من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر آذر 1388 - نقطه سر خط

نقطه سر خط

یادداشت های مهرنوش نجفی راغب


Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

یاد

دوشنبه 30 آذر 1388 00:15 AM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: جامعه نظرات: 2 نظر چاپ

همیشه در یادها زنده خواهند بود، انسان هایی که حقیقت و شرافت انسانی را قربانی مصلحت نکرده اند.

وافته ی ۱۰

شنبه 21 آذر 1388 10:46 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: سروده ها چاپ

گُلکم! 

در گلدانِ تنهایی ام،  

ماندنی ترین بودی. 

باد، 

 گلبرگ هایت را دزدید، 

گلدان تَرَک برداشت 

و شیرینیِ لبخندت، 

در بغضِ تنهایی ام  

          شکست ...

آقای حاجی بابایی وزیر معین هم شد

جمعه 20 آذر 1388 4:24 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: شهر و شورا نظرات: 1 نظر چاپ

دیروز مراسم تجلیل از آقای حاجی بابایی نماینده پیشین همدان در مجلس و وزیر فعلی آموزش و پرورش بود که تقریبا به غیر از آقای مرادی(استاندار)-که به علت ناراحتی قلبی هنوز بستری ست- بقیه حضور داشتند. آقای باهنر(نایب رییس مجلس) نیز آمده بود و طی سخنرانی ای که داشت، از آقای حاجی بابایی به خاطر حضور موثرش در مجلس تشکر کرد و در پایان گفت که ان شاءالله ایشان را کمک کنیم برای حضور در مقام بالاتر.

ضمن اینکه اعلام شد طی حکمی، آقای حاجی بابایی به عنوان وزیر معین در همدان  نیز تعیین شده ست. از آنجا که ایشان نماینده همدان بوده و با انتصاب وی به عنوان وزیر، فعلا از تعداد نمایندگان همدان کم می شود و انتخابات میان دوره ای هم به این زودی برگزار نمی گردد- دست کم تا سال آینده و همزمان با انتخابات دوره چهارم شوراها-  به عنوان وزیر معین در همدان تعیین شده تا همچنان پیگیر برنامه ها و مصوبات همدان نیز باشد.

حسّی به نامِ عدم مسئولیت

پنجشنبه 12 آذر 1388 7:49 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: جامعه نظرات: 2 نظر چاپ

ایستاده ام سرِ صفِ!! عابر بانک ...

 پسر جوانی چند پوستر تبلیغاتی موسسه ی زبانی را در دست دارد. دو تا از آن ها را به دیوار گرانیتیِ بانک می چسباند و می رود. یکی از کارمندهای بانک بیرون می آید. پوسترها را می کند و با ناسزایی که زیر لب زمزمه می کند پرتشان می کند کف پیاده رو که می اُفتند جلوی بساط دست فروشی - که کنار دیوارِ بانک نشسته است-  و دوباره می رود داخل. دست فروش بلند می شود، پوسترها را برمی دارد، مچاله اش می کند و با ناسزایی که زیر لب می گوید پرتش می کند داخل جوی خیابان و دوباره می نشیند کنارِ بساطش ...

می اندیشم این سناریو بالاخره با جاروی بامدادیِ مامور شهرداری پایان خواهد یافت اما ... هر روز شاهد تکرار تلخِ این سناریو  هستیم. اینکه فقط خود و محیط اطراف خود را می بینیم. فقط آنچه مربوط به من است باید خوب و بکر باشد. اینکه همه چیز را از دیگران توقع داریم در حالیکه همزمان احساس مسئولیت و تعهّدِ متقابل را نداریم. و این سناریوی کوتاه، مصداقی است(هرچند کوچک) از بی تعهّدی و حس عدم مسئولیتی که هر روز در سطوح جامعه، به نوعی با آن مواجهیم. از شهروند تا سطح مدیریتی و حکومتی ... 

ما ملامت گرِ عیبِ همگانیم همه

در هم اُفتاده و از هم نگرانیم همه*  

 

 

  

*«ادیب الملک فراهانی»

روز از نو، خشونت از نو

جمعه 6 آذر 1388 3:50 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: زنان نظرات: 1 نظر چاپ

زن جوانی ست که در 14 سالگی ازدواج کرده است با مردی که 15 سال از خودش بزرگتر بوده و امروز حاصل سال های این زندگی، دو دختر 12 و 8 ساله، ضرب و جرح ها و صدمات شدید بدنی زن و بچه ها توسط شوهر و روزهای تلخی ست که خاطره اش، زن و دو دخترش را آزار می دهد. مرد، طبق استعلام از تشخیص هویت،7 بار سوء سابقه دارد به اتهام حمل مواد مخدر و اعتیاد و ضرب و جرح. سال هاست به مواد مخدر اعتیاد شدید داشته و کراک، آخرین انتخابش بوده است. در اثر استعمال زیاد مواد مخدر و از جمله داروهای روان گردان مرتبا دچار توهم شده و بارها قصد سوءقصد به جان بچه ها و زنش را داشته. بیکار است و خانه ای هم برای سکونت ندارد و نفقه پرداخت نمی کند. تا اینکه اخیرا زنش را به بهانه ای به بیابان های اطراف ... کشانده و با ضربات چاقو او را به شدت مجروح کرده و به این خیال که زن مرده است او را رها می کند. زن جوان خود را کشان کشان به جاده می رساند. 

 امروز بعد از 5 ماه از وقوع حادثه و اینکه حتی یکبار مرد برای دیدن بچه ها و پرداخت خرج زندگی(نفقه) مراجعه نکرده است، زن، دادخواست طلاق داده ضمن آنکه پرونده شروع به قتل نیز در جریان رسیدگی است. صدور گواهی عدم امکان سازش جهت طلاق با توجه وضعیت پرونده و اینکه همه ی موارد قابل اثبات است را قطعی می دانستم. اما در کمال تعجب، قاضی رسیدگی کننده، موارد را برای طلاق، کافی ندانست!!! به نظر رییس دادگاه چون برادرِ زن هم معتاد بود بنابراین اعتیاد شوهر،در حیثیتِ خانوادگی زن تاثیر نگذاشته است!!! (زن به تنهایی، خودش شخصیتی ندارد!!!) به نظر رییس دادگاه، سوء سابقه مرد برای اثبات عدم صلاحیت اخلاقی مرد کافی نیست، شاید اصلاح شده باشد!! و ...  

25 نوامبر( ۴ آذر ماه) روز جهانی منع خشونت علیه زنان بود. یعنی دو روز پیش. راستش این روزها، فقط می آیند و می روند. فقط اسمی دارند و فقط در تقویم ها ثبت می شوند. وقتی که درست روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، حرف هایی عجیب و ناعادلانه از یک قاضی می شنوی، و می بینی که حتی آن اندازه هم که قانون جهت مساعدت به زنان در نظر گرفته (قانونی که نسبت به تضییع حق زن در برخی موارد به آن اعتراض می شود)، قاضی اجرا نمی کند و ندید می گیرد، برایت آمدن و رفتن این روزها فقط مانند نمایشی می ماند که لحظاتی دلت را خوش می کند و بعد روز از نو و خشونت از نو ... روز از نو و حکم ناعادلانه از نو ... روز از نو و ... بدون هیچ تغییر.