من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر دی 1386 - نقطه سر خط

نقطه سر خط

یادداشت های مهرنوش نجفی راغب


شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

انتخابات مجلس هشتم

شنبه 22 دی 1386 7:14 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: جامعه نظرات: 10 نظر چاپ

دیروز، آخرین روز ثبت نام داوطلبان نمایندگی مجلس هشتم بود. و بالاخره حدس و حدیث هایی که چه کسانی به میدان خواهند آمد تمام شد و تعارفات! برخی هم مبنی براینکه نخواهند آمد پایان گرفت.

ظاهرا بازهم تعداد زنان کم است (متاسفانه)  و آن طور که امروز خبردار شدم نهایتا 4 یا 5 خانم  در همدان و کلا 12 زن در سطح استان کاندیدا شده اند.

به هر حال چهره هایی که آمده اند و تا الان اطلاع پیدا کرده ام  برخی از اعضای دوره های اول و دوم شورای شهر همدان، نمایندگان دوره های قبل و فعلی همدان در مجلس، و تعدادی از فعالان سیاسی  هستند.

ضمنا اعضای هیات اجرایی نظارت بر انتخابات هم مشخص شده  اند  و این هیات 9 نفره  امروز  کار خود را برای بررسی مدارک و سوابق نامزدها شروع می کند.

 

 وضعیت ثبت نام کاندیداها در استان ها

برف نو ! سلام سلام*

جمعه 21 دی 1386 11:08 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: جامعه نظرات: 4 نظر چاپ

برف برف برف

برف سنگین بود و در بیشتر شهرها تعطیلی گسترده ی مدارس، دانشگاه ها و حتی ادارات! را هم شاهد بودیم. مسافران زیادی  نیز در راه مانده بودند که  در روستاهای بین راه و مساجد اسکان داده شدند. فشار کم گاز و یا قطعی آن در برخی شهرها دردسر ایجاد کرده  و خلاصه هوا خیلی سرد است.

و..... البته که همدانی ها به این برف سنگین و سنگین تر از این هم عادت دارند و خب بی سابقه است که در همدان به خاطر برف ادارات تعطیل شوند؟!! چرا که در سال های گذشته حتی به ندرت  به خاطر برف، دبیرستان و دانشگاه  در همدان تعطیل می شده است چه برسد به ادارات! به هر حال این بار از روز یکشنبه ی گذشته کلیه مدارس و دانشگاه ها تعطیلند و فردا هم شیفت صبح مدارس تعطیل اعلام شده. ادارات هم روز دوشنبه ی گذشته تعطیل شدند و سه شنبه  تا پنج شنبه هم با دو ساعت تاخیر کار را شروع کردند!

امتحانات برخی دانشگاه ها هم لغو شده است و به تاخیر افتاده و در پی آن کنکور کارشناسی ارشد هم که قرار بود 7 بهمن برگزار شود به اول اسفند موکول شد.

..........بیرون را که نگاه می کنم می بینم که دوباره دارد می بارد.

 

 

 

**و اما حمید عاملی هم رفت. قصه گو و گوینده ی رادیو. نوار کاست خاله سوسکه را یادتان هست؟ صدایش  که با گفتن: بله بچه های خوبم ، نوگلای محبوبم، به ترتیبی که گفتیم، این قصه رو شنفتیم........ پایان قصه را اعلام می کرد، بخشی از خاطرات دوران کودکی ام است. روانش شاد.

 

 

*شاملو

من سیاهم

جمعه 14 دی 1386 12:03 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: حقوق کودکان نظرات: 7 نظر چاپ

یک شعر از نگاه یک کودک آفریقایی

وقتی به دنیا می آیم، سیاهم، وقتی بزرگ می شوم، سیاهم
وقتی می روم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم
وقتی مریض می شوم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوز هم سیاهم
و تو، آدم سفید
وقتی به دنیا می آیی، صورتی ای، وقتی بزرگ می شوی، سفیدی
وقتی می روی زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت می شود، آبی ای
وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض می شوی، سبزی
و وقتی می میری، خاکستری ای
و تو به من می گویی رنگین پوست؟؟؟ 

                                                     

                                  When I born, I black, when I grow up, I black            

                              When I go in sun, I black, when I scared, I black

                               When I sick, I black, and when I die, I still black

                                                                     And you white fellow

                   When you born, you pink, when you grow up you white

                     When you go in sun, you red, when you cold, you blue

                  When you scared, you yellow, when you sick, you green

                                                            And when you die, you gray  

                                                               And you call me: colored

مسئولیت مردم و نمایندگان

سه شنبه 11 دی 1386 12:50 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: جامعه نظرات: 5 نظر چاپ

سفری که سه ماه پیش به انگلیس و اسکاتلند داشتم  بعضی ها را نگران کرده بود که مبادا از بیت المال هزینه شده باشد و نگران جویا می شدند که آیا با بودجه شورا به این سفر رفته ام یا نه؟!

و البته هنوز این نگرانی در برخی (تا به کنون که سه ماه از سفر بنده می گذرد!) ادامه دارد و ظاهرا هنوز رفع نشده. که بابت رفع نگرانی عرض کنم که این سفر ربطی به شورا نداشته و به دعوت انجمن شهر گلاسگو برای شرکت در یک دوره ی آموزشی با عنوان: برنامه ریزی مشارکتی  Partnership Programming و با هزینه ی شخصی خود، رفته ام .

به هر حال از همه ی آنهایی که جویای سفر بنده بودند تشکر می کنم. چرا که نشان دادند چه قدر برایشان مهم است که کجا بیت المال هزینه شود! و نیز نشان می دهد، جامعه ما هم دارد کم کم به سمتی می رود که مردم از نمایندگان خود و مسئولان، پاسخگویی و شفافیت می خواهند  و این امر را باید به فال نیک گرفت.

و البته جای خوشحالی بیشتر آنجاست که همیشه این دقت نظر را داشته باشیم و هیچگاه و در برابر هیچکس، از خود  دراین باره  سلب مسئولیت نکنیم.

قدر مسلم آن است که اگرهمین دقت نظر و شفافیت خواهی، در همه ی موارد وجود داشته باشد قطعا می توان گفت تا حدی از اداره ی مطلوب(Good Governance) را پیش رفته ایم. به شرط اینکه در همین جا نمانیم و پرسشگر باشیم و نگران از ده ها و شاید صدها اتفاق دیگری که دور و برمان می افتد ......

از تغییر کاربری هایی که می تواند به ضرر شهر باشد یا در جهت منفعت فرد یا گروه خاصی صورت گرفته. نگران باشیم  از اینکه باغات از بین می روند و متخلفان و سودجویانی شبانه به قلع و قمع درختان گنجنامه و عباس آباد و حیدره و ... می پردازند. از اینکه زمین خوارانی با تفکیک های غیر قانونی  و با رانت هایی که دارند، زمین های با کاربری های غیر مسکونی یا اراضی  ذخیره را به مهاجران روستایی  یا مردم محروم می فروشند و یا با ساخت و ساز غیر مجاز، آلونک هایی را با اسناد عادی!  با  قشر محروم جامعه معامله می کنند و از این راه سودهای کلانی به جیب می زنند که صد در صد نامشروع است.

نگران باشیم از کارفرمایانی که زنان و کودکان را با حقوق کم استثمار می کنند. کسی آن کارفرمایان را نمی شناسد؟؟

نگران از قانون در حال تصویبی (حمایت از خانواده) که نه تنها دردی را کم نمی کند بلکه خود عامل دردهای بیشتری خواهد بود.

نگران باشیم از اینکه آثار تاریخی مان که هویت ما را می سازند در اثر بی توجهی و عدم حفاظت، از بین می روند و با تخریب آنها، ضمن از دست دادن بخشی از هویت، گردشگر و در آمد حاصل از گردشگری  را نیز از دست می دهیم.  نگران باشیم که  مفاخر ملی مان را، دیگران به نام خود مطرح می کنند و با این کار بخشی از تاریخمان از بین می رود.

نگران از دست دادن سرمایه های کشور، اعم از نفت و گاز و طبیعت و نیروی مستعد و توانمند انسانی باشیم.

نگاه پرسشگر ما باید همیشه باشد.

اگر می توانستیم این قدر احساس مسئولیت داشته باشیم و پاسخگویی  را هم مردم و هم نمایندگان مردم و مسئولان پذیرفته بودند، حوادث و اتفاق های بزرگ و در سطح کلان تر را شاهد نبودیم.

اگر همواره یاد می گرفتیم که مسئول و نماینده ی مردم باید پاسخگو باشند آن وقت نمایندگان مجلسمان باید برای سه رویداد مهم  که ظرف سه ماه اتفاق افتاده، بالاترین شخص قوه ی مجریه، که خود نیزمنتخب مردم است  را دست کم برای ادای توضیح به مجلس فرا می خواندند.

 و نمی دیدیم که از سهم 50 درصدی دریای مازندران، دارد ۱۱درصد نصیبمان می شود!!(در اجلاسی که با افتخار از برگزاری آن یاد شده و آمدن پوتین به ایران را از دست آوردهای خوب آن می دانند، حال که می دانیم روسیه همیشه و درطول تاریخ خائن بوده است و هیچگاه حسن نیت نداشته) و نمی دیدیم که شخص اول قوه ی مجریه به اجلاسی برود که همواره در آن، ادعای واهی امارات بر جزایر سه گانه ی ایرانی مطرح شده است  و......... آن وقت بود که  خلیج فارس را هم هیچ بیگانه ای  نمی توانست  با نام دیگری  بخواند.

و بالاخره باید  نگران باشیم از اینکه  آیا 8 سال جنگ تحمیلی و هزینه ای  که این مردم داده اند و از همه با ارزش تر، خون شهدایی که ریخته شده است و اروند رود  نیز هر روز نام یک یکشان را فریاد می زند، برای این بوده که امروز جناب طالبانی بگوید معاهده ی الجزایر را قبول ندارد؟؟!

..................

وافته ی ۴

جمعه 7 دی 1386 2:25 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: سروده ها نظرات: 7 نظر چاپ

نگاهت،

آبیِ آسمان هاست. 

          و من هر روز در آن 

طلوع می کنم.