من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر مرداد 1387 - نقطه سر خط

نقطه سر خط

یادداشت های مهرنوش نجفی راغب


مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

سلیقه ی ۷۰ میلیون نفر  قربانی سلیقه ی محدود صدا و سیما!

پنجشنبه 24 مرداد 1387 12:52 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: جامعه نظرات: 6 نظر چاپ

قرار بود شبکه ی 3 افتتاحیه بازی های المپیک را به طور زنده! پخش کند. اما در حقیقت این پخش زنده! فقط گفت و گوی مجری با میهمانان برنامه بود. و گهگداری به عنوان میان پرده، صحنه هایی از برنامه ی در حال اجرای در ورزشگاه را نشان می داد. صحنه هایی بریده بریده ! همراه با  سخنرانی مجری(خیابانی) !. تا رسید به مراسم رژه ی ورزشکاران که دیگر کلا پخش زنده قطع شد و مجری اعلام کرد که تا نوبت به تیم ایران برسد به بحث و گفت و گو ادامه می دهیم!! ............راستش سرگیجه ای بود این پخش زنده!!! در نهایت از تمام مراسم رژه فقط یک لحظه رژه ی تیم ایران را نشان داد و بس!

و البته متأسفانه عادت کرده ایم به این صدا و سیما و پخش سلیقه ای اش. خواهرم که دوست داشت مراسم رژه را ببیند و از عدم پخش آن ناراضی بود با روابط عمومی شبکه 3 تماس می گرفت اما شماره اشغال بود! ظاهرا تماس های زیادی گرفته بودند جهت اعتراض. چرا که ناگهان مجری(خیابانی) در حالیکه دیگر برنامه افتتاحیه به پایان می رسید، اعلام کرد که:«هموطنان زیادی تماس گرفتند و اعتراض داشتند که چرا مراسم افتتاحیه را پخش نمی کنید ؟ در حالیکه الآن ساعاتی ست که داریم این مراسم رو زنده!!! پخش می کنیم و فقط برخی تصاویر که از نظر شرعی مشکل دارند را پخش نمی کنیم. فقط!!! مراسم رژه را نشان ندادیم که اون هم فکر نمی کنم چندان جذابیتی داشته باشه که بخوایم نشون بدیم.» !!!! و البته این هم در حالی بود که مهمانان بنده خدای برنامه نیز حواسشان بیشتر به صفحه مونیتورهای داخل استدیو بود(که داشت مراسم رژه را نشان می داد) تا گفت و گوی ورزشی (البته صفحه مونیتور از چشم ما بینندگان عزیز!!! پنهان بود.)

گویا اصل قضیه فراموش شده، شاید به حق (بر عکس سلیقه صدا و سیما) زیباترین مراسم افتتاحیه المپیک همان مراسم رژه ورزشکاران باشد و بعد روشن شدن مشعل المپیک. رژه ی ورزشکاران که بعضا با لباس های سنتی و ملی خود می گذرند، دیدنی ست و در واقع نشاندهنده ی دوستی و صلح ملت ها ست که نمایندگان ملت ها با هر نژاد و زبان و مذهب در یک جا جمع شده اند و این هدف اصلی المپیک است. ضمن آنکه دیدن رژه ی تیم ملی یک کشور موقعی برای مردم آن جاذبه دارد که رژه ی تیمش در کنار سایر کشورها دیده شود و آن هنگام است که دیدن پرچم کشور از دور، موجی از شادی را برای آن ملت ایجاد می کند. در حالیکه صدا و سیما با نشان دادن تنها یک دقیقه از صحنه ی رژه ی تیم ایران، اصرار داشت! صرفا با سر و صدا و ابراز احساسات آقای خیابانی (مجری)، بینندگان را تهییج نماید!! اما حقیقتا هیچ حس غروری در بین مردم ایجاد نمی کرد.

متاسفانه عادت کرده ایم به این کج سلیقگی های صدا و سیما. بار اول که نیست و تنها به پخش افتتاحیه ی المپیک هم ختم نمی شود. به هیچ وجه هم منظورمان نیست که صحنه های غیر شرعی و غیر اخلاقی سانسور نشوند. اما چه کسی غیر شرعی و غیراخلاقی بودن آن را تعریف می کند؟ حد و مرز تا کجاست؟ با بودجه ملی و بیت المال، سلیقه ی چه کسی یا چه کسانی در ساخت و پخش برنامه ها اعمال می شود؟!!  

..... صدا و سیما سلیقه 70 میلیون نفر را نادیده می گیرد وقتی با پخش سریال های بی محتوایی که سرتاسر خشونت، دورویی، کلاهبرداری و توهین و حقه بازی را نشان می دهند و قباحت دو همسری یا چند همسری را با تکرار موضوع در سریال های مختلف از بین می برد و درواقع به نوعی آن را اشاعه می دهد. سریال هایی که در آن همه ی شخصیت ها مدام دارند سر یکدیگر کلاه می گذارند، نقشه می کشند و ریا کاری را آموزش می دهند.

صدا و سیمای ملی! بی توجه است نسبت به سلیقه ی خیل عظیم ایرانی و هویت ایرانی، وقتی که در سریال هایش فقط بر روی افراد شرور و تبهکار اسامی ایرانی می گذارد!( کاوه،هوشنگ،کوروش،خسرو،بابک و ...همواره اسامی آدم های خلاف و منفی سریال هاست). ندیده می گیرد میلیون ها زن ایرانی را وقتی همیشه در سریال هایش زنان و دختران مثبت و خوب، پوشش چادر دارند و بقیه که مانتویی هستند همیشه باید شخصیت های منفی یا نهایتا خاکستری باشند! . ندیده می گیرد اقوام ایرانی را وقتی که مضمون برنامه ها و سریال های طنزش!! به سخره گرفتن لهجه ی یک شهر یا به هر نحوعلایق یک قوم است. ندیده می گیرد ادبیات و فرهنگ ایرانی را وقتی هیچ برنامه یا سریالی ساخته نمی شود که به داستان های شاهنامه و ادبیات کهن و اسطوره های ایرانی بپردازد و............... گفتنی ها کم نیست.

*قبلا در مجله گزارش ( اینجا )  نقدی درباره ی برنامه های صدا و سیما نوشته ام.

*به دلیل کسالتی که این چند روز داشتم و منجر به بستری شدن درخانه گردید، نتوانستم این متن را به موقع(همان روز پخش افتتاحیه )تایپ کنم و در وبلاگ بگذارم. بنابراین از اینکه ازاصل موضوع چند روز گذشته ببخشید .

انکار تاریخ!!

پنجشنبه 10 مرداد 1387 4:36 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: تاریخ و فرهنگ نظرات: 8 نظر چاپ

دیروز افتتاحیه ی همایش طرح برتر، شهر برتر بود که برای بار دوم توسط سازمان عمران شهرداری همدان برگزار می شد.

راستش مراسم افتتاحیه یکی از خسته کننده ترین برنامه ها ست. سخنرانی های پی در پی مسئولان و مدیران و.... بعضا خارج از حوصله ی شرکت کنندگان و حاضران است. واقعا لزوم این که همه ی مسئولان ارشدی که در جلسه حضور دارند باید حتما بروند پشت تریبون و صحبت کنند چیست ؟ و معمولا هم تخصصی در زمینه موضوع همایش ندارند و به حاشیه می زنند. خلاصه اینکه شاید روزی برسد که این رسم سیاسی! برافتد و افتتاحیه با صحبت ها و یا سخنرانی نهایتا دو نفر! پایان گیرد و قرار نباشد در یک مراسم مثلا سه ساعته از استاندار و امام جمعه گرفته تا نماینده مجلس و عضو شورای شهر(مثل بنده!) و معاون و شهردار و مدیر و ..... برای عرض خوشامد گویی به  ایراد سخنرانی بپردازند.  به هر حال برنامه ی دیروز هم سرشار بود از سخنرانی مسئولان که به نوبت پشت تریبون دعوت می شدند. و آنقدر این سخنرانی ها طولانی شد! که به سخنرانی علمی و اصلی همایش که قرار بود توسط دکتر سارا ویلگزورث از انگلستان ارایه شود، وقت نرسید و به برنامه ی بعد از ظهر موکول شد. و خب این فشردگی برنامه به برنامه بعد از ظهر سرایت کرد و سخنرانان علمی همایش مجبور می شدند به دلیل کمبود وقت! از سر و ته مقاله ها بزنند  که حیف بود.

اما سخنرانی آقای غرضی رییس سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور در این میان قابل توجه است. قبل از سخنرانی ایشان، آقای حاجی بابایی(نماینده ی همدان و عضو هیات رییسه مجلس) یک ساعت از تاریخ و تمدن ایرانیان گفت و ازهمدان که 3500 سال تاریخ شهرنشینی اثبات شده دارد. و تاکید بر اینکه همدان پایتخت تاریخ و تمدن است و باید آن را حفظ کنیم. اما آقای غرضی که سخنران بعدی بود به نوعی هر آنچه آقای حاجی بابایی ریسیده بود را پنبه کرد. ایشان ابتدا اظهار داشت که پیش از اسلام تعداد شهرها از اروپا گرفته تا خاور دور خیلی کم بوده اما بعد از اسلام  بر تعداد شهرها افزوده شده است. واینکه پیش از اسلام، تمدن و شهر نشینی نبوده  و آنچه هم که عنوان شهر داشته، تمدنی نداشته است! و در ادامه اشاره کرد به بحث کتاب سوزی که این افسانه است و اصلا کتابخانه ای وجود نداشته که اسکندر و اعراب بخواهند آتش بزنند و در تکمیل گفته هایش عنوان کرد که اصلا پیش از اسلام ما درایران هیچ کتابی نداشتیم و تنها چیزی که بوده و الان داریم کلیله و دمنه است!

نمی دانم چرا این اساتید بزگوار وقتی می خواهند محسنات موضوعی را بیان کنند، دست به انکار موضوعات و موارد دیگر می زنند. البته دراینکه دین اسلام تحولات زیادی را در جوامع مختلف به وجود آورد بحثی نیست اما انکار گذشته نیز خطاست . آنچنان که می گویند لازمه ی اثبات شیء، نفی ما ادا نیست.

به قول ایشان هیچ کتابی در ایران باستان وجود نداشته، پس باید نتیجه بگیریم که علم و دانش ایرانیان شفاهی بوده! و عجیب بود برایم ایشان که مهندس است وخود ظاهرا باید متخصص در امور فنی ? ساختمانی باشد، با این وصف چگونه ساخت آبشارهای  شوشتر، زیگورات چغازنبیل، بناها وعمارت پارسه، شهر هگمتانه و ...بناهای این چنین که قطعا به دانستن علوم مهندسی نیاز داشته را توجیه می کند؟   نمی دانم قانون حمورابی که اولین قانون جامعه مدنی است چگونه به وجود آمده، چون بنا بر صحبت ها ی آقای غرضی و امثالهم، آن موقع تمدنی وجود نداشته!  اولین منشور حقوق بشر که توسط کوروش نگاشته شده  نشان بی تمدنی است؟ الواح گلی تخت جمشید از چه می گویند؟ از قوانین بیمه، کار، بازنشستگی و .... قوانینی که نشانه ملتی متمدن است. تمدن جیرفت یا شهر سوخته نشان چیست؟  جالب آنکه ایشان بارها مابین سخنانش تاکید کرد که حتما تاریخ بخوانید!!!!!

با تاریخ ایران کاری نداریم! با تحقیقات خانم ماری کخ که نتیجه اش کتاب از زبان داریوش است کاری نداریم، ..... در تاریخ اسلام آمده است  که پیامبر، از ایران، مهندسانی را دعوت کرد و همگی در مدینه ساکن شدند و امور شهرسازی، نساجی، آهنگری و صنایع....را به دست ایشان سپرد و یکی از ایشان سلمان فارسی بود که بعدا مسلمان شد. نمی دانم این موضوع و یا جمله ی معروف پیامبر که -اگر دانش در ثریا باشد، ایرانیان به آن دست می یابند -نشان چه بوده؟ و آیا آقایان آن را هم انکار می کنند؟

بحث افتخار به گذشته نیست. بله مهم آن است که الان چه هستیم و ضعف های خود را ببینیم و در پی رفع آن باشیم. اما نفی گذشته و انکار هویت آنچه بودیم نیز اشتباه  است و به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست. انکار تمدن و افتخارات گذشته یک ملت، عدم اعتماد به نفس و عدم خود باوری را در آن ملت ایجاد می کند که خود زمینه ساز  عقب ماندگی و عدم پیشرفت است.

در گذشته نباید زندگی کنیم اما باید گذشته و تاریخمان را حفظ کنیم تا با توشه ای پر، راه آینده ی بهتر را پی گیریم.