«این جلسه خیلی مردانه است و تنها خانم شرکت کننده شما هستید. شاید خودتان هم راحت نباشید. پس بهتر است یکی از آقایان به جای شما شرکت کند.»!!!
این را یکی از آقایان می گوید وقتی که من نماینده شورای شهر شدم در «کمیسیون نظارت بر اصناف و تنظیم بازار استان».
راستش پیش از این فکر می کردم که حضور زنان در پست های مدیریتی کمرنگ است اما حالا که در جلسات اداری و کمیسیون ها و کارگروههای استانی به عنوان نماینده شورای شهر، شرکت پیدا می کنم می بینم که حضور زنان کمرنگ نیست بلکه کاملا بی رنگ است!!
در این جلسات و کمیسیون ها تنها زن حاضر، فقط من یا به تناسب حضور، یکی از 3 خانم دیگر عضو شورای شهر است و غیر از ما در هیچکدام از جلساتی که مدیران ادارات و روسای نهادها و سازمان ها حضور دارند خانم دیگری دیده نمی شود.
این در حالیست که یکی از آقایان، (به جای تشویق به حضور زنان) اعتقاد دارد که مثلا در کمیسیون اصناف که همگی مرد هستند و من تنها زن حاضر در کمیسیون می باشم، حضور اینجانب در یک جلسه کاملا مردانه!! جالب به نظر نمی رسد!! (گرچه اینجانب نماینده در این کمیسیون ماندم و هستم.)
( و البته من که هنوز معنی کاملا مردانه و اینکه چگونه یک جلسه اداری با عنوان کاملا مردانه تعریف می شود را نفهمیده ام!!)
یک بار از یکی از مدیران ادارات دولتی در رابطه با عدم استفاده از زنان در پست های مدیریتی انتقاد می کردم، ایشان عنوان کردند که خانم ها خودشان تمایلی به پذیرش مسئولیت ندارند و از پست مدیریتی گریزانند.
حال آیا واقعا خود خانم ها هستند که تمایلی ندارند یا جامعه آنها را نمی پذیرد؟ و یا اگر خود علاقه ای نشان نمی دهند، این عدم علاقه چه دلیلی می تواند داشته باشد؟
این عدم تمایل زنان را می توان نتیجه دو امر تلقی نمود:
1)عدم خود باوری زنان
در بیشتر خانواده ها از همان ابتدا نقش های تعریف شده ای به دختر بچه ها و پسر بچه ها داده می شود.
از همان کودکی، اسباب بازی ها هویت ها را مشخص می کند: برای دختر عروسک و برای پسر ماشین.
در دوران دبستان، درسهای مدرسه و حتی نقاش هایی که در کتاب های درسی است همه با دید جنسیتی تعریف شده اند. در کتاب فارسی کلاس اول همیشه پدر نان می آورد پدر تاب درست می کند. مادر یا لباس می شوید یا غذا می پزد. و بچه ها هم همین طور. سارا(اکرم «که در کتاب های جدید به آزاده تغییر نام داده است») به مادر در پختن غذا کمک می کند و دارا( امین) به کارهایی که مردانه تعریف می شوند می پردازد.
در کتاب فارسی کلاس دوم می خوانیم که کوکب خانم مادر عباس است.( کوکب خانم با مادر عباس بودن تعریف می شود نه به عنوان هویت و شخصیتی مستقل) و در مقام تمجید او عنوان می شود که چه قدر کارهای خانه و آشپزی و ... را خوب بلد است.
و همین طور ....هرروز و هر لحظه نقش هایی که از سوی جامعه برای زنان مشخص می شود در همین محدوده باقی می ماند. از همان کتاب های درسی گرفته تا تبلیغات تلویزیونی و محیط کار و........
اما بر گردیم به داخل خانواده ها:
متاسفانه دربرخی خانواده ها هنوز همان نگاه سنتی نسبت به نقش های زنان و مردان وجود دارد. تقسیم نقش ها نه بر اساس توانایی ها و استعداد هاست بلکه از همان ابتدا با نگاه برتری پسر بر دختر، نقش ها تقسیم می شوند. از همان ابتدا به دختران آموزش داده می شود که همیشه باید زیر چتر حمایت یک مرد قرار گیرند. آن مرد یا پدر است یا برادر و یا شوهر. اما پسران می آموزند که باید زنان را زیر چتر خود قرار دهند: حمایت از مادر،خواهر، همسر، دختر.....
بریگیته بروک (جامعه شناس آلمانی) در مقاله ای با عنوان «زنان و مردان چگونه ساخته می شوند؟» می نویسد: «در برخی خانواده ها نقش مردانه اساسا با ارزش تر شمرده می شود و دختران یاد می گیرند که نقش جنسیتی شان با فرو دستی مرتبط است. اگر دختری خوب باشد یعنی حتی اگر نقش جنسیتی خود را کاملا ایفا کند، به هر حال بد است و یا دست کم بدتر از پسر است. راهبردهای رفتاری دختران در برخورد با این بحران حتی در اوان کودکی نیز بارز است: انکار پیکر خود، انعطاف بی اندازه، تسلیم شدن و نفرت از خود.
البته دخترها تا پیش از بلوغ هنوز می توانند رفتارهای مردانه داشته باشند. اما ناچارند به همراه بلوغ، نقش زنانه خود را بپذیرند زیرا در غیر این صورت تبدیل به فردی تکرو می شوند که عواقب منفی آن تا آن جا پیش می رود که آنها را بیماری روانی بدانند.
در مقابل پسران می آموزند که وقتی بزرگ شوند، نقش مردانه به عهده آنهاست که ارزشی بالاتر از زنان دارد و می آموزند که حتا به عنوان کودک نیز باید بتوانند در برابر دختران و زنان نقش مرد کوچک را ارایه دهند.»
2)مسئولیت های خانه
مسئولیت های خانه و مشغله های زندگی زناشویی در دو نقش همسر و مادر می تواند دلیل دیگری بر عدم علاقه زنان در عرصه های مدیریتی باشد. پوشش دادن به کارهای خانه، نگهداری از فرزندان ودر کل مدیریت در خانه، زنان را از توجه به مدیریت درمحل کار باز می دارد.
مسئولیت سنگین خانه و انتظاراتی که جامعه از یک زن به عنوان همسر و مادر دارد آن هم در جامعه ای که فعلا در حال گذار از سنت به مدرنیته است و هنوز نتوانسته دیدگاه های فرودستانه و سنتی خود را نسبت به حضور زنان کنار بگذارد، دیگر جایی برای حضور قدرتمند و پر رنگ زنان در مدیریت های اجتماعی نمی گذارد.
اما وجود نگاه های سنتی :
هایدی هارتمن (اقتصاد دان و فمینیست) اعتقاد دارد که:« اگر زنان می خواهند به موقعیت اجتماعی برابر با مردان دست یابند و اگر هم زنان و هم مردان خواهان شکوفایی کامل استعدادهای خود هستند نه تنها ماهیت سلسله مراتبی تفکیک شغل میان آنها باید از میان برداشته شود بلکه خود تفکیک شغلی بر اساس جنس نیز باید از میان برود.»
اما متاسفانه در طول زمان زنان به حاشیه رانده شده و فرصت های مدیرتی از آن گرفته شده است. در طول تاریخ تفکیک شغلی بر اساس جنس عمومیت داشته و تقریبا در بیشتر موارد، تقسیم کار میان زن و مرد سلسله مراتبی دارد و در بیشتر موارد مردان در بالا و زنان در پایین قرار دارند. ضمن آنکه در بسیار از مواقع، سنگ اندازی ها و مزاحمت های کارمندان مردی که با نگاه مرد سالارانه خود، حضور یک مدیر زن برایشان قابل پذیرش نبوده و آن را بر نمی تابند، به هر نحوی با قصد تخریب به ایجاد تنش در محیط کارمی پردازند و در پی آن، عدم حمایت های بعدی جامعه و هم چنین عدم حمایت مدیر فرادست، زنان متخصص و مدیر را به این سمت سوق می دهد که نسبت به پذیرش پست های مدیریتی علاقه ای نشان ندهند.
بنابراین بسیار لازم است در کنار یک فرهنگ سازی عمومی در جامعه برای پذیرش زنان در پست های مدیریتی و ارشد، زمینه های اعتماد به نفس و خود باوری نیز از همان کودکی و در خانواده و مدرسه در دختران ایجاد شده تا آنها را برای ورودی کارآمد و پر قدرت در عرصه های اجتماعی و به عهده گرفتن نقش های بالاتر و مدیریتی آماده سازد.


پنجشنبه 31 خرداد 1386
موضوع:
نظرات: 



