هفته ی گذشته آقای رحیم بنی یعقوب، برادر مرحوم دکتر زهرا بنی یعقوب طی مصاحبه ای در رابطه با جریان رسیدگی به پرونده ی فوت خواهرشان، مطالبی عنوان نموده بودند که بنا به گفته ی خود وی( در همان مصاحبه) قطعا نیاز به خبر تکمیلی داشت و دارد!
ایشان در بخشی از مصاحبه ی خود و در رابطه با وضعیت وکالت پرونده، مطالبی را اظهار نمودند که اینجانب، طی ای میلی به خبرنگار آن توضیح کوتاه و مختصری دادم.
حقیقت آنکه اینجانب اظهارات آقای بنی یعقوب را ناشی از برداشت های احساسی وی دانسته و به دلیل شرایط روحی و ماجرای تلخی که بر این خانواده محترم گذشته بود، قصد ارسال جوابیه و یا توضیح تکمیلی را نداشتم و احساسم بر این بود که ایشان در این شرایط و با حساسیتی که پرونده دارد(که قطعا جای بررسی و کار زیاد نیز دارد) شاید حق داشته باشد که اینگونه بدبینانه حتی نسبت به وکلای خود اظهار نظر نماید.
اما پس از گذشت چند روز و مباحثی که پس از آن مرتب حول محور این مصاحبه مطرح می شد و با عدم درج توضیح کوتاه بنده توسط خبرنگار محترم (با توجه به اینکه بیش از این از زمان مصاحبه ی فوق نگذرد) لازم دیدم که جهت روشن شدن یکی دو نکته، در نقطه سر خط و از تریبون شخصی خودم، مختصر توضیحی داشته باشم:
1)اول اینکه ای کاش آقای بنی یعقوب این حرف ها را دست کم یکبار با خود بنده مستقیما مطرح می کرد، شاید دیگر نیاز به این مصاحبه و با این شکل نبود. ایشان در حالی اینجانب را به کم کاری و اهمال در این پرونده و به نوعی حتی عدم مطالعه پرونده متهم کرده است که درست همان روز مصاحبه، طی تماس تلفنی با اینجانب، از من ( که دیگر حدود یک ماه است وکالت را به وکلای تعیینی واگذار کرده ام) درخواست کرده بود که مدارک و خلاصه پرونده را (که خوانده بودم) برایشان ارسال نمایم!!
ضمنا هیچ وکیلی به موکل خود، با گفتن اینکه من برایتان نمی توانم کاری انجام دهم اعتبار خود را زیر سوال نمی برد( مگر اینکه هنوز وکالت نگرفته باشد)
2)چنین مصاحبه ای که آقای بنی یعقوب به آن اشاره کرده که بنده و آقای محبی با همدیگر در آن شرکت داشته ایم وجود ندارد. در صورت وجود چنین مصاحبه ای لطفا رسانه ی مربوطه که مصاحبه را پخش یا درج کرده ، معرفی نمایند.
3) عجیب است که آقای بنی یعقوب اظهار نموده که هویت آقای محبی برایشان نامشخص است!!
لازم به ذکر است که تمامی مراحل وکالت، قانونی بوده و چنانچه آقای بنی یعقوب در این رابطه ابهام یا سوالی داشتند می توانستند دست کم برای یکبار به کانون وکلای همدان مراجعه نمایند.
4) در هر حال گزارش کار وکالت ما به طور مشخص در کانون وکلای دادگستری همدان موجود است و حدود یکماه پیش نیز و همزمان با ورود وکلای تعیینی در پرونده، ریاست محترم کانون وکلای همدان گزارشی از وضعیت وکالت پرونده و اقدامات وکلای داوطلب برای آقای بهمن کشاورز رییس اسکودا(اتحادیه ی سراسری کانون های وکلا) ارسال نموده اند.
با این وجود، چنانچه همچنان نکته ی تاریک یا مبهمی در رابطه با عملکرد ما به عنوان وکلای داوطلب از نظر آقای بنی یعقوب به نظر می رسد می توانند و حق دارند جهت هرگونه اطلاع و یا اعتراض به کانون وکلای دادگستری مراجعه نمایند.
بدیهی است که اینجانب به عنوان رییس کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای همدان و احدی از وکلای داوطلب سابق پرونده ، آماده ی پاسخگویی در رابطه با نحوه ی انجام وکالت در این پرونده می باشم.
ضمن آنکه کانون وکلا، کمیسیون حقوق بشر و وکلای داوطلب، از بدو ورود به این پرونده و هر پرونده ی دیگر، قطعا هدفی جز رسیدن به نتیجه ی مطلوب و احقاق حق موکلان نداشته و همواره آماده ارایه ی کمک های حقوقی به موکلان در راستای اجرای وکالت مبتنی بر حق محوری را دارد.
*******
و اما ....به قول دوستی: در این شرایط، مگر دیواری کوتاهتر از دیوار یک وکیل داوطلب وجود دارد؟!
و به قول خودم: عیبی ندارد. بگذار که ما، بلاگردان همه باشیم .....
*«....می دانی
تو می دانی
که مرا
سر باز گفتن کدامین سخن است
از کدامین درد.»
از شعر مجله ی کوچک :شاملو