استعفای شهردار و انتخاب شهردار جدید را دیشب نوشتم. بدون توضیح بیشتر. راستش تا جلسه ی شورا تمام شد و به خانه رسیدم ساعت 11 شب بود و خستگی روز فرصت نوشتن را گرفت.
امروز ظهر هم مراسم تودیع آقای علیقلی زاده بود. که پس از افتتاح 15 پروژه در سطح شهر، خداحافظی کرد و رفت. کنار پارک قائم ایستاده بودیم و فصل خداحافظی بود. مدیران شهرداری، اعضای شورا و ... همان حرف های همیشگی که هرچی بدی دیدید ببخشید و ...
آبان ماه سال گذشته را به خاطر آوردم و مراسم معارفه آقای شهردار. شبی که در شورا جلسه داشتیم و آقای علیقلی زاده رای آورد و من به او رای نداده بودم اما گفته بودم که باید از شهردار حمایت کرد تا بتواند کار کند. گفته بودم که موفقیت شهردار یعنی داشتن شهری آباد و زیبا و در نهایت، آرامش شهروندان و گفته بودم که امیدوارم روزی از اینکه چرا به ایشان رای ندادم پشیمان شوم. همه ی این حرف ها را همان اول به خود آقای علیقلی زاده هم گفتم.
و امروز، آقای شهردار پس از یک سال کاری می رود.
آقای علیقلی زاده رفت. به دلایل مختلف.نارضایتی شورا از برخی عملکرد شهردار و برخی مسایل دیگر که بیشتر حاشیه ای بود و می شود گفت گلایه های متقابل.
و الان... فصل نقد است. همه این یک سال را، عملکرد شهردار، باید ها و نباید ها و آنچه باید می شد و نمی شد را نقد می کنند و هر کس هم با نگاه خود. مدیری که پستی به دست آورد و مدیری که پستی را از دست داد، کارمندی که جابجا شد،نماینده ی مجلس،عضو شورا، مسئولان سیاسی و اداری استان، شهروندان، خبرنگاران و .... که خواسته هایشان برآورده شد یا نشد.
نقد می کنیم، نظر می دهیم و به راحتی قضاوت می کنیم. اما آیا عادلانه؟
ببینیم هر کس در این میان چه قدر تقصیر داشته است و چه قدر می توانسته در یاری دادن به شهردار برای بهتر شدن امور موثر باشد و یاری نداده است. هرکس به نوبه خود، زیر بار انتقادات یک جانبه، سهم خواهی های سیاسی و گروهی چه می توانسته بکند که نکرده و یا شاید هم خودش سهمی خواسته و به سهمش نرسیده (و یا رسیده). آیا پیشنهاد و راهکاری سازنده داده است. مصلحت مردم و شهر چه قدر دیده شده.
این ها را نمی گویم که بخواهم کسی یا چیزی را توجیه کنم. اصلا بحث توجیه نیست. همان طور که سعی کردم به حرفم پایبند باشم و از طرح های خوب وی دفاع کنم و حمایت کردم، بارها نیز در صحن شورا و خصوصا در حیطه مسایل بودجه ای(از آنجا که حیطه وظیفه ام بود) به عملکرد شهردار اعتراض داشتم.
اما باید تلنگری هم بزنیم به خودمان. به اینکه همانطور که هیچ وقت موفقیت یک مجموعه، به دست یک نفر نیست، در ناکامی و مشکلات نیز تنها یک نفر مسئول نیست. من در جایگاه یک شهروند، یکی از پرسنل و یا یک مدیر شهرداری، در جایگاه یک عضو شورای شهر، یک نماینده مجلس، در جای یک مسئول استانی و ... چه قدر در این پروسه یک ساله، نقش داشته ام. حقیقت اینکه امروز، فصل نقد خودمان است.
****
و حالا هم آقای عسگریان. شهردار منتخب شورا که با 6 رای موافق، قرار است سکان شهرداری همدان را به دست گیرد. و البته باز هم، رای من به شهردار منتخب(آقای عسگریان)، رای موافق نبود...
اما به همان حرفی که قبلا گفته ام پایبندم. به اینکه اگرچه رای نداده ام اما وظیفه ام حمایت از طرح ها و ایده های خوب شهردار است برای داشتن شهری بهتر.
دوشنبه 11 آذر 1387
موضوع:
نظرات: 

