من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر شهریور 1390 - نقطه سر خط

نقطه سر خط

یادداشت های مهرنوش نجفی راغب


ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

پروانه ها رفتند!

پنجشنبه 17 شهریور 1390 5:42 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: شهر و شورا نظرات: 4 نظر چاپ


بالاخره بعد از کش و قوس های فراوان، ماندگاری جشنواره فیلم کودک در همدان تثبیت نشد و پروانه ها از هگمتانه پر کشیدند. مسئولان ارشد استانی تقصیر را گردن یکدیگر و یا گردن وزارت ارشاد و دبیر جشنواره و ... می اندازند. انگار نه انگار که کسی مسئول بوده و باید پاسخگو باشد. در پاسخ چرایی اتفاق می گویند:" .. قول داده بودند ولی ناگهان تصمیمشان بدون اطلاع ما عوض شد!!! و ما گله داریم!!!! "

گله گذاری چه دردی را دوا می کند جناب آقای استاندار! اصلا از که گله می کنید؟ اگر جای گله باشد، این مردمند که حق گلایه دارند نه هیچکس دیگر. 

مردم این شهر، شهری که با کمبود امکانات تفریحی روبروست تازه داشتند با حضور جشنواره، رنگی از شادی را حس می کردند، شهر به تکاپو افتاده بود، سینماهای شهر با هزینه بسیار بازسازی شدند تا این شهر از یک سینمای نامناسب، دارای 6 سالن نمایش و سینمای جدید یا بازسازی شده شود. 

پروانه ها بر فراز شهر به پرواز درآمده بودند و هگمتانه داشت در این وانفسایی که هر تفریحی برای مردم  در این جامعه با اعمال سلیقه یی عجیب، با معاذیر قانونی (فراتر از معاذیر شرعی) مواجه می شود، جانی دوباره می گرفت. نشاطی دوباره ... ، گردشگرانی جدید ... رونقی دوباره می بخشید به شهر آرام هگمتانه.

 همه ی ما در قبال از دست دادن فرصت های مناسب برای پیشرفت و توسعه شهر از هر نظر، در برابر مردم و شهروندان مسئولیم. (بگذریم از اینکه در این مورد نیز مانند ده ها مورد دیگر، در امر تصمیم گیری هیچگونه نقشی به شورای شهر داده نشد!) با این حال همه کسانی که به نحوی در سیاستگزاری های شهر دخیل اند اعم از مسئولان استانی و نمایندگان و شورای شهر و ... مسئولند.


حال، جای خالی پروانه ها را چه چیزی پر می کند؟






از «خانه های امن» در هلند تا «خانه های سلامت» در ایران!

پنجشنبه 3 شهریور 1390 9:18 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: زنان نظرات: 2 نظر چاپ

همانطور که قبلا گفتم، توانستم یک کار تحقیقی کوچک درباره وضعیت خانه های امن در هلند و خشونت های خانگی زنان و خدماتی که به زنان آسیب دیده داده می شود داشته باشم. 

در هلند، شهرداری فقط به امور عمرانی شهر نمی پردازد بلکه خدمات اجتماعی گسترده ای ارائه می دهد و نهادهای مرتبط هم زیر نظر شورای شهر هستند. از حوزه ای که در شهرداری این خدمات را ارائه می دهد و همچنین از یک مرکز که خدمات بعد از گذر از بحران به زنان آسیب دیده ارائه می دهد بازدیدی داشتم و توانستم در دیدار با فعالان در این حوزه اطلاعاتی خوب بگیرم که چکیده ای از آن را می نویسم.


در هلند زنان اگر مورد خشونت واقع گردند، بعد از اعلام گزارش توسط افراد یا پلیس و یا به صورت خود معرف، به مراکزی تحت عنوان مرکز بحران انتقال داده می شوند. بین 3 تا 6 هفته در این مرکز می مانند برای بررسی وضعیت بهداشتی و روحی و همچنین اقامت خارجیان و فرزندان آنها. بر اساس شرایطی که دارند تقسیم بندی شده و به مراکز نگهداری فزستاده می شوند.

در این خوابگاه ها همه امکانات فراهم است و لازم نیست کسی با خودش وسیله بیاورد. سوییت ها را به زنانی می دهند که با بچه هایشان آمده اند. به بچه ها مشاوران مخصوص مشاوره می دهند. خدمات این مرکز شامل مشاوره های خانوادگی  و روانشناسی، بهداشتی و حقوقی ست. اگر نیاز به وکیل داشته باشند برای پیگیری کارهای حقوقی شان وکیل می گیرند. کارهای اقامت خارجیان انجام می شود تا مشکل اقامتشان حل گردد. برنامه  های آموزشی نیز برای زنان در نظر گرفته شده است.

اگر زنان بخواهند به خانه هایشان برگردند، مانعی ندارد و می توانند برگردند. در این مدت مشاوره داده می شود تا مشکلات زوجین را حل کنند و به زنانی که در ایجاد خشونت خود نیز سهم دارند آموزش های لازم داده می شود تا ایرادهای خود را رفع کنند.

در مورد زنانی که با بچه هایشان می آیند وضع کمی حساس تر است. اگر بار اول باشد و زن به خانه برگردد ایرادی ندارد و بچه ها را هم با خود می برد. اما اگر برای بار دوم مورد خشونت واقع شده باشد و بخواهد دوباره به خانه برگردد، سازمان حمایت از کودکان وارد عمل می شود و بچه ها را از زن می گیرند و به خانواده های شایسته تحویل می دهند و بچه های بالای 15 سال هم به خوابگاه می روند.


در کل زنان مددجو، بین 3 تا 6 ماه در این اماکن(خانه های امن) اقامت دارند و پس از آنکه شرایطشان برای اقامتِ مستقل فراهم شد، دولت یک خانه به همراه وسایل مورد نیاز در اختیار مددجو قرار می دهد و چنانچه لازم باشد زمینه اشتغال زنان را نیز ایجاد می کند. مددجویان می توانند برای همیشه در خانه ای که به ایشان داده می شود اقامت داشته باشند و هیچگونه مبلغی اغم از اجاره یا ... نیز اخذ نمی شود و ماهیانه حقوق هم به ایشان پرداخت می شود. در هر خانه هم دستگاه کنترل ایمنی وجود دارد که به صورت گردنبندی است بر گردن زنان مورد خشونت واقع شده که در موقع لزوم و خطر دکمه را فشار داده و با پلیس تماس می گیرند. پلیس درمواقع خطرناک ظرف 3 دقیقه و در سایر مواقع بین 5 تا 8 دقیقه خودش را می رساند. 

ارائه خدمات با مستقل شدن زنان محدود نمی شود و همچنان دولت از طریق NGO ها به ارائه خدمات ورزشی و آمورشی و مشاوره ای و بهداشتی ادامه دهد.


نکته جالب آن است که درواقع دولت هلند این همه خدمات را عمدتا به خارجیان ارائه می دهد چراکه بین 65 تا 70 درصد زنان مورد خشونت واقع شده(مددجویان) خارجی هستند که بیشتر هم ترک ها، مراکشی ها، چینی ها و مجارها و زنان ایرانی را شامل می شود. درحقیقت طبق آمارها از هر5 زن مهاجر و خارجی در هلند 1 زن توسط همسرانشان مورد خشونت واقع می شوند.

در هلند خشونت خانگی علیه زنان هم جنبه حقوقی دارد و هم جنبه کیفری.


در ایران نیز حدود 7 سالی است که اورژانس اجتماعی شکل گرفته و زنان مورد خشونت واقع شده ابتدا در مراکز بحران و بعد از آن به خانه های سلامت انتقال داده می شوند. اما زنان آسیب دیده در خانه های سلامت فقط بین 20روز تا 2 ماه می توانند اقامت داشته باشند و بعد از آن باید بروند. حالا کجا؟ ...? 

خدمات مشاوره و حقوقی و درمانی هم تا حدودی و در زمانی که زنان در خانه سلامت هستند ارائه می شود اما محدود. 

اطاله کلام می شود، بنابراین اکتفا کنم به اینکه در کل با وجود تدوین دستور العمل های اورژانس اجتماعی اما هنوز زنان آسیب دیده در جامعه ما از حمایت های اجتماعی و دولتی مطلوب و مناسبی بهره مند نیستند و بسیاری از این دست طرح ها یا خود ناقصند و یا ناقص اجرا می شوند... 






آرش، قربانی دیگر کودک آزاری

چهارشنبه 2 شهریور 1390 00:31 AM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: حقوق کودکان نظرات: 2 نظر چاپ
حدود یکماه پیش بود که توسط دوستی از یک کودک آزاری منجر به مرگ دختر بچه 5 ساله ای باخبر شدم. در تماس با دکتر صالح رییس پزشکی قانونی همدان، صحت موضوع متاسفانه مسلم شد و دلیل مرگ کودک را فشار بر ناحیه گردن و خفگی اعلام  نمودند. این دختر کوچولوی 5 ساله توسط مادرش به قتل رسیده بود و مادرش در اظهارات اولیه در آگاهی، دلیل کار را فشارهای عصبی عنوان کرده بود. موضوع بسیار دلخراش بود و هنوز پرونده در مرحله تحقیقات و رسیدگی قرار دارد...

تا امروز که حوالی ظهر توسط یکی از وکلا از یک مورد دیگر کودک آزاری مطلع شدم. همکار وکیلم با تلخی تمام در یک تماس تلفنی خبر داد که پسر بچه دو ساله ای توسط ناپدری اش مورد آزار قرار گرفته و الان در بیمارستان است. موضوع بسیار دردناک بود و بعد از اتمام جلسه شورا، به بیمارستان می روم. 

آرش فقط 2 سال دارد اما بدن نحیفش زیر لگدها و ضربات ناپدری کبود است و دست چپش شکسته. علایم گازگرفتگی بر دست و صورتش وجود دارد و از همه دردناک تر نشانه های تجاوز و آزار جنسی دیده می شود...اینکه آرش مورد آزار وحشیانه ای قرار گرفته است.

مادر آرش، زن جوانی ست که که مدتی ست به عقد موقت مردی درآمده بود و حاصل این عقد موقت، بدن مجروح خود و کودکش است. مادر آرش با بدنی کبود که ناشی از ضرب و شتمی وحشیانه است و با ابرویی شکسته و ضعفی بسیار،کنار کودکش در بیمارستان در انتظار عدالت است. یک مورد از کودک آزاری و همسر آزاری ای که وضعیت وخیمی دارند. 

ناپدری آرش اکنون با کمک همسایه ها دستگیر شده و فعلا در بازداشت است...

آرش با بدنی نحیف...


مصاحبه های قبلی ام درخصوص کودک آزاری: