سفری که سه ماه پیش به انگلیس و اسکاتلند داشتم بعضی ها را نگران کرده بود که مبادا از بیت المال هزینه شده باشد و نگران جویا می شدند که آیا با بودجه شورا به این سفر رفته ام یا نه؟!
و البته هنوز این نگرانی در برخی (تا به کنون که سه ماه از سفر بنده می گذرد!) ادامه دارد و ظاهرا هنوز رفع نشده. که بابت رفع نگرانی عرض کنم که این سفر ربطی به شورا نداشته و به دعوت انجمن شهر گلاسگو برای شرکت در یک دوره ی آموزشی با عنوان: برنامه ریزی مشارکتی Partnership Programming و با هزینه ی شخصی خود، رفته ام .
به هر حال از همه ی آنهایی که جویای سفر بنده بودند تشکر می کنم. چرا که نشان دادند چه قدر برایشان مهم است که کجا بیت المال هزینه شود! و نیز نشان می دهد، جامعه ما هم دارد کم کم به سمتی می رود که مردم از نمایندگان خود و مسئولان، پاسخگویی و شفافیت می خواهند و این امر را باید به فال نیک گرفت.
و البته جای خوشحالی بیشتر آنجاست که همیشه این دقت نظر را داشته باشیم و هیچگاه و در برابر هیچکس، از خود دراین باره سلب مسئولیت نکنیم.
قدر مسلم آن است که اگرهمین دقت نظر و شفافیت خواهی، در همه ی موارد وجود داشته باشد قطعا می توان گفت تا حدی از اداره ی مطلوب(Good Governance) را پیش رفته ایم. به شرط اینکه در همین جا نمانیم و پرسشگر باشیم و نگران از ده ها و شاید صدها اتفاق دیگری که دور و برمان می افتد ......
از تغییر کاربری هایی که می تواند به ضرر شهر باشد یا در جهت منفعت فرد یا گروه خاصی صورت گرفته. نگران باشیم از اینکه باغات از بین می روند و متخلفان و سودجویانی شبانه به قلع و قمع درختان گنجنامه و عباس آباد و حیدره و ... می پردازند. از اینکه زمین خوارانی با تفکیک های غیر قانونی و با رانت هایی که دارند، زمین های با کاربری های غیر مسکونی یا اراضی ذخیره را به مهاجران روستایی یا مردم محروم می فروشند و یا با ساخت و ساز غیر مجاز، آلونک هایی را با اسناد عادی! با قشر محروم جامعه معامله می کنند و از این راه سودهای کلانی به جیب می زنند که صد در صد نامشروع است.
نگران باشیم از کارفرمایانی که زنان و کودکان را با حقوق کم استثمار می کنند. کسی آن کارفرمایان را نمی شناسد؟؟
نگران از قانون در حال تصویبی (حمایت از خانواده) که نه تنها دردی را کم نمی کند بلکه خود عامل دردهای بیشتری خواهد بود.
نگران باشیم از اینکه آثار تاریخی مان که هویت ما را می سازند در اثر بی توجهی و عدم حفاظت، از بین می روند و با تخریب آنها، ضمن از دست دادن بخشی از هویت، گردشگر و در آمد حاصل از گردشگری را نیز از دست می دهیم. نگران باشیم که مفاخر ملی مان را، دیگران به نام خود مطرح می کنند و با این کار بخشی از تاریخمان از بین می رود.
نگران از دست دادن سرمایه های کشور، اعم از نفت و گاز و طبیعت و نیروی مستعد و توانمند انسانی باشیم.
نگاه پرسشگر ما باید همیشه باشد.
اگر می توانستیم این قدر احساس مسئولیت داشته باشیم و پاسخگویی را هم مردم و هم نمایندگان مردم و مسئولان پذیرفته بودند، حوادث و اتفاق های بزرگ و در سطح کلان تر را شاهد نبودیم.
اگر همواره یاد می گرفتیم که مسئول و نماینده ی مردم باید پاسخگو باشند آن وقت نمایندگان مجلسمان باید برای سه رویداد مهم که ظرف سه ماه اتفاق افتاده، بالاترین شخص قوه ی مجریه، که خود نیزمنتخب مردم است را دست کم برای ادای توضیح به مجلس فرا می خواندند.
و نمی دیدیم که از سهم 50 درصدی دریای مازندران، دارد ۱۱درصد نصیبمان می شود!!(در اجلاسی که با افتخار از برگزاری آن یاد شده و آمدن پوتین به ایران را از دست آوردهای خوب آن می دانند، حال که می دانیم روسیه همیشه و درطول تاریخ خائن بوده است و هیچگاه حسن نیت نداشته) و نمی دیدیم که شخص اول قوه ی مجریه به اجلاسی برود که همواره در آن، ادعای واهی امارات بر جزایر سه گانه ی ایرانی مطرح شده است و......... آن وقت بود که خلیج فارس را هم هیچ بیگانه ای نمی توانست با نام دیگری بخواند.
و بالاخره باید نگران باشیم از اینکه آیا 8 سال جنگ تحمیلی و هزینه ای که این مردم داده اند و از همه با ارزش تر، خون شهدایی که ریخته شده است و اروند رود نیز هر روز نام یک یکشان را فریاد می زند، برای این بوده که امروز جناب طالبانی بگوید معاهده ی الجزایر را قبول ندارد؟؟!
..................