من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر آبان 1389 - نقطه سر خط

نقطه سر خط

یادداشت های مهرنوش نجفی راغب


مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

مشکلِ حضورِ همزمان!

شنبه 29 آبان 1389 9:52 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: جامعه نظرات: 7 نظر چاپ

در کنکور امسال، رتبه اول کشور در علوم انسانی و علوم تجربی متعلق به دو دختر همدانی بود. پگاه پزشکی از دبیرستان حضرت آمنه همدان در علوم انسانی و راضیه خزایی از دبیرستان فرزانگان همدان در علوم تجربی. شورای شهر و شهرداری هم از همان زمان اعلام نتایج کنکور، به دلیل افتخار آفرینی این دو و کسب رتبه های اول کشور، قصد تجلیل داشت که به دلیل آنکه با آموزش و پرورش برای برگزاری مراسم باید هماهنگی هایی صورت می گرفت با تاخیر و امروز مراسم برگزار شد. هدیه ی شهرداری و شورای شهر هم دو دستگاه خودروی پراید بود. در این مراسم شهردار قول داد که اگر این نتایج در سال آینده هم تکرار شود به نفرات برگزیده همین جایزه را خواهیم داد.

هدف شورای شهر و شهرداری از برگزاری این مراسم، علاوه بر تجلیل از این دو برگزیده، تشویق سایر دانش آموزان بود و به همین دلیل در جلسه ی هماهنگی با آموزش و پرورش قرار شد که دانش آموزانِ سال آخر دبیرستان و پیش دانشگاهی حضور داشته باشند ولی در مراسم امروز  فقط از مدارس دخترانه دانش آموزان را آورده بودند و پسرها غایب!. این درحالی بود که تاکید شورا در همان جلسه ی هماهنگی، حضور دانش آموزان دختر و پسر بود که البته در دو سمت مجزا بنشینند. با این حال پسرها را به مراسم نیاورده بودند. گویا مراسم های تجلیل و قدردانی هم زنانه-مردانه است!. مسئولان آموزش و پرورش، دلیلِ نیاوردن دانش آموزان پسر را عدم توانایی در کنترل آنها دانستند و اظهار می کردند که حضورِ همزمانِ دانش آموزان دختر و پسر مشکل آفرین می شد و نمی شد کنترلشان کرد!

حقیقتا تاسف آور است. چه راحت انگِ بی اخلاقی به دانش آموزانِ نوجوان زده می شود که گفته شود حضور همزمانشان مشکل ایجاد می کند و به نظرم این اهانت به نوجوانانی است که اگرچه در سن حساس و پرخطری هستند و ممکن است شیطنت هایی هم داشته باشند اما نباید آنها را مشکل آفرین و یا به تعبیری دیگر بی اخلاق خواند. کمی بیندیشیم، جداسازی ها و تفکیک جنسیتی در طول این سال ها چه نتیجه ای داشته؟ آیا چاره ساز بوده؟ اگر سی سال تفکیک جنسیتی و سال ها تاکید بر عدم هرگونه رابطه ی دختران و پسران با یکدیگر (به جای آموزشِ داشتن ارتباطی صحیح) نتیجه ی مثبت داشته چرا حالا حتی از حضور همزمانِ دختران و پسران دانش آموز 17-18 ساله در یک سالن همایش (حتی با حضور مسئولان و مربیان) و آنهم برای مراسمی یکی دو ساعته، اینقدر هراس است؟!  

 

 

 

 

حقِ دفاع!

جمعه 28 آبان 1389 9:27 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: جامعه نظرات: 2 نظر چاپ

حقِ دفاع از جمله حقوق وکلا ست و درواقع حق وکیل برای دفاع از موکلش در برابر دادگاه است که نوشتن لایحه و پیگیری های پرونده در تمام مراحل دادرسی و حضور در دادگاه و ابلاغ وقت های رسیدگی و ... را شامل می شود. همه ی متهمان با هر نوع جرم و اتهام، حق دسترسی به وکیل را باید داشته باشند که  اصل  35 قانون اساسی نیز بر آن تاکید دارد و حتی برای برخی جرایم و اتهامات که مجازات آن قصاص و اعدام و رجم و حبس ابد است قانون تاکید دارد که متهم حتما باید وکیل داشته باشد و اگر توانایی گرفتن وکیل را ندارد دادگاه موظف به تعیین وکیل تسخیری برای متهم است. وکیل، حق حضور در جلسات دادگاه و حق دفاع از موکل را داراست و نمی توان وکیل را به دلیل دفاع از موکل و اخذ پرونده ای مورد تعقیب و بازخواست قرار داد.

این همه، حقِ دفاعِ وکیل است. ولی ... این روزها وکلا به خاطر دفاع از موکلشان و اخذ پرونده  مورد بازخواست قرار می گیرند و بعضا بازداشت می شوند. این، نادیده گرفتنِ یکی از مهم ترین اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی می باشد. اما ورای اینکه دلیل بازداشت ها چه بوده و چه هست، واکنش جامعه ی وکلا و در صدر آن کانون وکلای دادگستری است. انتظار این بود که در همایش اسکودا(اتحادیه سراسری کانون های وکلای دادگستری) که هفته پیش در مازندران و با ریاست آقای بهمن کشاورز برگزار شد، به این مهم بیشتر پرداخته شود ولی آنچه نتیجه این همایش درخصوص موضوع فوق بود صرفا منحصر گشت به اشاره ای محافظه کارانه در بند چهارم قطعنامه اتحادیه. و حتی در دیداری که اخیرا رییس کانون  وکلای مرکز(آقای جندقی) و اعضای هیات مدیره با آقای لاریجانی(رییس قوه قضاییه) داشتند هیچ حرفی در این رابطه رد و بدل نشد و صراحتا رییس کانون مرکز(که اتفاقا بیشترین وکلای دربند را دارد) بیان داشت که در این باره(وضعیت وکلای بازداشتی و نحوه برخورد قوه قضاییه با وکلا) گفت وگویی نکردیم! حال که به عقیده اینجانب وقتی حق دفاع از وکلا گرفته شود اساسا دیگر حقی برای وکیل باقی نمی ماند که در باره آن به رایزنی و گفت و گو نیاز باشد، چرا که اصلی ترین دلیلِ موجودیتِ یک وکیل که صرفا دفاع از موکل است زیر سوال رفته است. پس باقیِ مسائل اعم از طرح جامع وکالت، گران شدن تعرفه تمدید پروانه و ... با فقدان این حق(حق دفاع)، به نظر می رسد که منتفی ست!   

 

 

 

 

اندر مصائب فعالیت های داوطلبانه

جمعه 14 آبان 1389 1:35 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: سازمان های غیر دولتی(ان جی او) نظرات: 5 نظر چاپ

در دو هفته گذشته در جلسه ی کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر، مسئول سازمان ملی جوانان استان (آقای حجازی) حضور داشت و قرار بود شورای شهر و سازمان ملی جوانان در راستای تعامل با یکدیگر همکاری داشته باشند. استفاده از توان NGO ها و بهره گیری از نظرات آنها از مواردی بود که همیشه در شورا نسبت به آن تاکید داشتم و معتقدم شهرداری و شورا می توانند در بسیاری از برنامه های فرهنگی و خدماتی و حتی عمرانی خود از این گروه ها استفاده کنند. دربحث حفاظت و گسترش فضای سبز شهری، آموزش شهروندی و تفکیک زباله و مدیریت پسماند و حتی بهره گیری از نظرات آنان در تصمیم گیری های شورا. به نوعی می توان گفت گروه های داوطلب مردمی در قالب NGO  ها و CBO ها و سازمان های مردم نهاد، از غنی ترین منابع تصمیم سازی هستند که می توانند یاور خوبی برای اعضای شورای شهر و همراهی برای شهرداری باشند. در شورا نیز دو جلسه با حضور تعدادی از نمایندگان NGO ها در کمیسیون فرهنگی تشکیل شد ولی متاسفانه به دلیل برخی نظراتِ اعضا،، ادامه این جلسات و حضور آنان عقیم ماند.

حضور مسئول سازمان ملی جوانان در کمیسیون فرهنگی را می شد به فال نیک گرفت اما ایشان وقتی برنامه ها و فعالیت های سازمان را مطرح کرد که بیشتر یا تقریبا بگویم همه ی فعالیتی که ذکر شد صرفا در دو مورد بود: ازدواج جوانان و بحث حجاب دختران، دلسرد شدم. از ایشان تعداد NGO  هایی که با مجوزِ سازمان، فعالیت داشتند و نوع فعالیت آنها را پرسیدم که پاسخ ایشان این بود که اکثر این تشکل ها (بیش از 60%) فعالیت مذهبی دارند و تعدادی محدود هم در سایر مسایل اجتماعی(که احتمالا بیشتر فعالیتشان در خصوص ازدواج جوانان است!).

بحثی که من داشتم این بود که چرا باید تعداد سازمانهای مردم نهادِ فعال در زمینه های دیگر از جمله زنان و کودکان، محیط زیست و میراث فرهنگی و مبارزه با مواد مخدر یا ایدز و ... کم باشد. تا 4 یا 5 سال پیش سازمان ملی جوانان، مملو از حضور و فعالیت این گروه های اجتماعی بود اما اکنون تعداد کمِ این گروه ها اتفاق خوبی نیست و دلیل آن هم عدم علاقه مندی جوانان نیست بلکه متاسفانه داشتن نگاه های سیاسی به این NGO ها از سوی مسئولان و عدم همکاری با آنها و زدن انگ های مختلف سیاسی، باعث کاهش انگیزه شده است. ضمن آنکه برای صدور مجوز فعالیت در این زمینه ها باید از هفت خوان گذشت.

می دانیم که از شاخصه های توسعه یافتگی یک جامعه، میزان سرمایه گذاری اجتماعی ست. سرمایه گذاری اجتماعی نیز (که اول بار درسال 1961 توسط فوکویاما مطرح شد) به معنای همه ی فعالیت هایی است که در راستای افزایش رفاه اقتصادی و توسعه اجتماعی توسط بخش خصوصی ، نهادها و سازمان های جامعه مدنی صورت می گیرد. در ایران هم این، بحثِ جدیدی نیست. سالیان سال است که  موسسات خیریه و صندوق های قرض الحسنه در محلاتِ  شهرها و حتی روستاهای ما شکل گرفته است. و نهادِ وقف نهادی است که هزاران سال است وجود دارد و این ها نمونه هایی از سرمایه گذاری اجتماعی در اشکال سنتی می باشند. اما امروزه موضوعات جدیدی مطرح است: محیط زیست، حقوق بشر،امداد و نجات، میراث فرهنگی و ... که نیروهای داوطلب و عمدتا جوان در این زمینه ها فعالیت می کنند و مجدانه پیگیرِ پیشبرد اهداف بشردوستانه شان هستند. حقیقت آن است جوامعی که با کمبود سرمایه گذاری اجتماعی یا به بیان دیگر با کم بودن فعالیت های داوطلبانه و حضور کمرنگ بخش خصوصی در عرصه های اجتماعی و اقتصادی مواجه اند، جوامعی هستند که از پایداری و ثبات برخوردار نبوده و فساد و عدم اعتماد و در کل، پارانویاییِ(سوءظن و بدگمانی) گسترده  را در جامعه به دنبال خواهد داشت.

در ایران نیز NGO  های جوان با فعالیت در موضوعاتِ جدیدِ روز، از سال 78 به شکل گسترده تر حضور یافتند. سازمان ملی جوانان شکل گرفت و افراد داوطلبی که زیر 30 سال سن داشتند در قالب گروه هایی با هدفی مشخص در زمینه های مختلف، یک سازمان مردم نهاد را شکل داده و از سازمان ملی جوانان مجوز فعالیت می گرفتند. سابقهNGO های بزرگسال زیادتر است و آنها فراخور حوزه فعالیتی شان از فرمانداری ها، استانداری و یا وزارت کشور مجوز فعالیت می گیرند و اگرچه قانون، حسب بند 7 ماده  71  قانونِ تشکیلات و وظایف شوراها، به شوراهای شهر نیز اجازه تشکیل  NGO به گروه هایی که حیطه فعالیتشان محدوده ی شهری است را داده است اما تاکنون شوراها این مهم را ندیده گرفته اند و البته حساسیت هایی که متاسفانه بر تشکیل NGO ها وجود دارد نیز مانع از صدور مجوز توسط شوراها شده است.

همانگونه که گفتم در ایران برای تشکیل یک NGO یا سازمان مردم نهاد باید از نهادهای ذیربط مجوز فعالیت گرفت. یه این شکل که اساسنامه ای تنظیم و با ذکر اهداف و ... و مدارک اعضای هیات موسس، تحویل نهاد ذیربط می دهید. نهاد ذیربط(حسب حوزه فعالیت) ابتدا استعلامات را انجام می دهد. اینکه اعضای هیات موسس، سوءپیشینه ی کیفری ندارند و برای این منظور می روی اداره آگاهی و اثر انگشانت را ثبت می کنی!. از اداره اطلاعات هم استعلام می شود. و اسمNGO را هم از اداره ثبت استعلام می کنند و اگر اسمی پارسی انتخاب شده باشد باید کلی معنا و مفهوم آن اسم را توضیح دهی و سند و مدرک ببری که این اسم، اسمِ اصیل پارسی وایرانی است! . بعد از اخذ استعلامات و تکمیل پرونده، هیات نظارت بر تشکل های غیردولتی در نهاد ذیربط تشکیل می شود و پرونده ی درخواستِ فعالیت، بررسی می گردد. ممکن است تشکیل این جلسه طول بکشد و حتی ممکن است به دلیل برخی سوالات و شبهاتی که برای اعضای هیات نظارت پیش می آید یکی دو نوبت دیگر، جلسه ی رسیدگی تمدید شود. اگر اشکالی گرفتند باید اساسنامه را اصلاح کنی و گرنه رد می شود و عمدتا ایراداتی هم که گرفته می شود، جنبه سیاسی دارد. و بالاخره اگر هیات نظارت قانع شد، برای NGO مجوز صادر می شود آنهم بعد از کلی دوندگی که ممکن است 6 یا 7 ماه و حتی یکسال طول بکشد، مجوزی دو ساله می دهند که بعد از پایان دو سال اگر موردی نداشتید! مجوز، تمدید می شود(مجوزهایی که توسط سازمان ملی جوانان صادر می شود یک ساله است). و این حکایتِ گرفتن مجوز برای فعالیت داوطلبانه است. یعنی اینکه اگر بخواهی داوطلبانه فعالیت کنی وبا اینکه هیچ حقوقی نمی گیری و درآمدی از این راه نداری و داری  از وقت خودت می گذاری برای حفظ محیط زیست، برای حمایت از کودکان آسیب دیده یا بی سرپرست، برای حفاظت از آثار تاریخی و باستانی ، برای ایجاد کتابخانه در روستایی محروم، برای مبارزه با مواد مخدر و کاهش بیماری هایی چون ایدز و ...که همه وظیفه دولت است و تو داری داوطلبانه به دولت کمک می کنی هم باید مجوز بگیرید!! علاوه بر آن همیشه هم باید آماده توضیح باشید. مبادا خطایی شده باشد! وضعیت مالی NGO  را حتی اگر از دولت، ریالی هم دریافت نکرده باشی باید آخرِ سال به نهاد ذیربط گزارش دهید که از کجا و کی کمک مالی دریافت کرده اید. همواره هم باید بشنوید که این NGO  ها اهداف دشمن است و این ها جنگ نرم اند و ... . و دردآورتر اینکه به جای تشویق (قدردانی، پیشکش!) مرتبا بشنوید: راستش رابگو چه سود و نفعی به حالت دارد؟ گربه برای رضای خدا موش نمی گیرد!!

این درحالی ست که در کشورهای توسعه یافته، گذشته از آنکه سازمان های مردم نهاد(NGO, CBO) نیاز به گرفتن مجوزِ فعالیت از هیچ نهادی و هیچ کجا ندارند و صرفا ثبت می شوند، عملا این NGO  ها هستند که مدیریت شهری را به عهده گرفته اند و کارِ داوطلبانه به حدی ارزش دارد که در استخدام افراد موثر است. برای مثال در اسکاتلند اگر کسی فعالیت های داوطلبانه در سابقه کاری اش داشته باشد در اولویت استخدام است چراکه بر این باورند کسی که حاضر نیست برای مردم و کشورش کاری داوطلبانه انجام دهد، حس مسئولیت و تعهدش پایین است و شایسته ی استخدام نیست.

و ما اینجا ... . 

 

 

 

 

در اوج، به امیدِ زندگی!

پنجشنبه 6 آبان 1389 10:07 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: لحظه ها نظرات: 2 نظر چاپ

 

مسیر جاده سه هزار 

 

-در اوجی مه آلود به دنبال چه هستی؟  

-در پی جرعه ای زندگی!