من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر دی 1387 - نقطه سر خط

نقطه سر خط

یادداشت های مهرنوش نجفی راغب


ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

اولین مجمع مشورتی زنان عضو شوراها

یکشنبه 29 دی 1387 11:53 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: زنان نظرات: 7 نظر چاپ

دیروز اولین مجمع مشورت

دیروز اولین مجمع مشورتی زنان عضو شو راها ی کلان شهرها و مراکز استان ها بود و میزبان هم شورای شهر تهران. زنان عضو مجمع 44 نفر هستند و تنها شهرهای تبریز،رشت، کرمانشاه، اصفهان، خرم آباد عضو زن ندارند.

پیش از این ها اجلاسی وجود داشت به نام اجلاس زنان عضو شوراها که در دوره ی اول و دوم شوراها تشکیل می شد و در دوره ی سوم فقط 3 جلسه تشکیل شد که حقیقتا بهره ای از آن نبردم و مشخص نبود چه برنامه ای دارد. در دور سوم در اجلاس روسای شوراها در تبریز تشکیل این مجمع با اساسنامه ی مشخص و با عضویت زنان عضو شوراهای کلان شهرها و مراکز استان ها به تصویب رسید. و در پی آن شورای تهران به عنوان میزبان اولین مجمع و با دستور جلسه ی انتخاب هیات رییسه، اولین جلسه را دیروز در شورای شهر تشکیل داد.

ظاهرا قرار بود چمران(رییس شورای تهران ورییس شورای عالی استان ها) در جلسه حضور داشته باشد که نیامده بود و به جای وی بیادی، نایب رییس شورای تهران حضور داشت.

برای ریاست مجمع، خانم معصومه آباد(عضو شورای تهران) با 12 رای انتخاب شد. و جالب این بود که خانم احمدی نژاد هم از شورای تهران  کاندید شده بود که البته فقط 3 رای آورد. کاندیدا شدن دو عضو از یک شورا، نشان دهنده ی اوج جهت گیری های سیاسی بود!!. خانم سلطانی از شهر کرد با 8 رای، نفر دوم بود. نایب رییس هم خانم حجازی از شورای قم انتخاب شد. و منشی خانم عبداللهی از شورای گرگان.انتخابات روسای کمیسیون ها ماند برای جلسه آینده.

*راستش تا حد بسیار زیادی سیاسی شده بود و خصوصا بین طیف قالیباف و طیف احمدی نژاد رقابت زیاد بود!بیشتر به نظرم تحرکاتی بود برای انتخابات ریاست جمهوری!

*خانم مشیر( همسر آقای قالیباف) هم به عنوان یکی دیگر از میزبانان برای صرف ناهار و هم چنین در جلسه ی بعد از ظهر برای توضیح فعالیت های شهرداری تهران در امور زنان حضور یافت. فقط از بین میزبانان تهرانی، خانم ابتکار غایب بود. (و این ضعف اصلاح طلبان است)

*بالاخره خانم های وبلاگ نویس عضو شورا را پیدا کردم. تا به امروز فقط خودم!!! و خانم ابتکار(عضو شورای تهران) را می شناختم!. ولی در این مجمع، متوجه شدم که خانم وبلاگ نویس زیاد داریم و جالب بود که همه شان هم از طیف اصلاح طلبان بودند.

*در کل دوست داشتم که این مجمع بیش از آنکه این قدر سیاسی باشد، به کار های تخصصی و مسایل زنان با دید باز بپردازد، اما کمی با دیدن نحوه ی برگزاری انتخابات هیات رییسه نا امید شدم. حال شاید با گذر از این جلسه و در نشست های آتی، تب و تاب سیاسی اش فرو کش کند و حقیقتا بتوان کاری انجام داد و موثر بود.

 

 در اینجا (وبلاگ خانم آباقری از شورای اراک ) روایتی دیگر از این جلسه را بخوانید.

دست های کوچک کار

دوشنبه 23 دی 1387 8:52 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: حقوق کودکان نظرات: 2 نظر چاپ

«به یک کارگر زیر هجده سال نیازمندیم.» 

 

  این آگهی در بین آگهی های ریز و درشت صفحه نیازمندی های روزنامه توجهم را جلب کرد. از این آگهی هایی که: به یک منشی آراسته نیازمندیم!  به یک خانم منشی ترجیحا مجرد نیازمندیم! و ... از این دست ، قبلا دیده بودم. و این یکی هم مدل دیگری بود از همان آگهی هایی که به فکر فرو می بردت. راستش آگهی تلخی بود. کارگر زیر 18 سال!! شماره درج شده در آگهی را گرفتم. برخلاف تصورم که الان مردی با صدای کلفت گوشی را بر می دارد، خانمی جواب می دهد. می گویم که برای آگهی تماس گرفته ام. فکر می کند که برای پسرم زنگ زده ام. می گوید: کار در چاپخانه است. هر روز از 8 صبح تا 1 بعد از ظهر. از 3 بعد از ظهر تا 8 شب. ماهی 60 هزار تومان. زیر 18 سال هم باشد.!  آن قدر سریع حرف می زند و گوشی را می گذارد که حرف اصلی ام در گلویم می ماند که چرا زیر 18 سال؟! با دفتر روزنامه تماس می گیرم. می گویند هیچ مسئولیتی در رابطه با صحت و سقم آگهی ها ندارند. عصبانی هستم از این آگهی و عصبانی تر از اینکه هیچ نظارتی بر این آگهی ها وجود ندارد. بحث تازه ای نیست. کار کودکان..... 

                                                       ***                                                                                                       

ساعت 9 شب است. خسته از یک روز کاری، تازه به خانه آمده ام. زنگ در را می زنند. یکی از دوستان مادرم است. خانمی خیر و فعال اجتماعی. می خواهد مرا جایی ببرد. حاضر می شوم  و با او می روم در یکی از محلات محروم شهر. کوچه پس کوچه ها را طی می کنیم و به خانه ای کوچک در انتهای یکی از کوچه ها ی بن بست پشت سیلو می رسیم. ماجرا از این قرار است. محمد حسین 15 ساله است. اوایل تابستان برای کمک به خانواده در یک تعمیر گاه موتور به عنوان شاگرد کار می کند. یک هفته از کار گذشته در اثر ریختن بنزین روی موتور روشن، تعمیرگاه دچار آتش سوزی می شود. دست ها و صورت و بدن محمد حسین در آتش می سوزد. عصب دست هایش دچار آسیب شده و توانایی حرکت ندارند. به همین دلیل امسال اول مهر نتوانست سر کلاس درس حاضر شود و مدرسه نرفته است. پدرش نابینا است و مادرش سال هاست فوت شده. وضعیت محمد حسین مرا یاد آن آگهی می اندازد که در روزنامه دیده بودمش. 

***                                                                                                                                                          

فقر اولین و مهم ترین دلیل کار کودکان است. کار بچه ها در کارگاه های قالیبافی و زیلو بافی،آدامس فروشی سر چاهار راه ها و ... همگی ناشی از فقر اقتصادی است مثل محمد حسین، امید 8 ساله(شاگرد مکانیکی!!)، مریم 9 ساله(گل فروشی) و شهرام 11 ساله(واکسی). و وقتی فقر فرهنگی هم همراه با فقر مالی شد آنگاه  می شود حکایت تلخ چند نفر از موکلان کوچولوی من. مثل «الف» 7 ساله و «میم» 10 ساله. دو برادر کوچولویی که پدر معتادشان هرگاه که نیاز می شد، از ساعاتی فروختنشان ابا نمی کرد. یا «ب» پسر بچه ی 11 ساله که برای جابه جایی مواد مخدر توسط سوداگران استفاده می شد و بارها به او تجاوز شده بود. و یا «ف» دخترک 15 ساله که با کار در خانه ها، توسط صاحبخانه مورد آزار جنسی و جسمی قرار گرفته بود. در هر حال کودکان کار همه جا هستند و هم چنین سودجویانی که با ارجاع کارهای سخت و ممنوع به آنها، بهره کشی و تجاوز و ... آینده ی این بچه ها را می دزدند...  

                                                    

 

و اما اصلا، حداقل سن مناسب برای کار چند سال است؟  

 

                                                                     

 اعلامیه جهانی حقوق کودک و هم چنین کنوانسیون حقوق کودک،سن مشخصی را برای حداقل سن کار مشخص نکرده و تعریف و شرایط آن را به عهده کشورهای عضو گذاشته است. اصل 9 اعلامیه جهانی حقوق کودک(مصوب 1959 سازمان ملل) تنها اشاره دارد به اینکه کودک نباید قبل از رسیدن به حداقل سن مناسب به استخدام درآید و بند 2 ماده 32 کنوانسیون حقوق کودک (مصوب 1980) دولت ها را موظف به تدوین قانون برای تعیین حداقل سن کار کرده است. بر این اساس در ایران طبق ماده 79 قانون کار مصوب 1369، حداقل سن کار  15 سال تمام شناخته شده و بنابر ماده ی فوق، به کار گیری افراد زیر 15 سال ممنوع است. ماده 80 همین قانون، کارگر بین 15 تا 18 سال را کارگر نوجوان نامیده که بنابر تاکید ماده 32 کنوانسیون حقوق کودک، مشمول مقررات مخصوص شرایط کار نوجوانان می گردد. و اما در رابطه با مشاغلی که برای سلامت و اخلاق نوجوان زیان آور است طبق ماده 84 قانون کار، حداقل سن 18 سال تمام تعیین شده است.

                                                                                                                                                 

ساعات کار نوجوانان: 

ماده 32 کنوانسیون حقوق کودک و اصل 9 اعلامیه جهانی حقوق کودک تاکید دارند به اینکه کارهایی که به سلامت و آموزش کودکان آسیب بزند ممنوع است و هم چنین استخدام کودکان را در کارهایی که توقف یا خللی در آموزش کودک ایجاد کند را ممنوع کرده است. طبق ماده 82 قانون کار، ساعت کار نوجوانان در ایران نیم ساعت کمتر از ساعت کار معمولی کارگران است و کار باید در روز باشد و کار شبانه برای نوجوانان بر اساس ماده 83 ممنوع است. در هر حال مقصود آن است که ساعات کار نوجوانان، مانع از تحصیل و فراگیری آموزش او نشود و بنابراین دو شیفت کار، کار در شب و کار بیش از ساعات روزانه ممنوع می باشد.

                                                                                                              

شرایط کار نوجوانان: 

                                                                                                                               

شرط استخدام کارگر نوجوان، تایید سازمان تامین اجتماعی پس از اخذ آزمایش های پزشکی از نوجوان است. آزمایش های پزشکی کارگر نوجوان باید دست کم سالی یک بار تجدید شود و مدارک مربوطه در پرونده ی استخدامی ضبط گردد. تشخیص تناسب کار با توانایی کارگر نوجوان به عهده ی پزشک سازمان تامین اجتماعی است.                                 

 

چه کارهایی برای کودکان ممنوع است؟

                                                      

تا پیش از سال 1999، تعریف مشخصی از کارهای ممنوع برای نوجوانان وجود نداشت. صرفا کنوانسون حقوق کودک  در بند 1 ماده 32، کشورهای عضو را به حمایت از کودکان (در برابر استثمار اقتصادی و انجام هرگونه کاری که  زیان بار بوده یا مانع تحصیل شود یا از نظر بهداشت و اخلاق و پیشرفت اجتماعی نوجوان مضر باشد) متعهد و موظف کرده بود. مواد 83 و 84 قانون کار جمهوری اسلامی ایران نیز به طور کلی، ارجاع هر نوع کار اضافی، کارهای سخت و زیان آور و خطرناک و حمل بار  با دست، کار در شب و... را برای نوجوانان ممنوع دانسته و تشخیص آن را به عهده اداره کار و امور اجتماعی گذاشته است. 

                                                                                                                                                        

 تا اینکه سال 1999 کنفرانس سازمان بین المللی کار در هشتاد و هفتمین اجلاس خود در ژنو، مقاوله نامه 182 را با تاکید بر ممنوعیت برخی مشاغل برای کودکان و محو بدترین اشکال کار کودک به تصویب رساند. در حقیقت سازمان بین المللی کار(ILO ) پس از قطعنامه مربوط به محو کار کودک مصوب 1996 ، در اجلاس 1999 سعی داشت تا ابهامات شرایط کار کودکان را برطرف نماید و دولت ها را مکلف به تدوین قانونی اجرایی شرایط کار کودکان و تعریف ممنوعیت بدترین اشکال کار برای نوجوانان نمود. ماده ی 3 این مقاوله نامه، فروش و قاچاق کودکان، استخدام اجباری کودکان برای درگیری های مسلحانه،استفاده از کودکان جهت روسپیگری و تهیه فیلم های مستهجن(پورنو)، حمل مواد مخدر و تولید آن و کلیه فعالیت هایی که برای سلامت و ایمنی و اخلاقی کودکان مضر باشد را در زمره ی بدترین اشکال کار کودک دانسته است. بر اساس ماده ی 1، بند 1 ماده ی 4 و بند 1 ماده ی 7 مقاوله نامه، دولت های عضو متعهد شدند که تدابیر فوری و موثر برای ممنوعیت و محو بدترین اشکال کار کودکان اتخاذ نموده، کارهای ممنوع را تعریف کرده و مجازات های کیفری را برای متخلفان در نظر بگیرند.

                                                                                                                                

پس از تصویب مقاوله نامه ی 182 سازمان بین المللی کار در سال 1999 و با وجود تاکید مقاوله نامه نسبت به فوریت موضوع جهت تدوین قانون و اتخاذ تدابیر لازم در رابطه با کارهای زیان بار برای کودکان، در ایران 5 سال طول کشید تا بالاخره در 27 اردیبهشت 1383 در هیات وزیران و با طرح موضوع توسط وزارت کار و امور اجتماعی، آیین نامه ی اجرایی قانون ممنوعیت بدترین اشکال کار کودک به تصویب رسید. بر اساس این آیین نامه، 36 نوع شغل برای افراد 15 تا 18 سال(کارگران نوجوان) ممنوع شد. طبق ماده ی 1 این آیین نامه مشاغلی مانند: کار در معادن، کارهای ساختمانی، کار در غسالخانه و دفن مرده، دباغی،آهنگری،نانوایی،ملوانی،حفر چاه و قنوات، جمع آوری و دفن زباله، فلزکاری، کار در ارتفاع بیش از 5 متر، قالی بافی، کار در کوره پزخانه و کارخانجات آسفالت و مواد شیمیایی و ....برای نوجوانان ممنوع اعلام گردید. در واقع مصادیق کارهای سخت و زیان آور که سال ها صرفا در یک تعریف کلی در ماده ی 83 قانون کار آورده شده بود مشخص شد.

                                                                                                                                                  

مجازات متخلفان: 

                                                                                                                                       

 تا پیش از سال 83 برای کارفرمایان متخلفی که کارگر نوجوان را بدون آزمایش پزشکی توسط تامین اجتماعی به کارگیری کرده و ساعات کار و توانایی کارگر نوجوان را رعایت نکند، طبق ماده ی 175 این قانون حداقل، به ازای هر کارگر 20 تا 100 برابر حداقل مزد روزانه و در صورت تکرار به 1.5 برابر حداکثر جریمه ی نقدی یا حبس از 91 تا 120 روز محکوم می گردند. کارفرمایانی که شرایط کار نوجوانان را رعایت نکرده و هم چنین کودک(زیر 15 سال) را به کار گیرند به حداقل مزد روزانه و در صورت تکرار به حبس از 91 تا 180 روز محکوم خواهند شد. 

                                                                                 

پس از سال 83، آیین نامه ی اجرایی ممنوعیت بدترین اشکال کار کودکان، مجازات های شدیدتری را برای کارفرمایان متخلف در نظر گرفته است. طبق ماده ی 2 همین آیین نامه، کارفرمایان و افرادی که کودکان و نوجوانان را به این کارها (36 نوع شغل ممنوعه) بگمارند به مجازات ماده ی 172 قانون کار که حبس از 91 روز تا 1 سال و یا جریمه ی نقدی معادل 50 تا 200 برابر حداقل مزد روزانه است محکوم خواهد شد. ضمن آنکه پرداخت خسارت را نیز شامل می شود. علاوه بر آن، اداره ی کار و امور اجتماعی موظف شده است پس از ثبوت جرم در دادگاه، متخلف را به مرجع مربوطه (حسب مورد:صنایع و معادن، بهداشت و درمان، جهاد کشاورزی یا مجمع امور صنفی) جهت لغو پروانه ی کسب معرفی نماید.

                                                                      ***                                                                                     

 با این همه و با وجود این قوانین رنگارنگ، به دلیل عدم ضمانت اجرایی قاطع و عدم نظارت کافی توسط نهادهای ذیربط و هم چنین فقری که هرروز گریبانگیر کودکان بد سرپرست یا بی سرپرست است، هنوز نه تنها نوجوانان زیادی مشغول کارهایی که در زمره ی 36 نوع شغل ممنوعه هست می باشند، بلکه کودکان زیادی نیز در این کارگاه ها و در این مشاغل کار می کنند و  هر روز به نوعی مورد آزار روحی، جسمی،جنسی و ...قرار می گیرند و تحلیل می روند.                      

هنوز نگران وضعیت نوجوانی هستم که طبق آن آگهی استخدام شده و نگران صدها کودک و نوجوان دیگر که بدون ضوابط و خارج از قانون کار در کارگاه های کوچک کار می کنند و صد ها کودک دیگر که کودکان کار خیابان ها هستند. امیدوارم روزی شاهد طرح ضربتی! برخورد جدی با دزدان آیندگان کودکان کار باشیم. قطعا این طرح، در راستای ایجاد امنیت اجتماعی! نقش موثرتری را دارد! 

                                                                                                                  *** 

                                                                                                                                                          

(راستش بعد از اینکه از پیگیری ها نا امید شده بودم موضوع آگهی ها و وضعیت بدون نظارت کار نوجوانان را با فرماندار مطرح کردم و ایشان قرار شد موضوع را در شورای تامین مطرح و پیگیری کند.)

معارفه ی شهردار

یکشنبه 22 دی 1387 1:48 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: شهر و شورا نظرات: 0 نظر چاپ

بالاخره دیروز مراسم معارفه شهردار جدید  آقای عسگریان بود. به غیر از آقای دکتر مرادی(استاندار) سایر مقامات حضور داشتند و حکم شهردار، رسما به وی ابلاغ شد.

حضوری موفق را برای آقای عسگریان به عنوان شهردار پایتخت تاریخ و تمدن، آرزومندم.   

بعد از یک ماه...

جمعه 13 دی 1387 1:50 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: شهر و شورا نظرات: 9 نظر چاپ

این مدت در کمیسیون بودجه،بررسی عملکرد 8 ماهه شهرداری را داشتیم و  کمیسیون زیاد کار داشت. چند موضوع دیگر هم گرفتارم کرده بود و داشت این گرفتاری ها باعث می شد فال حافظ شب یلدا را هم از دست بدهم.

 به هر حال ...یک ماهی شده که اینجا چیزی ننوشته ام. از روزی که شهردار رفت. و یک ماه گذشته است از استعفای آقای علیقلی زاده و انتخاب آقای عسگریان به عنوان شهردار و هنوز حکم شهردار پایتخت تاریخ و تمدن نیامده است! (البته از وزارتخانه ای که در آن، ظرف 3 ماه، سه وزیر عوض می شود، انتظار زیادی نمی توان داشت!)

در این مدت به دلیل طولانی شدن روند حکم شهردار، شایعاتی مبنی بر اینکه شورا گزینه های دیگری را در نظر گرفته و ... شنیده می شد که صحت ندارد و شورا در انتظار ابلاغ حکم آقای عسگریان است. و البته طولانی شدن روند حکم شهردار، آن هم در فصل بودجه نویسی به صلاح نیست و مشکلات خود را دارد. خوب است وزارت محترم کشور دلیل این اطاله رسیدگی را توضیح دهد و اینکه چرا باید ابلاغ حکم یک شهردار، این قدر زمان بر و طولانی باشد.  

                                                     **

 ** توضیح: در جلسه امروز صبح شورا (۱۳/۱۰/۸۷) آقای حسنی حلم گفتند که حکم آقای عسگریان امضا شده است. (ولی در هر حال هنوز ابلاغ نشده)