رسیده اند که زنان می توانند هم پای مردان در امور مدیریتی کار آمد بوده و حضور موثری داشته باشند.
اما در جامعه ما چه اتفاقی افتاده؟
در حال حاضر میزان حضور زنان در پست های مدیریتی کشور کمتر از یک درصد است. در 7 دوره مجلس به طور میانگین 3 درصد نمایندگان ، زن بوده اند. فعالیت شغلی زنان در ایران حدود 3 درصد است. فقط 7% اعضای شوراهای شهر دوره اول و دوم را زنان تشکیل داده اند و در روستاها این میزان 3/1% بوده است. که همه این ها نشان از حضور کمرنگ زنان در جامعه می باشد. و یکی از دلایلی نیز که مرا مجاب به شرکت در انتخابات کرد و قبلا هم برایتان گفتم همین حضور کمرنگ زنان بوده است.
اما نتایج انتخابات اخیر نشان از تغییرات محسوسی دارد. تغییراتی که به سوی اعتماد مردمی به زنان و حضور زنان در امور مدیریتی و اجرایی پیش می رود. زنان با وجود تعداد کم توانستند موفقیت چشمگیری را در شهرها به دست آورند.
یکی از اتفاقات خوب نیز در شورای شهر همدان، حضور 4 زن است که 45% اعضا را تشکیل می دهند. البته به نوع دیدگاه ها و نگرش آن ها کاری ندارم ( هر 4 نفر از گرایش های متفاوت هستند.)
در سایر شهرستان های استان همدان هم همین طور. در جورقان یک زن به شورای شهر راه یافته که البته تنها کاندیدای زن جورقان هم بوده. در اسدآباد هم یک زن با رای بسیار خوب به شورای شهر راه پیدا کرده. از استان های دیگر هم همین خبرها را دارم. در گنبد، زنان حضور موفقی داشته اند، زنجان هم همین طور. در شیراز، یک دختر خانم جوان به نام فاطمه هوشمند (2 سال از من کوچکتر است) رای بالایی را به دست آورده و به شورای شهر شیراز راه یافته. در قزوین مانند همدان ۴ زن به شورا راه پیدا کرده اند. در اهواز هم آرزو بابادی بیشترین رای را آورده که واقعا به همه شان تبریک می گویم. و همه این ها نشان از رشد فکری و بهبود نگاه جامعه نسبت به زنان و نقش هایی که می توانند ایفا کنند دارد.
****
در برخی سایت ها خواندم که امیدوار بودند دلیل موفقیت زنان، چشم و ابرویشان نبوده باشد!! و چنین تحلیل! کرده بودند که جاذبه های خاص زنان باعث موفقیتشان شده!!!!
نکته جالب آن است که چرا این تفکر درمورد مردان خوش تیپ و خوش قیافه ای که با ژست های آنچنانی عکس گرفته اند وجود ندارد؟! چرا باز که نوبت به زنان رسید به جای اشاره به توانمندی هایشان، جاذبه های جنسی شان را به رخ می کشند؟! آیا شخصیت زن فقط در همین وادی خلاصه می شود؟؟ آیا فقط مردان در انتخابات شرکت کرده اند که به جاذبه جنسی یک زن رای دهند؟! جامعه زنان در این انتخابات چه سهمی داشته؟! یعنی آن ها رای نداده اند؟؟!! آیا این توهین به شعور هزاران شهروندی نیست که به خاطر توانمندی، سواد و دانش، ایده ها، گرایش های فکری، و حتا از روی حس دوستی و آشنایی به کاندیداهای زن مورد نظرشان، رای داده اند؟!!!
راستش اگر بخواهیم عوامانه مثل خودشان تحلیل کنیم باید بگوییم، این گونه تحلیل ها هم از حسادت است!!