من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر آبان 1386 - نقطه سر خط

نقطه سر خط

یادداشت های مهرنوش نجفی راغب


پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

«هودانا» مجوز گرفت

پنجشنبه 3 آبان 1386 10:46 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: سازمان های غیر دولتی(ان جی او) نظرات: 14 نظر چاپ

 پس از گذشت یک سال و نیم  از درخواست مجوزی که داشتیم و با پیگیری های زیاد، بالاخره مجوز «خانه زنان هودانا» از سوی استانداری  صادر شد.

یک NGO (سمن) در رابطه با توانمند سازی زنان. هودانا یک واژه به زبان پهلوی به معنای  «خوب دانا- دانای خوب»  و از صفات خداوند است. معنای دیگری نیز می شود از آن برداشت کرد، یعنی: روشنگر.

از این پس و با ثبت خانه، راحت تر می توانیم برنامه هایمان را اجرا کنیم. طرح کتابخانه های روستایی و محلی، آموزش محله ای زنان و برنامه های دیگری که این دو سال دست و پا شکسته انجام می دادیم  بالاخره سامان می گیرد.

از دوستانی که از همان هنگام  که جرقه تشکیل هودانا زده شد و تا به کنون همراه بودند ممنونم و امیدواریم که دوستان بیشتری به ما بپیوندند.

برگزاری اولین مجمع عمومی را به اطلاع خواهم رساند.

 

 

زهرا - ما - و مسئولیتی که داریم

سه شنبه 1 آبان 1386 11:55 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: زنان نظرات: 6 نظر چاپ

این چند روز متاسفانه مرگ زهرا پزشک 27 ساله در ستاد امر به معروف و نهی از منکر در خیابان جانبازان همدان( که از آن حادثه به عنوان خودکشی یاد می شود) تیتر روزنامه ها بود و همه را دچار تاثر شدید کرده بود.

همه جا صحبت از زهرا بود و  برخی از دوستان هم از من گله داشتند که چرا سکوت کرده ای.

حقیقت اینکه از این حادثه دلخراش روز دوشنبه صبح  از طریق یکی از دوستان با خبر شدم و پیگیر موضوع  بودم برای صحت و سقم آن و چگونگی ماجرا و ترجیح دادم تا وقتی اطلاعات درستی به دست نیاورده ام اظهار نظر نکنم. برای  پیدا کردن خانواده زهرا کمی معطل شدم و در نهایت با همکاری خوب کانون وکلای همدان توانستیم خانواده اش را پیدا کنیم. و بالاخره برادرش با من تماس گرفت و در حالیکه به شدت اندوهگین بود واز مراسم خاکسپاری زهرا بر می گشتند گفت که فردا از تهران به همدان می آیند. فردای آن روز مادر و پدر زهرا به دفترم آمدند و از رنجی که بر آنها رفته است گفتند و اینکه شکایت دارند .......

و اکنون من و آقای محبی(همکارم)  مجتمعا  وکالت والدین زهرا را به عنوان شاکیان به عهده گرفته ایم. پرونده در آگاهی است و هنوز موفق به مطالعه آن  نشده ایم. امیدواریم که فردا این امر میسر شود.

 

اما نکته ای که می خواهم خیلی کوتاه به آن اشاره کنم فعلا موضوع پرونده و اظهار نظر درباره پرونده نیست. چرا که تا پرونده خوانده نشود نمی توان نظر حقوقی داد.

بحث من درباره برخی سایت ها و وبلاگ هاست که متاسفانه همپای نشریات زرد و با نوشتن مطالبی متناقض  به این موضوع دلخراش پرداخته اند.

کسانی که بدون داشتن اطلاعات درست و کافی از موضوع،  مطالبی را در وبلاگ  و روزنامه درج کرده اند که متاسفانه به نظر می رسد بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته و شاید این افراد برای بیشتر شدن خوانندگان وبلاگ  و یا مطرح کردن خود این چنین دست به داستان سرایی زده اند که واقعا جای تاسف دارد.

حتی اگر ناخواسته و بدون داشتن این نگاه ، مبادرت به نوشتن این مطالب کرده اند باز جای تامل دارد. چرا که مثلا از نگاه خودشان به دفاع از زهرا و انتقاد از وضعیتی که برای او به وجود آمده پرداخته اند در حالیکه می دانیم بد دفاع کردن خیلی بیشتر ضربه می زند تا اینکه اصلا دفاع نکنی و این دفاعیات!! بیشتر حق زهرا پایمال کرده و او را گناهکار جلوه داده است تا اینکه بخواهد به حمایت از او بپردازد.

و چه قدر خانواده زهرا دلگیر بودند از این داستان ها!

به هر حال ورای اینکه همیشه عده ای هستند که خود را در همه امور صاحب نظر می دانند و اظهار نظر می کنند، این ما هستیم که نباید اجازه دهیم از این وقایع  تاسف بار و دردناک،  برخی ها با جنجال های  تبلیغاتی و نوشتن مطالبی زرد،  پلی برای مطرح کردن خود بسازند.