بخش دوم گزارش سفر را باید زودتر می نوشتم ولی کمی سر شلوغی و متاسفانه بحث ناتمام شهردار! مانع از نوشتن می شد.
به هر حال سعی کردم بخش دوم سفر را بنویسم تا انتقال تجربه ای هم باشد برای دوستان NGO ها. (توضیح:سفر ربطی به شورای شهر نداشته و شخصی بوده است)
****
درابتدا قرار بود از فعالیت دو گروه از NGO ها در اسکاتلند بگویم که با انجمن شهر و دولت مرکزی مشارکت دارند:
Advice Center
این NGO یک مرکز مشاوره است که با انجمن شهر مشارکت دارد و اعتبارش از چند نهاد از جمله انجمن شهر تامین می شود. در واقع 60% از اعتبارش مربوط به انجمن شهر است. این مرکز فقط خدمات مشاوره ای ارایه می دهد و فعلا در نقاط محروم شهر گلاسگو شعبه دارد. در واقع یک مرکز مشاوره رایگان درباره همه چیز. از مشاوره درباره چک و خرید اتوموبیل و مشکلات مسکن و پرداخت بدهی و مسایل خانوادگی و ........تا چاپ کتاب و سفر.
مشاوران قبلا آموزش های لازم را دیده اند و متخصصان مربوطه نیز به عنوان سرپرست بر کار آنها نظارت می کنند. البته اینجا فقط مشاوره داده می شود که چگونه مشکلت را حل کنی. مثلا اگر کسی با بیمه مشکل دارد به این مرکز مراجعه می کند و در اینجا Advisor یا مشاور، راهنمایی اش می کند که به کدام بخش بیمه باید مراجعه کند با چه کسی صحبت کند و چه بگوید. یا کسی که می خواهد وام بگیرد به او کمک می شود تا بهترین و راحت ترین راه را برای گرفتن وام پیدا کند. اما شیوه پیگیری هم جالب است. برای هر مراجعه کننده ای پرونده ای تشکیل می شود و تمام مراحل مشاوره و نوع مشکل او در پرونده درج می گردد. مسئول پیگیری موظف است تا آخرین مرحله حل مشکل ، پرونده را دنبال کند و نتیجه نهایی را به صورت گزارش ارایه نماید.
Violence Against Women Team
در رابطه با خشونت های خانوادگی خصوصا خشونت علیه زنان و مشکلات حاد آنها انجمن شهر گلاسگو فعالیت خوبی دارد. و یک تیم قوی متشکل از سهNGO این فعالیت ها را تحت پوشش دارد.
سازمان تارا
یکی از این NGO هاست که به خوبی از طرف انجمن شهر حمایت می شود. فعالیت این سازمان در رابطه با مبارزه علیه فحشا ، ایدز و اعتیاد زنان است.
یک تیم برای پیدا کردن زنانی که دارای مشکل اعتیاد هستند و یا به فحشا کشیده شده اند و یا مورد خشونت واقع شده و سرپناهی ندارند، تشکیل شده است. آنها این زنان را پس از شناسایی به سازمان معرفی می کنند. سازمان پس از تحقیقات لازم، آنها را تحت پوشش و بازآموزی یا درمان قرار می دهد.
ایجاد خانه های امن، کمک های بهداشتی، مشاوره، دادن غذا و سرنگ مجانی و .....از جمله خدماتی است که این سازمان به زنان آسیب دیده یا در معرض آسیب ارایه می دهد.
سازمان بحران تجاوز
حدود 30 سال سابقه فعالیت دارد. فعالیت این سازمان در رابطه با زنان و دخترانی است که مورد خشونت و تجاوز جنسی قرار گرفته اند. و با دادن خدمات مشاوره ای تخصصی به صورت رایگان سعی در تعدیل مشکلات روحی روانی و کم کردن اندوه و ناراحتی قربانیان را دارند. هم چنین به خانواده های قربانیان نیز مشاوره می دهند. مثلا به پدر و مادر یا شوهر و یا سایر وابستگان نزدیک قربانی، که چگونه بعد از این باید با قربانی رفتار کنند تا بیش از این دچار افسرگی و رنج نباشد.
خدمات مشاوره ای از طریق تلفن، مکاتبه ای و چهره به چهره انجام می شود و ممکن است پیگیری یک مورد تا بازگشت به حالت اول چند ماه طول بکشد. این سازمان، کل اسکاتلند را تحت پوشش دارد.
سازمان سوم به ارایه خدمات بهداشتی پزشکی به زنان و دخترانی که مورد تجاوز یا خشونت های خانگی قرار گرفته اند می پردازد و تقریبا فعالیتی شبیه به پزشکی قانونی دارد. سعی می شود در 7 روز اول با فرد آسیب دیده تماس برقرار شود. و افراد بالای 13 سال نیز مورد نظر هستند. فرد خشونت دیده پس از مراجعه یا معرفی به مرکز، مورد معاینه قرار می گیرد و هر نوع آسیبی که به وی وارد شده در پرونده اش درج می شود و در واقع مدارک پزشکی علیه متهم، مستند سازی می شود. این مدارک و پرونده، محرمانه است و به هیچ جا جز بنا به درخواست قربانی ارایه نمی گردد. دلیل تاسیس این مرکز این بوده که بسیاری از قربانیان خشونتهای خانوادگی از ترس آبرو یا به خاطر تهدیدهای فرد متجاوز حاضر به اقامه دعوا یا گزارش به پلیس نمی شوند و به همین خاطر به پزشکی قانونی نیز مراجعه نمی کنند. به همین دلیل این مرکز ایجاد شده تا زنان قربانی ای که فعلا قصد شکایت ندارند بتوانند هم درمان شوند و هم استعلامات پزشکی را از وضعیت خود بگیرند تا بتوانند از آنها در موقع لزوم استفاده کنند. استعلامات این مرکز مورد تایید وزارت دادگستری است و در دادگاه ها پذیرفته می شود و اعتبار قانونی دارد. همه ی خدمات نیز توسط زنان انجام می شود و به همین دلیل قربانی احساس امنیت بیشتری می کند.
این مرکز تا سه ماه افراد را تحت پوشش قرار می دهد و پس از آن، آسیب دیده به یک NGO ی دیگر معرفی می گردد.
اگرچه این NGO ها با حمایت انجمن شهر و دولت مرکزی اداره می شوند اما باز با مشکل بودجه مواجه اند.
مشکل دیگر، نگاه منفی جامعه و فرهنگ غلط اجتماعی نسبت به آسیب دیده ها به خصوص زنان خیابانی و عدم شناخت نیازهایشان است.
دادگاه خشونت های خانگی که 8 سال است با تلاش فعالان زنان و با مصوبه پارلمان تاسیس شده، یک تحول در نظام قضایی و امنیتی به شمار می آید. درحال حاضر 64 شعبه دادگاه در اسکاتلند به پرونده های خاص خشونت های خانوادگی که با حضور و استفاده از مشاور و در صورت امکان قاضی زن برگزار می شود می پردازد.
بازدید از مرکز سازمان های غیر دولتی که در شهر دندی(Dandi) قرار دارد و نشست یک روزه با موسسات خیریه و انجمن های فعال از دیگر برنامه ها بود. و در پایان حضور در گلاسگو نیز، هیات پاکستانی از شهرداری لاهور، میزبانی اولین اجلاس سازمان های غیردولتی که احتمالا دربهمن ماه برگزار می شود را پذیرفت.
روز آخر در اسکاتلند و سفر به Loch Ness
حیف است که ازدیدنی ترین نقطه اسکاتلند چیزی نگویم. شمالی ترین نقطه اسکاتلند و بالاترین بخش جزیره بریتانیا منطقه «های لند» (Highland) است. با دریاچه های زیبا و زمین های سرسبز و درختانی سوزنی برگ. همه جا سبز است و جاده باریک جنگلی ما را می برد به سمت لاخ نس ( Loch Ness) . دهکده های بین راه پر از گل است و باغچه ها به شکل بسیار زیبایی گلکاری شده و جالب این بود که این دهکده ها حفاظت شده بودند.
و بالاخره Loch Ness ، دریاچه ای بسیار زیبا با یک قصر قدیمی. این دریاچه به خاطر افسانه ای که اسکاتلندی ها به آن جنبه واقعیت داده اند معروف است. می گویند این دریاچه هیولایی دارد که بعضی وقت ها از آب بیون می آید و البته تا به حال فقط محلی ها آن را دیده اند! هیولای لاخ نس ، سوژه بسیاری از داستان های اسکاتلندی است و امروزه نیز این افسانه منبع خوبی برای درآمد از راه گردشگری شده و عروسک، کتاب و فیلم و مجسمه و..............از هیولای لاخ نس ساخته شده است.
در لندن
برای بازگشت به لندن ترجیح دادم زمینی سفر کنم. بقیه دوستان، هواپیما را ترجیح دادند و من هم با ترن ساعت 4، گلاسگو را ترک کردم و راهی لندن شدم. بلیت ترن را هرچه زودتر بخری ارزان تر است و هرچه به روز و ساعت حرکت نزدیک تر شوی گران می شود. 38 پوند بابت خرید بلیت دادم و تازه به نسبت روز حرکت ارزان تر خریده بودم!
پرخوراکی انگلیسی ها نکته قابل توجهی بود که در ترن به آن پی بردم. رفت و آمدهای مکررشان به رستوران و خرید انواع ساندویچ و شکلات وکیک و تنقلات دیگر، چاقی بیشتر انگلیسی ها را توجیه می کرد.
در طول راه از زیبایی مناظر لذت بردم و مانند لاخ نس همه جا سبز و جابه جا گوسفندهای تپل و سفید در حال چرا، منظره زیبایی را ایجاد کرده بود.
باران هم نم نم می بارید که در آن غربت برای من فضای شاعرانه ای بود!

از شهرهای نیوکاسل و بیرمنگام و کمبریج گذشتیم و ساعت 10 شب رسیدم به لندن. از همان London Euston یک تاکسی گرفتم. راننده تاکسی با شنیدن محل اقامتم گفت که خیلی نزدیک است و می توانی پیاده بروی. ولی ساعت 10 شب در لندنی که نمی شناختمش ترجیح دادم 4 پوند بدهم و با تاکسی بروم. که البته بعد از رسیدن به حقانیت گفته راننده پی بردم و واقعا سوار شدن من به تاکسی برای دو قدم راه خنده دار بود.
محل اقامتم در محله «بلومز بری» بود و نزدیک موزه بریتانیا. برای دیدن لندن وقت کمی داشتم. 4 روز.
موزه بریتانیاBritish Museum
موزه بریتانیا با عظمتش برای بازدیدکنندگان آزاد است و پرداخت ورودی را به دلخواه بازدیدکنندگان گذاشته اند. بازدید از موزه بریتانیا رایگان بود در حالیکه تا آنجا که می دانم موزه لوور فرانسه بلیتی است و برای دیدن تمدن خودمان که بعضا غارت شده باید پول بدهیم! در این یک مورد انگلیسی ها خوش انصاف تر از فرانسوی ها هستند.
بیشترین آثار مربوط به مصر بود بعد هم به ترتیب یونان و روم و بابل و آشور و ایران و چین و هند و نپال. اروپا و خاور دور و آفریقا و آمریکا در رده های آخر بودند.
دیواره سنگی نقش داریوش با عظمت تمام ورودی راهروی بخش تمدن ایران را تشکیل می داد. اول احساس غرور می کردی از چنین اثری که به نام ایران بود و بعد احساس تاسف از اینکه در این موزه و چرا خارج از خاک ایران است .
بخشی از دیواره های تخت جمشید نیز در این موزه نگهداری می شود و اما مهم ترین شی ء موزه بریتانیا از تمدن ایران که افتخار جهان نیز هست منشور کوروش بزرگ ( نخستین منشور حقوق بشر)است که در ویترینی شیشه ای نگهداری می شود . لحظه ای که به منشور خیره شده بودم حقیقتا همه دوستان و بچه های فعال NGO ها که برای حفظ تاریخ و فرهنگ ایران تلاش می کنند را به یاد آوردم و چه قدر جای همه شان خالی بود. چه قدر درباره این منشور با یکدیگر گفت و گو می کردیم و چه قدر درباره اش می نوشتیم.
منشور کوروش بزرگ
National Gallery
گالری ملی لندن موزه تابلوهای نقاشی است که فقط شامل نقاش های اروپاست. از رافائل و گوگن و داوینچی و ون گوگ و پیکاسو و رامبراند و مونه و ......
بازدید از این موزه هم رایگان است. تقریبا به جز موزه مادام توسو همه موزه های لندن رایگان هستند و البته با بهترین نحو هم محافظت می شوند. مشخص است که دولت اعتبار خوبی به موزه ها اختصاص می دهد.
و اما وقتی محو تابلوهای نقاشی می شوی زمان را فراموش می کنی و یادت می رود که برای دیدن لندن وقت کمی داری و در نهایت به تابلویی که دوست داشتم رسیدم. تابلوی گل های آفتابگردان اثر ونسان ونگوگ. حیف که اجازه عکاسی نداشتیم.
موزه مادام توسو( Madam Tussauds Museum )
18 پوند دادم برای دیدن موزه مادام توسو. موزه مجسمه های مومیایی شخصیت های مشهور دنیا. ناپلئون، هیتلر، دالای لاما، ماندلا، داروین، هیچکاک، ایندیراگاندی، لینکلن و هنرپیشه ها و ورزشکاران و........
Big Beng، کتابخانه بریتانیا، ساختمان پارلمان، کاخ بوکینگهام ، کاخ کینگزستون،رودخانه تامز، هایدپارک، یادمان پرنسس دایانا از جمله دیگر مکان های دیدنی لندن بود که توانستم بروم ببینم. البته کاخ بوکینگهام و کینگزستون و پارلمان لندن را فقط از بیرون می شد دید و بازدید از آنها ساعات مشخصی در صبح بود که به دلیل کمبود وقت، فرصت بازدید از داخل آنها را از دست دادم.
ناگفته ها:
*در اسکاتلند مردم از ملکه الیزابت و پرنس چارلز متنفر بودند اما پرنسس دایانا را دوست داشتند. البته کلا از اینکه سایه انگلیس بر سرشان بود ابراز ناراحتی می کردند ودوست داشتند اسکاتلند را جدا از انگلیس معرفی کنند.
در انگلیس و در لندن هم ملکه و به خصوص پرنس چارلز محبوبیتی نداشتند اما پرنسس دایانای مرحوم همچنان محبوب قلب مردم انگلیس است و مردم چارلز را عامل مرگ دایانا می دانند. اتفاقا زمان حضور من در لندن مصادف بود با سالگرد مرگ دایانا و مرتب تلوزیون برنامه های مختلفی را به یاد دایانا و تجزیه و تحلیل واقعه مرگ او پخش می کرد.
*فقط فرد متخصص پاسخگو است. این یک خصلت خوبف واقعا درابتدا برایم عجیب بود اما پی بردم که چه قدر درست و به جاست.
مثلا وقتی از پیتر راسل که مشاور شهردار گلاسگو بود سوالی در رابطه با بازیافت مکانیزه پرسیدم گفت که او نمی تواند به من جوابی دهد چون در این کار تخصص ندارد و باید کارشناس را برای توضیح بیاورد. (تخصص راسل، برنامه ریزی مشارکتی بود). آن وقت فکر می کردم که ما در ایران در مورد همه چیز، خودمان را متخصص می دانیم و اظهار نظر می کنیم. فکر کنید اگر در ایران از یک مشاور شهردار یک سوال در رابطه با بازیافت زباله بپرسید و او بگوید نمی دانم و باید کارشناس جواب بدهد چه اتفاقی می افتد؟ مطمئن باشید که می گویید: مشاور شهردار است و هیچی نمی داند!!
*در میدان پارلمان لندن و درست روبروی پارلمان، یک اکیپ از فعالان حقوق بشر و طرفداران صلح چادر زده و حدود دو ماه بود که در اعتراض به سیاست های جنگ طلبانه پارلمان در رابطه با افغانستان و عراق و تحریم های ایران و وضعیت فلسطین و .... تحصن کرده بودند و با نصب تراکت و پلاکاردهای مختلفی از دولت می خواستند علاوه بر بازگرداندن سربازهای انگلیسی از سرزمین های جنگ زده، از سیاست های جنگ طلبانه دست بردارد. شعارهایی مانند: کشتن بچه ها را در دنیا متوقف کنید! جنگ را متوقف کنید! فرزندانمان را برگردانید! ..... و به ایران حمله نکنید! از شعار های بارز بود.
*و در پایان نیز از آنجا که سفرم در رابطه با فعالیت های مشارکتی NGO ها بود خوب است بار دیگر به قدرت و توانایی های NGO ها یا به قول خودشان Charity ها اشاره کنم.
اگرچه در حد خودشان با مشکل مواجه اند اما به خوبی جا افتاده اند و آنچنان پر قدرتند که حتی در مواردی، خدمات امنیتی و پلیس نیز به آنها واگذار شده است. فعالیت داوطلبانه نیز جایگاه و ارزش بسیاری دارد چنانکه تقریبا برای استخدام در برخی ادارات، داشتن سابقه فعالیت داوطلبانه لازم است. چرا که بر این اعتقادند، کسی که حاضر نیست برای جامعه فعالیت داوطلبانه انجام دهد، نمی تواند نسبت به کارش متعهد باشد.