من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر مهر 1386 - نقطه سر خط

نقطه سر خط

یادداشت های مهرنوش نجفی راغب


درمان سرطان با سایبرنایف درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

وافته ی ۲

جمعه 27 مهر 1386 1:43 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: سروده ها نظرات: 2 نظر چاپ

در ذهن پوشالی ات،

تفاله های عقده ای کور جان گرفته اند.

در ذهن پوشالی ات،

دنیا چه رنگی ست،

 ای کهنه دروغ سال های غمگین کلاغ!

تمام می شوی،

و دیگر باد هم باورت نخواهد کرد.

سگ ها کراهت لبخندت را پارس می کنند

و آسمان زخمی غروبش را با تو قسمت نمی کند.

با تو،

تویی که سال هاست قصه ات زنگ زده

و تنها موریانه ها را معشوقی.

زمین دروغ نمی گوید،

زمین دروغ نمی زاید،

می دانم

تمام می شوی.

شلاق باد خوابت را می رباید،

و من می مانم،

من،

استوار،

همیشه.

ای مترسکی که بر جالیز خستگی هایم،

ایستاده ای!

احساس تکلیف؟؟!

شنبه 21 مهر 1386 10:37 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: شهر و شورا نظرات: 4 نظر چاپ

«عباس صوفی ، چهارمین گزینه شهرداری همدان از سوی وزارت کشور تایید نشد».

این خبری بود که هفته گذشته شورا را دوباره دچار چالش کرد. آن هم در حالیکه این بار با توجه به حمایت استانداری از ایشان احتمال  تایید شدن وی را بالا می دانستیم. پس از اعلام رد وی و بعد از رایزنی های بسیار برای مجاب کردن وزارت کشور، تلاش ها به نتیجه ای نرسید و آقای صوفی طی نامه ای انصراف خود را از کاندیداتوری شهرداری همدان اعلام نمود. حقیقت آن بود که تقریبا مراحل صدور حکم آقای صوفی رو به اتمام بود و حتی به وی اعلام شده بود که در همایش شهرداران شرکت کند و شواهد دیگر حاکی از قطعی شدن حکم ایشان را داشت که ناگهان در آخرین لحظه ورق برگشت و اعلام شد که ایشان نیز تایید نشده است!!!

آقای صوفی، در نامه اعلام انصراف خود پس از مقدمه و بیان اینکه برای حل مشکلات شهر برنامه ای جامع را تدوین کرده بود آورده است:

«.........ظاهرا تمایلی به حل معضلات و مشکلات موجود شهر همدان از سوی برخی افراد به ظاهر دلسوز نیست. علت چیست؟! ان الله لا یتغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.

 علی ایحال به جهت جلوگیری از تطویل انتخاب شهردار و خروج از سردرگمی موجود در وضعیت خدمت رسانی به مردم و به جهت اینکه اعضا محترم شورا فارغ از مسایل موجود بتوانند گزینه بعدی را معرفی نمایند رسما انصراف خود را از تصدی پست شهرداری اعلام می نمایم چرا که خدمتگزاران بهتر و شایسته تر و لایق فراوانند.

لازم می دانم از حمایت های آن دسته از اعضا محترم شورای شهر که صادقانه و به دور از هرگونه دورویی و نفاق به آرای خویش وفادار بوده ( بر خلاف افرادی که همواره منافع شخصی را به منافع جامعه ترجیح می دهند) و منافع شهر را قربانی امیال سیاسی نکردند تشکر نمایم.........»

پس از آن و در روز چهارشنبه آقای حسنی حلم به عنوان رییس و سخنگوی شورا در مصاحبه مطبوعاتی، هر آنچه بر سر شورای سوم آمده بود و جریان انتخاب شهردار را بیان کرد و درپاسخ یکی از خبرنگاران که شورای سوم را به خاطر مساله شهردار، ضعیف خوانده بود گفت که:« شورای سوم ضعیف نیست. مشکل شورای سوم این است که معامله گر نیست چرا که اگر اهل معامله بود همان ابتدا شهردار منتخبش تایید شده بود و این مسایل پیش نمی آمد».

در حال حاضر همدان، رشت، کرمانشاه از مراکز استانها و حدود 50 شهر دیگر فاقد شهردار هستند. گزینه پنجم شهرداری کرمانشاه نیز رد شده، شورای رشت همچنان بر گزینه خود اصرار دارد که مورد قبول استانداری و وزارت کشور نیست وحتی بنا بر شنیده ها زیر فشار انحلال نیز هستند که آقای حسنی حلم درمصاحبه مطبوعاتی خود گفته است: در صورت فشار برای انحلال شورای رشت، شورای همدان اولین شورایی خواهد بود که از شورای رشت حمایت خواهد کرد.

همچنین ایشان به اولین نشست روسای شوراهای  مراکز استان سراسر کشور که به زودی با پیشنهاد و میزبانی شورای سوم در همدان برگزار خواهد شد اشاره کرده است.

حال شورای شهر همدان است  و قضیه ناتمام شهردار!

پیشنهاد اینجانب و یکی دو نفر از اعضا بر این بود که به دنبال گزینه پنجم بودن اشتباه است و بایستی شورا موضوع را طبق قانون به هیات حل اختلاف ارجاع دهد ولیکن این پیشنهاد با این استدلال که منتخبان، خودشان رسما انصراف داده اند، رای نیاورد.

پیگیری در تهران هم کاملا بی نتیجه بود.......حتی معاونت وزارتخانه نیز متاسفانه حاضر به گذاشتن وقت، دست کم برای شنیدن حرف های نمایندگان مردم نشد. هر تماس برای گرفتن وقت بی جواب بود و نهایتا پس از اصرار اعضا برای دیدن ایشان، اعلام نمودند که تا اواخر هفته آینده وقت ندارند!!

آیا تعیین تکلیف وضعیت مدیریت یک شهر 500 هزارنفری که عنوان پایتخت تاریخ و تمدن را نیز یدک می کشد اهمیت کمتری از سایر برنامه های جاری وزارت  کشور دارد؟!

متاسفانه شهرداری همدان در این شهر سیاست زده، قربانی شده است. اگر نه این است، به چه دلیل و به کدامین قصور، منتخبان شهرداری همدان رد شده اند؟ آیا این رد صلاحیت های مکرر کاندیداهای شهرداری، اهانت به رای مردم نیست؟ آیا این پروسه، منجر به بایکوت شدن مدیران توانمند و باتجربه شهرداری نمی شود؟

آقایانی که راه وزارت کشور را پیش می گیرند و علیه انتخاب های شورا نامه نگاری می کنند و چنین استدلال می کنند که احساس وظیفه کرده اند!!، حال چرا ساکت نشسته اند و در برابر جفایی که این چنین به آرای مردم می شود و 5 ماه شهر را در بلاتکلیفی قرار داده  احساس وظیفه نمی کنند و قدمی برنمی دارند؟؟ آیا حمایت و صیانت از رای منتخبان مردم، وظیفه و تکلیف نیست؟!

پر واضح است که انتقاد کردن و تخریب و داشتن توقع، سهل است و هزینه ای ندارد. جایی که باید وارد عمل شوی و به حقیقت بخواهی  گره ای از مشکلات باز کنی مهم است و دارای ارزش، و ای کاش این احساس تکلیف، همیشه باشد. همیشه!





 

سرد و سبز(۲)

دوشنبه 9 مهر 1386 01:41 AM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: سفرها و گذرها نظرات: 2 نظر چاپ

بخش دوم گزارش سفر را باید زودتر می نوشتم ولی کمی سر شلوغی و متاسفانه بحث ناتمام شهردار! مانع از نوشتن می شد.

به هر حال سعی کردم بخش دوم سفر را بنویسم  تا انتقال تجربه ای هم باشد برای دوستان NGO ها. (توضیح:سفر ربطی به شورای شهر نداشته و شخصی بوده است)


****

 

درابتدا قرار بود از فعالیت دو گروه از NGO ها در اسکاتلند بگویم که با انجمن شهر و دولت مرکزی مشارکت دارند:


Advice Center

این NGO یک مرکز مشاوره است که با انجمن شهر مشارکت دارد و اعتبارش از چند نهاد از جمله انجمن شهر تامین می شود. در واقع 60% از اعتبارش مربوط به انجمن شهر است. این مرکز فقط خدمات مشاوره ای ارایه می دهد و فعلا در نقاط محروم شهر گلاسگو شعبه دارد. در واقع یک مرکز مشاوره رایگان درباره همه چیز. از مشاوره درباره چک و خرید اتوموبیل و مشکلات مسکن و پرداخت بدهی و مسایل خانوادگی و ........تا چاپ کتاب و سفر.

مشاوران قبلا آموزش های لازم را دیده اند و متخصصان مربوطه نیز به عنوان سرپرست بر کار آنها نظارت می کنند. البته اینجا فقط مشاوره داده می شود که چگونه مشکلت را حل کنی. مثلا اگر کسی با بیمه مشکل دارد به این مرکز مراجعه می کند و در اینجا Advisor یا مشاور، راهنمایی اش می کند که به کدام بخش بیمه باید مراجعه کند با چه کسی صحبت کند و چه بگوید. یا کسی که می خواهد وام بگیرد به او کمک می شود تا بهترین و راحت ترین راه را برای گرفتن وام پیدا کند. اما شیوه پیگیری هم جالب است. برای هر مراجعه کننده ای پرونده ای تشکیل می شود و تمام مراحل مشاوره و نوع مشکل  او در پرونده درج می گردد. مسئول پیگیری موظف است تا آخرین مرحله حل مشکل ، پرونده را دنبال کند و نتیجه نهایی را به صورت گزارش ارایه نماید.


Violence Against Women Team

در رابطه با خشونت های خانوادگی خصوصا خشونت علیه زنان و مشکلات حاد آنها انجمن شهر گلاسگو فعالیت خوبی دارد. و یک تیم قوی متشکل از سهNGO   این فعالیت ها را تحت پوشش دارد.


سازمان تارا

یکی از این NGO هاست که به خوبی از طرف انجمن شهر حمایت می شود. فعالیت این سازمان در رابطه با مبارزه علیه فحشا ، ایدز و اعتیاد زنان است.

یک تیم برای پیدا کردن زنانی که دارای مشکل اعتیاد هستند و یا به فحشا کشیده شده اند  و یا مورد خشونت واقع شده و سرپناهی ندارند، تشکیل شده است. آنها این زنان را پس از شناسایی به سازمان معرفی می کنند. سازمان پس از تحقیقات لازم،  آنها را تحت پوشش و بازآموزی یا درمان قرار می دهد.

ایجاد خانه های امن، کمک های بهداشتی، مشاوره، دادن غذا و سرنگ مجانی و .....از جمله خدماتی است که این سازمان به زنان آسیب دیده  یا در معرض آسیب ارایه می دهد.


سازمان بحران تجاوز

حدود 30 سال سابقه فعالیت دارد. فعالیت این سازمان در رابطه با  زنان و دخترانی است که مورد خشونت و تجاوز جنسی قرار گرفته اند. و با دادن خدمات مشاوره ای تخصصی به صورت رایگان سعی در تعدیل مشکلات روحی روانی و کم کردن اندوه و ناراحتی قربانیان را دارند. هم چنین به خانواده های قربانیان نیز مشاوره می دهند. مثلا به  پدر و مادر یا شوهر و یا سایر وابستگان نزدیک قربانی، که چگونه بعد از این باید با قربانی رفتار کنند تا بیش از این دچار افسرگی و رنج نباشد.

خدمات مشاوره ای از طریق تلفن، مکاتبه ای و چهره به چهره  انجام می شود و ممکن است پیگیری یک مورد تا بازگشت به حالت اول چند ماه طول بکشد. این سازمان، کل اسکاتلند را تحت پوشش دارد.

سازمان سوم به ارایه خدمات بهداشتی پزشکی به زنان و دخترانی که مورد تجاوز یا خشونت های خانگی قرار گرفته اند می پردازد و تقریبا فعالیتی شبیه به پزشکی قانونی دارد. سعی می شود در 7 روز اول با  فرد آسیب دیده تماس برقرار شود. و افراد بالای 13 سال نیز مورد نظر هستند. فرد خشونت دیده پس از مراجعه  یا معرفی به مرکز، مورد معاینه قرار می گیرد  و هر نوع آسیبی که به وی وارد شده در پرونده اش درج  می شود و در واقع  مدارک پزشکی علیه متهم، مستند سازی می شود. این مدارک و پرونده، محرمانه است و به هیچ جا جز بنا به درخواست قربانی ارایه نمی گردد. دلیل تاسیس این مرکز این بوده که بسیاری از قربانیان خشونتهای خانوادگی از ترس  آبرو یا  به خاطر تهدیدهای فرد متجاوز حاضر به اقامه دعوا یا گزارش به پلیس نمی شوند  و به همین خاطر به پزشکی قانونی نیز مراجعه نمی کنند. به همین دلیل این مرکز ایجاد شده تا زنان قربانی ای که فعلا قصد شکایت ندارند بتوانند هم درمان شوند و هم  استعلامات پزشکی را از وضعیت خود بگیرند تا بتوانند از آنها در موقع لزوم استفاده کنند. استعلامات این مرکز مورد تایید وزارت دادگستری است  و در دادگاه ها پذیرفته می شود و اعتبار قانونی دارد. همه ی خدمات نیز توسط زنان انجام می شود و به همین دلیل قربانی احساس امنیت بیشتری می کند.

این مرکز تا سه ماه افراد را تحت پوشش قرار می دهد و پس از آن، آسیب دیده به یک NGO  ی دیگر معرفی می گردد.

اگرچه این NGO  ها با حمایت انجمن شهر و دولت مرکزی اداره می شوند اما باز با مشکل بودجه مواجه اند.

مشکل دیگر، نگاه منفی جامعه و فرهنگ غلط اجتماعی نسبت به آسیب دیده ها به خصوص زنان خیابانی و عدم شناخت نیازهایشان است.


دادگاه خشونت های خانگی که 8 سال است با تلاش فعالان زنان  و با مصوبه پارلمان تاسیس شده، یک تحول در نظام قضایی و امنیتی به شمار می آید. درحال حاضر 64 شعبه دادگاه در اسکاتلند به پرونده های خاص خشونت های خانوادگی که با حضور و استفاده از مشاور و در صورت امکان قاضی زن برگزار می شود می پردازد.

 بازدید از مرکز سازمان های غیر دولتی  که در شهر دندی(Dandi) قرار دارد و نشست یک روزه با موسسات خیریه و انجمن های فعال از دیگر برنامه ها بود. و در پایان حضور در گلاسگو نیز، هیات پاکستانی از شهرداری لاهور، میزبانی اولین اجلاس سازمان های غیردولتی که احتمالا دربهمن ماه برگزار می شود را پذیرفت.

 

روز آخر در اسکاتلند و سفر به  Loch Ness

 

حیف است که ازدیدنی ترین نقطه اسکاتلند چیزی نگویم. شمالی ترین نقطه اسکاتلند و بالاترین بخش جزیره بریتانیا منطقه «های لند» (Highland) است. با دریاچه های زیبا و زمین های سرسبز و درختانی سوزنی برگ. همه جا سبز است و جاده باریک جنگلی ما را می برد به سمت لاخ نس ( Loch Ness) . دهکده های بین راه پر از گل است و باغچه ها به شکل بسیار زیبایی گلکاری شده و جالب این بود که این دهکده ها حفاظت شده بودند.

و بالاخره Loch Ness ، دریاچه ای بسیار زیبا با یک قصر قدیمی. این دریاچه به خاطر افسانه ای که اسکاتلندی ها به آن جنبه واقعیت داده اند معروف است. می گویند این دریاچه هیولایی دارد که بعضی وقت ها از آب بیون می آید  و البته تا به حال فقط محلی ها آن را دیده اند! هیولای لاخ نس ، سوژه بسیاری از داستان های اسکاتلندی است و امروزه  نیز این افسانه منبع خوبی برای درآمد از راه گردشگری شده و عروسک، کتاب و فیلم و مجسمه و..............از هیولای لاخ نس ساخته شده است.

 

در لندن

 برای بازگشت به لندن ترجیح دادم زمینی سفر کنم. بقیه دوستان، هواپیما را ترجیح دادند و من هم با ترن ساعت 4، گلاسگو را ترک کردم و راهی لندن شدم. بلیت ترن را هرچه زودتر بخری ارزان تر است و هرچه به روز و ساعت حرکت نزدیک تر شوی گران می شود. 38 پوند بابت خرید بلیت دادم و تازه به نسبت روز حرکت ارزان تر خریده بودم!

پرخوراکی انگلیسی ها نکته قابل توجهی بود که در ترن به آن پی بردم. رفت و آمدهای مکررشان به رستوران  و خرید انواع ساندویچ و شکلات وکیک و تنقلات دیگر، چاقی بیشتر انگلیسی ها را توجیه می کرد.

در طول راه از زیبایی مناظر لذت بردم و مانند لاخ نس همه جا سبز و جابه جا گوسفندهای تپل و سفید در حال چرا، منظره زیبایی را ایجاد کرده بود.

باران هم نم نم می بارید که در آن غربت برای من فضای شاعرانه ای بود!

 

 

از شهرهای نیوکاسل و بیرمنگام و کمبریج گذشتیم و ساعت 10 شب رسیدم به لندن. از همان London Euston یک تاکسی گرفتم. راننده تاکسی با شنیدن محل اقامتم گفت که خیلی نزدیک است و می توانی پیاده بروی. ولی ساعت 10 شب در لندنی که نمی شناختمش ترجیح دادم 4 پوند بدهم و با تاکسی بروم. که البته بعد از رسیدن به حقانیت گفته راننده پی بردم و واقعا سوار شدن من به تاکسی برای دو قدم راه خنده دار بود.

محل اقامتم در محله «بلومز بری» بود و نزدیک موزه بریتانیا. برای دیدن لندن وقت کمی داشتم. 4 روز.


موزه بریتانیاBritish Museum

موزه بریتانیا با عظمتش برای بازدیدکنندگان آزاد است و پرداخت ورودی را به دلخواه بازدیدکنندگان گذاشته اند. بازدید از موزه بریتانیا رایگان بود در حالیکه تا آنجا که می دانم موزه لوور فرانسه بلیتی است و برای دیدن تمدن خودمان که بعضا غارت شده باید پول بدهیم! در این یک مورد انگلیسی ها خوش انصاف تر از فرانسوی ها هستند.

بیشترین آثار مربوط به مصر بود بعد هم به ترتیب یونان و روم و  بابل و آشور و ایران و چین و هند و نپال. اروپا و خاور دور و آفریقا و آمریکا در رده های آخر بودند.

 دیواره سنگی نقش داریوش با عظمت تمام ورودی راهروی بخش تمدن ایران را تشکیل می داد. اول احساس غرور می کردی از چنین اثری که به نام ایران بود و بعد احساس تاسف از اینکه در این موزه و چرا  خارج از خاک ایران است .

بخشی از دیواره های تخت جمشید نیز در این موزه نگهداری می شود و اما مهم ترین شی ء موزه بریتانیا از تمدن ایران که افتخار جهان نیز هست منشور کوروش بزرگ ( نخستین منشور حقوق بشر)است که در ویترینی شیشه ای نگهداری می شود . لحظه ای که به منشور خیره شده بودم حقیقتا همه دوستان و بچه های فعال NGO ها  که برای حفظ تاریخ و فرهنگ ایران تلاش می کنند را به یاد آوردم و چه قدر جای همه شان خالی بود. چه قدر درباره این منشور با یکدیگر گفت و گو می کردیم و چه قدر درباره اش می نوشتیم.

 

منشور کوروش بزرگ

 

National Gallery

گالری ملی لندن موزه تابلوهای نقاشی است که فقط شامل نقاش های اروپاست. از رافائل و گوگن و داوینچی و ون گوگ و پیکاسو و رامبراند و  مونه و ......

بازدید از این موزه هم رایگان است. تقریبا به جز موزه مادام توسو همه موزه های لندن رایگان هستند و البته با بهترین نحو هم محافظت می شوند. مشخص است که دولت اعتبار خوبی به موزه ها اختصاص می دهد.

و اما وقتی محو تابلوهای نقاشی می شوی زمان را فراموش می کنی و یادت می رود که برای دیدن لندن وقت کمی داری و در نهایت به تابلویی که دوست داشتم رسیدم. تابلوی گل های آفتابگردان  اثر ونسان ونگوگ.  حیف که اجازه عکاسی نداشتیم.

موزه مادام توسو( Madam Tussauds  Museum )

18 پوند دادم برای دیدن موزه مادام توسو. موزه مجسمه های مومیایی شخصیت های مشهور دنیا. ناپلئون، هیتلر، دالای لاما، ماندلا، داروین، هیچکاک، ایندیراگاندی، لینکلن و هنرپیشه ها و ورزشکاران و........

 

Big Beng، کتابخانه بریتانیا، ساختمان پارلمان، کاخ بوکینگهام ، کاخ کینگزستون،رودخانه تامز، هایدپارک، یادمان پرنسس دایانا از جمله دیگر مکان های دیدنی لندن بود که توانستم بروم ببینم. البته  کاخ بوکینگهام و کینگزستون و پارلمان لندن را فقط از بیرون می شد دید و بازدید از آنها ساعات مشخصی در صبح بود که به دلیل کمبود وقت، فرصت بازدید از داخل آنها را از دست دادم.

 

 

 

 ناگفته ها:

*در اسکاتلند مردم از ملکه الیزابت و پرنس چارلز متنفر بودند اما پرنسس دایانا را دوست داشتند. البته کلا از اینکه سایه انگلیس بر سرشان بود ابراز ناراحتی می کردند ودوست  داشتند اسکاتلند را جدا از انگلیس معرفی کنند.

در انگلیس و در لندن هم  ملکه و به خصوص پرنس چارلز محبوبیتی نداشتند اما پرنسس دایانای مرحوم همچنان محبوب قلب مردم انگلیس است و مردم  چارلز را عامل مرگ دایانا می دانند. اتفاقا زمان حضور من در لندن مصادف بود با سالگرد مرگ دایانا و مرتب تلوزیون برنامه های مختلفی را به یاد دایانا و تجزیه و تحلیل واقعه مرگ او پخش می کرد.

*فقط فرد متخصص پاسخگو است. این یک خصلت خوبف واقعا  درابتدا برایم عجیب بود اما پی بردم که چه قدر درست و به جاست.

مثلا وقتی از پیتر راسل که مشاور شهردار گلاسگو بود سوالی در رابطه با بازیافت مکانیزه  پرسیدم گفت که او نمی تواند به من جوابی دهد چون در این کار تخصص ندارد و باید کارشناس را برای توضیح بیاورد. (تخصص راسل، برنامه ریزی مشارکتی بود). آن وقت فکر می کردم که ما در ایران در مورد همه چیز، خودمان را متخصص می دانیم و اظهار نظر می کنیم. فکر کنید اگر در ایران از یک مشاور شهردار یک سوال  در رابطه با بازیافت زباله بپرسید و او بگوید نمی دانم و باید کارشناس جواب بدهد چه اتفاقی می افتد؟ مطمئن باشید که می گویید: مشاور شهردار است و هیچی نمی داند!!

*در میدان پارلمان لندن و درست روبروی پارلمان، یک اکیپ از فعالان حقوق بشر و طرفداران صلح چادر زده و حدود دو ماه بود که در اعتراض به سیاست های جنگ طلبانه پارلمان  در رابطه با افغانستان و عراق و تحریم های ایران و وضعیت فلسطین و .... تحصن کرده بودند و با نصب تراکت و پلاکاردهای مختلفی از دولت می خواستند علاوه بر بازگرداندن سربازهای انگلیسی از سرزمین های جنگ زده، از سیاست های جنگ طلبانه دست بردارد. شعارهایی مانند: کشتن بچه ها را در دنیا متوقف کنید! جنگ را متوقف کنید! فرزندانمان را برگردانید! ..... و به ایران حمله نکنید! از شعار های بارز بود.

 

*و در پایان نیز از آنجا که سفرم در رابطه با فعالیت های مشارکتی NGO  ها بود خوب است بار دیگر به قدرت  و توانایی های NGO ها یا به قول  خودشان Charity ها اشاره کنم.

اگرچه در حد خودشان با مشکل مواجه اند اما به خوبی جا افتاده اند و آنچنان پر قدرتند که حتی در مواردی، خدمات امنیتی و پلیس نیز به آنها واگذار شده است. فعالیت داوطلبانه نیز جایگاه و ارزش بسیاری دارد چنانکه تقریبا برای استخدام در برخی ادارات، داشتن سابقه فعالیت داوطلبانه لازم است. چرا که بر این اعتقادند، کسی که حاضر نیست برای جامعه فعالیت  داوطلبانه  انجام دهد، نمی تواند نسبت به کارش متعهد باشد.






 

سرد و سبز (۱)

دوشنبه 2 مهر 1386 00:03 AM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: سفرها و گذرها نظرات: 8 نظر چاپ

شهر ادینبوروگ - اسکاتلند

 

و اما گفته بودم که از سفر می گویم:

۴ شهریورماه به دعوت انجمن شهر گلاسگو برای بازدیدی کلی و یک دوره آشنایی با برنامه ریزی مشارکتی به همراه 7 نفر دیگر از فعالان سازمان های مردم نهاد(NGO’ES) (از تهران و تبریز و من هم از همدان) راهی اسکاتلند شدم. (توضیح بدهم که این سفر ربطی به شورای شهر نداشته و شخصی و با هزینه شخصی بوده است)

اسکاتلند بخشی از سرزمین بریتانیا است که در شمال انگلند( انگلیس) واقع است. در واقع بریتانیا (UK) شامل اسکاتلند، انگلند(انگلیس)،ایرلند شمالی و منطقه ولز می باشد.  این کشورها از نظر مسایل داخلی از همدیگر جدا هستند و پارلمان و حکومت محلی جداگانه ای دارند اما در سیاست خارجی با انگلیس یکی هستند و همگی  در سیاست خارجی  با عنوان United Kingdom شناخته می شوند.

با پرواز ایران ایر به لندن رفتم و مستقیما از همان فرودگاه Hithrow با پرواز دیگری رفتم به گلاسگو. ورود من به گلاسگو با غروب آفتاب همراه بود و هوای سرد یادم آورد که تقریبا نزدیک قطب شمال هستیم.

گلاسگو شهر آرام و زیبایی است با ساختمان های قدیمی ای که با دیدنشان به یاد قصه های قدیمی برادران گریم می افتی که همیشه قرار است یک شاهزاده، دختر زیبای زندانی در برج را نجات دهد. این شهرحدود 600 هزار نفر جمعیت دارد و تعداد مسلمانان هم زیاد است.

و اما میزبانمان انجمن شهر گلاسگو بود. انجمن شهر گلاسگو دارای 79 عضو است (شورای شهر همدان با 100 هزار نفر جمعیت کمتر، تنها 9 عضو دارد) که برای 4 سال از سوی مردم انتخاب می شوند. رییس انجمن شهر در واقع شهردار(که پستی تشریفاتی است) نیز هست. در UK شهرداری وجود ندارد. انجمن شهر هم برنامه ریزی و تصمیم گیری را انجام می دهد و هم اینکه اجرا را به عهده دارد و دیگر نهادی به نام شهرداری وجود ندارد.

مدیریت واحد شهری را به واقع می توان در انجمن ها ی شهر بریتانیا دید. کلیه فعالیت های شهری و ادارات زیر نظر انجمن شهر است.

شاید بهتر باشد از ابتدا نحوه تصمیم گیری را در اسکاتلند اینگونه توضیح بدهم تا برسیم به انجمن شهر و آنگاه به قدرت انجمن شهر پی می بریم:

پارلمان UK که در لندن واقع است، سیاست خارجی، دفاع و تامین اجتماعی را بر عهده دارد و از همه مناطق بریتانیا، نمایندگانی در پارلمان حضور دارند. بقیه امور در پارلمان هر کشور، جداگانه تصمیم گیری می شود. در اسکاتلند، پارلمان همان دولت است و بودجه انجمن های شهر را نیز مصوب می کند. اسکاتلند 5 میلیون نفر جمعیت دارد و پارلمان نیز در شهر ادینبوروگ که مرکز اسکاتلند تلقی می شود قرار دارد.

پارلمان اسکاتلند دارای 129 نماینده است و در حال حاضر حزب ملی اسکاتلند با 47 نماینده، دولت را در دست دارد. حزب کارگر، لیبرال ها و محافظه کاران به ترتیب در رده های بعدی قرار دارند. و حزب سبز نیز دارای 2 نماینده در پارلمان است و تنها یک نماینده مستقل در پارلمان حضور دارد. 33% نمایندگان نیز زن هستند.

  بودجه اسکاتلند برای امسال 30 بیلیون پوند(60 میلیارد دلار) است و پارلمان برای کلیه امور: بهداشت، آموزش و پرورش، گردشگری و دادگستری و.....تصمیم گیری می نماید. نمایندگان نیز برای 4 سال انتخاب می شوند.

انجمن های شهر از دولت(پارلمان)اعتبار می گیرند. در واقع بودجه انجمن شهر توسط دولت تامین و مصوب می شود و برای هزینه کردن در اختیار انجمن شهر قرار می گیرد.( در ایران، شوراهای شهر و شهرداری بودجه دولتی ندارند و تامین اعتبار با خودشان است که از محل وضع عوارض و .....تامین می شود).

همان طور که گفتم مدیریت واحد شهری به واقع حاکم است چرا که انجمن شهر بر کلیه امور شهری نظارت دارد.  امور مربوط به شهرداری ها (زباله و بازیافت ، فضای سبز، حمل ونقل عمومی, آتش نشانی و.....) بهداشت و بیمارستان ها، آموزش و پرورش، دانشگاه ،محیط زیست، ورزش، تجارت و اصناف،موزه ها، تامین اجتماعی، ادارات خدمات رسان(برق، آب و گازو مخابرات و ...) و....و حتی پلیس نیز زیر نظر انجمن شهر است و اعتبارات و بودجه آن ها را انجمن شهر مصوب می کند و بر آنها نظارت کامل دارد. در واقع انجمن شهر، مدیریت شهری را بر عهده دارد و دارای قدرت زیادی است. گفتم که بودجه را پارلمان(دولت مرکزی) تامین می کند اما انجمن شهر می تواند ازراه گرفتن مالیات و عوارض گمرکی، بودجه را بالا ببرد.

بودجه انجمن شهر گلاسگو برای امسال 11 بیلیون پوند (22 میلیارد دلار) در نظر گرفته شده است که با نظارت دولت مرکزی هزینه می شود. 83% بودجه توسط دولت مرکزی و 17% هم از عوارض محلی تامین می گردد.

در UK انجمن های شهربه طور مستقیم نمی توانند قانونی را تغییر دهند و یا پیشنهاد تغییرقانون را به صورت لایحه به پارلمان ارایه دهند. تنها می توانند از راه لابی کردن با نمایندگان پارلمان، از آنها تصویب قانونی را بخواهند. که در حال حاضر نیز به دلیل تفاوت نمایندگان، لابی کردن کمی مشکل است. اکنون پارلمان در دست حزب ملی است در حالیکه مثلا در گلاسگو، حزب کارگر، انجمن شهر را در دست دارد.

 جالب است بدانید که انجمن شهر گلاسگو تا به حال دو قطعنامه نیز برضد تصمیمات دولت صادر کرده است: 1- مخالفت با جنگ علیه عراق 2-  مخالفت با هرگونه حمله نظامی به ایران.

 **

در اسکاتلند هم مانند انگلیس و سایر بخش های UK ، سازمان های غیردولتی(NGO)  و موسسات خیریه، نقش فعال و موثری دربرنامه های شهری دارند.

انجمن شهر برخی سازمان ها را به صورت NGO ثبت می کند و به آن اعتبار و بودجه تخصیص داده و نظارت می کند. این سازمان ها به صورت هیات امنایی اداره می شوند مثلا سازمان خدمات ایمنی یا سازمان برنامه ریزی اجتماعی. برخی به صورت شرکت ثبت می شوند مانند سازمان املاک و عمران شهری. و برخی هم به شکل خیریه مانند سازمان های فرهنگی ورزشی.

هدف از این کار یکی کاهش مالیات بوده و اینکه بتوانند تا حدی این سازمان ها را از ردیف بودجه انجمن خارج کنند و بودجه شان را بتوانند از طریق بخش خصوصی و مردم تامین نمایند. و هدف دیگر نیز مشارکت مردم و سهیم کردن آنان در اداره شهر است که موضوع اصلی سفر ما نیز همین آشنایی با برنامه ریزی مشارکتی و نحوه تعامل انجمن های شهر(در ایران با عنوان شورای شهر) با NGO ها و موسسات خیریه بود. در پست بعدی از فعالیت چند «ان جی اوی» موفق خواهم گفت.

**

نمای بیرونی انجمن شهر گلاسکو 

 

ساختمان انجمن شهر گلاسگو با ابهت تمام درمیدان اصلی شهر خودنمایی می کند. بنایی واقعا دیدنی و ماندگار. حدود 180 سال پیش ساخته شده و از ابتدا نیز به منظور انجمن شهر قرار بوده مورد استفاده قرار گیرد. گچ بری ها ، کاغذ دیواری و نقش های سقف و کف ساختمان بسیار دیدنی و زیباست. در طبقه آخر، تابلوی نقاشی روسای شهر(شهرداران) پیشین از ابتدا تا کنون نصب شده است. و سه لوستری که به گفته خودشان اولین لوسترهایی هستند که با برق کار می کنند به تالاربزرگش شکوه خاصی بخشیده.

 

نمای داخلی انجمن شهر گلاسکو

 

در هر حال در اسکاتلند از این ساختمان ها کم نیست. و در هر شهری دست کم یک ساختمان با شکوه که با همان معماری قدیمی اش حفظ شده و نگهداری می شود به چشم می خورد که امروز شده اند مکانی برای بازدید گردشگران.

بافت قدیم در هر حال باید حفظ شود و دارای ارزش است. نمای بیرونی ساختمان های قدیمی را نمی توان تغییر داد و ساختمان هایی که نزدیک این بناها ساخته می شوند باید با معماری مطابق با قبلی ها ساخته شده تا ضربه ای به بافت قدیم نزنند.

ساختمان پارلمان اسکاتلند که در شهر ادینبوروگ واقع است نمونه ای است از میزان اهمیت به بناهای تاریخی و حفظ بافت قدیم. این ساختمان مدرن و امروزی بایستی به نحوی ساخته می شد که به بافت قدیم و بنای تاریخی قبلی پارلمان که حدود 400 سال قدمت دارد ضربه نزند. معمار این بنا اسپانیایی بوده و کارش تلفیقی از هنر مدرن و قدیم است. تمام مراحل کار با نظارت یونسکو انجام شده و اکنون بنای قدیمی در دل بنای جدید جای گرفته است.

 

ساختمان جدید پارلمان اسکاتلند - ادینبوروگ

 

اسکاتلند بسیار سرسبز است و البته کمی سرد. در شهرها هم، گل های زیبایی که در سبد های شکیل بر سر در مغازه ها آویزان است (به جای تابلوهای بدقواره و ریز ودرشت) طراوت خاصی را به خیابان ها بخشیده.

 

 

اسکاتلندی ها مردم آرام و مهربانی به نظر می رسند اما لهجه ی انگلیسی خوبی ندارند و لهجه شان بیشتر شبیه زبان آلمانی ست.

 

باقی هم بماند برای پست بعدی.....