من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر مهر 1389 - نقطه سر خط

نقطه سر خط

یادداشت های مهرنوش نجفی راغب


شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

مسابقه بدون حضور مربی

جمعه 30 مهر 1389 7:49 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: زنان نظرات: 1 نظر چاپ

 این دو سه روز بازی های لیگ برتری هاکی بانوان بود و  همدان میزبان. تیم هاکی پسران همدان در کشور اول است و دختران همدان هم دست کمی ندارند و همیشه مقام های اول  تا سوم را داشته اند. تیم هاکی دختران همدان از جمله ورزش های قهرمانی زنان است که اسپانسرش باشگاه شهرداری همدان می باشد. نتایج بازی های این دو روز هم خوب بود.تیم همدان، ایلام را 4 بر 0- مازندران را 7 بر 0 –خراسان رضوی را 5 بر 0  و زنجان را هم برد و فقط به اصفهان و کهکیلویه و بویر احمد بازی را 2 بر 1 واگذار کرد.

راستش برای افتتاحیه و دیدن بازی ها که رفته بودم یاد فیلم مستند «football under cover » افتادم که مربوط به فکر کنم سال 80 بود وقتی برای اولین بار یک تیم باشگاهی خارجی(آلمانی)فوتبال دختران برای بازی دوستانه با تیم فوتبال دختران ایران به ایران آمده بودند. در آن فیلم، سرپرست  تیم آلمانی مرد است و به همین دلیل اجازه ورود به ورزشگاه را ندارد و از پشت درهای بسته استادیوم ، بازی را پیگیری می کند. راستش فکر نمی کردم روزی عینا چنین وضعیتی را خودم ببینم.

اینجا هم من و خانم دباغیان  وقتی رسیدیم استادیوم، اواسط بازی تیم همدان و مازندران بود. مربیان تیم دختران همدان نیز مرد هستند، آقای شاطری و آقای عمادی . هردویشان  پشت درهای بسته سالن ایستاده بودند و بازی را لحظه به لحظه با اطلاع رسانی از داخل سالن به ایشان، پیگیری می کردند. نحوه بازی کردن بچه ها و مشکلات و ایرادات را باید مربی می دانست که برایشان گزارش می کردند.... . وقتی رسیدیم دم در و آنها را دیدیم، پرسیدیم بازی ها چه طور است. خوشحال گفتند جلوییم . دخترامون جلویند فعلا 3 بر صفر. ما رفتیم تو و مربی ها همچنان پشت در بسته ماندند. فقط در سر تمرین ها، این مربیانِ مرد حضور دارند که البته دختران هاکی باز به همین دلیل با پوشش کامل مقنعه و مانتو شلوار باید  تمرین کنند اما هنگام مسابقات، مربی بیرون.

حقیقتا ورزش زنان ما در ایران خیلی مهجور مانده است. افتتاحیه ، هیچ برنامه خاصی جز رژه تیم ها با تابلوهایی( برای معرفی شهرها) آن هم به شکل ناهماهنگ نبود.

 برای مراسم افتتاحیه برخی از آقایان، آقای افتخاری(رییس تربیت بدنی)آقای قنبری(معاون فرهنگی شهردار) و آقای محمدی(مدیرعامل باشگاه شهرداری همدان) حضور داشتند، به همین دلیل دختران با پوشش مانتو و شلوار و درحالیکه کاپشن ورزشی را روی مانتو پوشیده بودند رژه رفتند. هیچ اطلاع رسانی برای دیدن این بازی ها نشده بود. در حالیکه برای مسابقات فوتبال و کشتی و... آقایان تبلیغات گسترده صورت می گیرد. و این ایرادی بود که هم به هیات هاکی و تربیت بدنی گفتم و هم از معاونت فرهنگی و باشگاه شهرداری درخواست کردم برای مسابقات زنان نیز دست کم  بنرهایی جهت اطلاع رسانی بزنند. پوشش خبری ورزش زنان هم که مشکلات خود را دارد. از تصویرش در رسانه صدا و سیما که محروم هستیم هیچ، اخبارش نیز به حاشیه می رود. و حقیقتا در این وانفسای مهجوریت و محدودیت ها برای ورزش زنان، توانایی هایشان و تلاششان ستودنی است.  

 

 

 

 

 

 

درخواست

چهارشنبه 21 مهر 1389 9:15 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: جامعه نظرات: 2 نظر چاپ

در زمینه «توسعه پایدار در حوزه اقتصادی» اگر منابع مطالعاتی یا مقالات در دسترسی می شناسید و به من معرفی کنید یا اگر برایتان مقدور است برایم ایمیل بزنید بسیار ممنون می شوم.   

 email: mnajafiragheb@gmail.com

 

 

 

 

درختان و فضاهای سبز شهری قربانیان مظلوم تصمیمات غیرکارشناسی

جمعه 16 مهر 1389 9:42 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: شهر و شورا نظرات: 5 نظر چاپ

 فضاهای سبز شهری از قربانیان همیشه مظلوم برخی تصمیمات اشتباه و غیر کارشناسی در راستای اجرای پروژه ها ی عمرانی و یا ساخت و ساز سودجویانی ذینفوذ بوده اند. از قطع غیرقانونی درختان، ساخت و ساز غیر مجاز در باغات و تفکیک های غیرقانونی گرفته  تا تغییرکاربری هایی  که توسط مسئولان! صورت می گیرد.

قطع درختان

قطع درخت طبق ماده ی 686 قانون مجازات اسلامی جرم و بر اساس ماده ی 1 لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز مصوب 1359 ممنوع است و بنابراین تنها صدور مجوز قطع درخت به دلیل آفت زدگی و خطرزا  یا خشک بودن و یا نهایتا در صورت ضرورت برای اجرای یک پروژه ی اجتناب ناپذیر در سطح شهرها و حریم آن طبق ماده 14 ضوابط اجرایی لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز بایستی با مجوز کمیسیونی متشکل از مدیر عامل سازمان پارک ها و فضای سبز و نماینده شهردار و نماینده  شورای شهر باشد که به نام کمیسیون حفظ و گسترش فضای سبز و باغات فعالیت دارد. در نتیجه اشخاص اعم از حقیقی تا ادارات و نهادها همه بایستی از این کمیسیون برای قطع درخت کسب تکلیف کنند.

در طول مدت سه سال و نیم که عضو این کمیسیون بوده ام( به عنوان نماینده شورای شهر) سعی بر این بوده که حتی الامکان از صدور مجوز برای قطع درخت جلوگیری شود و نهایتا برای درختان آفت زده یا خشک و یا خطرزایی همچون صنوبر یا راجی که به سن رسیده باشند (از آنجا که ریشه ی این درختان کوتاه و سست بوده و به دلیل مرتفع شدن، هنگام باد شدید احتمال سقوط آنها بسیار زیاد است و متاسفانه هم در یک طرح بی برنامه سال ها قبل درختان زیادی از این نوع در سطح شهر کاشته شده) مجوز قطع صادر شده که تعداد آنها نیز بسیار کم بوده است.

اما در این میان برخی اشخاص سودجو نیز با قطع غیرقانونی درخت و بدون مجوز به ویژه در باغات اقدام کرده اند که همگی به دادگاه به جهت جنبه کیفری جرم معرفی شده و طبق قانون ملزم به کاشت دوبرابر و اخذ خسارت گشته اند.

اما متاسفانه آنچه تاثر برانگیز تر است اینکه قطع درخت(این ریه های تنفسی شهر) توسط ادارات دولتی و نهادها و ارگان های مختلف بیشتر از اشخاص و شهروندان صورت گرفته و می گیرد که متاسفانه نزدیک به 95% آنها نیز غیر قانونی و بدون مجوز کمیسیون ماده ی 14 بوده است. در چهار سال اخیر در همدان حدود 1800 اصله درخت توسط دستگاه های دولتی و ارگان ها بدون مجوز قطع شده که بعضا برخی از این ادارات خود متولیان نظم و قانون بوده اند! علاوه بر آن به دلیل اجرای برخی پروژه های غیر کارشناسی شده توسط این نهادها و ارگان ها، هزاران اصله درخت دیگر نیز(عمدتا به دلیل قطع سیستم آبیاری شان در اثر اجرای پروژه و یا خاکبرداری ) متاسفانه در معرض  خطر خشک شدن و از بین رفتن است. بی اهمیت بودن درختان در نظر برخی مسئولان و اینکه توسعه را فقط در اجرای مثلا پروژه ای عمرانی می بینند رنج آور است درحالیکه  حفاظت از محیط زیست یکی از پایه های اصلی توسعه پایدار جوامع بوده و در دنیای امروز از شاخصه های توسعه یافتگی محسوب می شود.

 و اما تغییر کاربری ها:

فضاهای سبز که در طرح تفصیلی شهر ها دیده می شوند بر مبنای سرانه استانداردی است که باید وجود داشته باشد و هرگونه تغییر کاربری نیز در کمیسیون ماده 5 مسکن و شهرسازی هر استان صورت می گیرد که بعضا ممکن است از سوی شهرداری و پس از تصویب شورای شهر به این کمیسیون ارسال شود و یا مستقیما توسط مسکن و شهر سازی مطرح گردد.

متاسفانه با وجود اینکه طرح تفصیلی ده ساله است(بگذریم از اینکه مثلا در انگلستان طرح های تفصیلی 100 ساله هستند) اما بعضا دو سه ماه هم دوام نمی آورند و دستخوش تغییرات زیادی می شوند. البته بعضا ایرادات و اشتباهات مشاوران طرح ها است که مثلا در هر شیت به  دلیل مغایرت های زیاد، کمیسیون ماده 5 مجبور به اصلاح می شود اما جدا از این اشتباهات، موارد دیگری نیز دلایل تغییرات در طرح تفصیلی ده ساله! می شوند.

متاسفانه گاهی اوقات برای حل مشکل، آسان ترین راه انتخاب می شود یعنی تغییر کاربری. نمونه آن احداث مسکن مهر در شهرک بهشتی است. زمینی که کاربری فضای سبز داشت و قرار بوده سهمیه فضای سبز شهرک بهشتی باشد اما در کمیسیون ماده 5  جهت احداث مسکن مهر به کاربری مسکونی تغییر یافت تا مسئولان کمتر به فکر بیفتند که جای دیگری را هم می شود برای مسکن مهر انتخاب کرد و لازم نیست این زمینِ دم دست را تغییر کاربری دهند. و ای کاش دست کم حالا که این تغییر کاربری صورت گرفت برای جبران این کسری، تمهیداتی اندیشیده و مثلا از باغ های بالادستِ شهرک  برای فضای سبز شهرک درنظر گرفته می شد و تملک می گردید.

و یا تغییر کاربری هایی که به دلیل درآمدزایی صورت می گیرد. تبدیل این کاربری ها(فضای سبز) به مسکونی یا تجاری درآمد خوبی برای شهرداری ها و حتی بعضا مسکن و شهرسازی دارد. متاسفانه این امر نیز بسیار اتفاق افتاده و بعضا به دلیل مشکلات مالی شهرداری که خودگردان است و بودجه دولتی ندارد پیشنهاداتی برای تغییر کاربری صورت می گیرد. نمونه ی اخیر آن درخواست تغییر کاربری 12000 متر فضای سبز ورودی شهر(بلوار بسیج) به تجاری توسط شهرداری که به شورای شهر ارائه شد. در شورای شهر هم متاسفانه موافقت و به کمیسیون ماده 5 جهت تصویب ارسال گردید. دلیل این پیشنهاد توسط شهرداری، درآمدزایی برای تملک زمین در مکانی دیگر عنوان شد. البته مشکلات مالی را نباید ندید گرفت اما انتخاب راحت ترین راه، انتخاب درستی نیست. آن هم در جاییکه شهرداری زمین های با کاربری آموزشی و فرهنگی و ورزشی و... را که متولی اش نیست اما در مالکیتش است حفظ می کند ولی زمین های سبزش را برای تغییر کاربری جهت ایجاد درآمد درنظر می گیرد. 

می پذیرم که شهرداری با مشکلات مالی مواجه است و متاسفانه عدم وجود درآمد پایدار در شهری چون همدان که شهری صنعتی و پردرآمد نیز محسوب نمی شود، موجبات کسری درآمد و بودجه جهت اجرای پروژه های عمرانی خواهد بود و باید به نحوی این امر جبران شود ولی از نظر اینجانب تغییرکاربری و به هم زدن سرانه ها راه درستِ درآمد زایی نیست و همواره مخالف اینگونه تغییر کاربری ها بوده ام.

متاسفانه در عملکرد شهرداری در ردیف های بودجه، درآمدهای کوششی بسیار پایین است و عمدتا درآمد این ردیف ها محقق نمی شود. تفکیک زمین های قامه از طریق رایزنی با مالکان آنها نیز (که هم منجر به درآمد زایی برای شهرداری می گردد و هم از تفکیک های غیرقانونی توسط زمین خواران و ساخت و سازهای غیر مجاز خصوصا  در حاشیه شهر جلوگیری می کند) از راه های درآمد زایی است که در سالهای گذشته به ندرت صورت گرفته و امروز هم با وجود تاکیدات شورای شهر کمتر اتفاق می افتد. 

 بنابراین تغییر کاربری ها که کاهش سرانه فضای سبز را به دنبال دارد به جای تلاش در جهت تحقق درآمد ردیف های کوششی و یا ایجاد زمینه هایی برای درآمد پایدار، و یا تغییر سرانه ها توسط کمیسیون ماده 5 برای اجرای پروژه ها (به جای درنظر گرفتن نقاطی مناسب تر) پذیرفتنی نیست و نه تنها ظلمی ست نسبت به نسل آینده بلکه مخالف اهداف توسعه ی هزاره (MDGs) در راستای توسعه ی پایدار (که جمهوری اسلامی ایران نیز به آن متعهد گشته) می باشد. 

در هر حال متاسفانه این تصمیمات و گاهی اعمال نفوذ برخی برای تفکیک و تغییر کاربری زمین ها  و ساخت وساز (حتی مثلا تحت عنوان برج باغ) ،ضایعه ی جبران ناپذیری است که بایستی متولیان امر اعم از اعضای شورای شهر و کمیته فنی و کمیسیون ماده 5 موارد را درنظر داشته باشند و اینکه مبادا با تصمیمی اشتباه یا سفارش شده، خود را برای همیشه مدیون مردم و نسل آینده کنند.    

 

 

 

 

 

سانسور از نوعِ عارفانه!!

پنجشنبه 8 مهر 1389 11:54 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: دلتنگی ها نظرات: 4 نظر چاپ

آخرِ شب است و با صدای نیِ استاد کسایی، مولوی می خوانم  و مشق می کنم (خطاطی) ...

غزل های مولانا بر روح خسته ام  اثر عجیبی دارد  وقتی می خوانم : من غلامِ قمرم غیرِ قمر هیچ مگو/ ...

 و وقتی مشق می کنم که: عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا/ در دلِ کُفر آمده ام تا که به ایمان برسم

و همیشه برایم سوال است که چرا از این غزلِ ( بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست) این ابیاتش را در دوران دبیرستان برایمان سانسور می کردند:

گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو/ آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست

...

وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست/ وان ناز و باز و تُندیِ دربانم آرزوست

...

یک دست جام باده و یک دست جعد یار/ رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست

شاید واژه های ممنوعه ی!! آن ها همواره باعث سانسور این ابیات که به نظرم می توانند بیت الغزل های این غزل باشند، می شد!!