من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر میراث فرهنگی و محیط زیست - نقطه سر خط

نقطه سر خط

یادداشت های مهرنوش نجفی راغب


مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

تلاش برای نجات پاسارگاد و تنگ بلاغی

یکشنبه 17 دی 1385 3:22 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: میراث فرهنگی و محیط زیست نظرات: 12 نظر چاپ

آگاهید که قرار است با موافقت رییس «سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری»، آبگیری سد سیوند که در شمال شهر شیراز و درون تنگه‌ی بُلاغی - میان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت - ‏‏مراحل پایانی ساخت خود را می‌گذراند، آغاز ‌شود.
شایسته‌ی اشاره است، تنگه‌ی بلاغی یکی از کم‌مانندترین موزه‌های طبیعی و زنده‌ی ایران است که روند زندگى در آن در یک درازاى شگفت‌انگیز ده هزارساله قطع نشده است. به عبارتی دیگر در آن می‌توان از همه‌ی این دوره‌های پیشاتاریخی و تاریخی (باستانی، اسلامی،...) اسنادی را به‌دست آورد که نه‌تنها خود آن اسناد از اهمیت به‌سزایی در بررسی و شناخت تاریخ و فرهنگ ما برخوردارند (که آبگیری آن سد می‌تواند همه‌ی این آثار را به زیر غبار فراموشی و شاید نابودی ببرد)، بلکه خود تنگه یکی از ارزشمندترین سندهای تاریخ ایران است. هم‌چنین رطوبت برخاسته از دریاچه‌ی پشت سد در درازمدت بر زیست‌بوم منطقه تأثیر گذاشته و با پدید آوردن و رشد دادن گیاهان مخرب بر روی سازه‌های دشت پاسارگاد، به ویژه آرامگاه کوروش بزرگ (نماد جهانی ارج‌گزاری به حقوق بشر، و کسی که به تعبیر علامه طباطبایی در کتاب دینی ما از وی زیر نام «ذوالقرنین» به نیکی یاد شده است)، اثرات ویران‌گری بر این یادمان‌های گران‌قدر خواهد داشت.
از این‌رو می‌خواهیم که این سد آبگیری نشود چرا که نه‌تنها مطالعات جامع و دقیق کارشناسی هنوز به پایان نرسیده، بلکه نتایج آنچه هم که تاکنون انجام شده دقیقا بر فاجعه‌بار بودن آبگیری این سد مهر تأیید زده است: از میان رفتن کهن‌ترین راه بازمانده‌ی جهانی، خدشه‌دار شدن ثبت جهانی پاسارگاد، تخریب سازه‌های باستانی بر اثر بالا آمدن میزان آب‌های زیرزمینی، از میان رفتن گذرگاه تاریخی عشایر و مراتع آن‌ها، محو وضعیت توپوگرافی منطقه‌ی بلاغی، احتمال وقوع زمین‌لرزه پس از آبگیری سد سیوند، آسیب‌های زیست‌محیطی ناشی از آبگیری سد هم‌چون نابودی حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هکتار مرتع و زمین مرغوب کشاورزی و خاک و هم‌چنین گنجینه‌ی ژنتیکی غنی تنگه، و مهم‌تر از همه، تشویش افکار عمومی و از دست رفتن اعتماد، آسیب‌هایی است که از آبگیری سد سیوند حاصل می‌شود. سرمایه‌ی ملی هزینه‌شده برای ساخت این سد - که متأسفانه اکثر آن در یک‌سال اخیر و هم‌زمان با اعتراض‌ها به ساخت آن، هزینه شده است - هیچ قابل قیاس با سرمایه‌ی انسانی و اثر روانی ناگواری نیست که بر ایرانیان دوستدار میراث فرهنگی این مرز و بوم خواهد داشت، اثری که شاید بر روند وقایع آتی ایران تأثیرگذار باشد.
خوانندگان گرامی، هم‌میهنان ارجمند،‏ مسئولان کشوری!
نمی‌دانیم که از روند پر شتاب ویران‌سازی آثار تاریخی این سرزمین • در کنار هجمه‌های وسیع به خود تاریخ و دستاوردهای معنوی نیاکان خردمندمان • تا چه میزان آگاه هستید ولی قطعا نیک آگاهید که شناخت بهتر تاریخ و فرهنگ دیرینه¬سالمان • که یادمان‌هایی چون آن‌چه در دشت پاسارگاد هست، نمادهای آنان به شمار می‌روند - در ایستادگی امروز ما در برابر فرهنگ¬های دیگر نقشی به سزا دارد. شوربختانه هر روز بر بلندای سیل بنیان‌کن تخریب میراث فرهنگی - چه غارت غیرقانونی آن و چه تخریب قانونی آن در لفافه‌ی عمران - افزوده می‌شود. آبگیری و راه‌اندازی این سد که - به درست یا غلط - به نماد مبارزه با بخشی از تاریخ ایران تبدیل شده است، نقطه‌ی اوج چنین حرکتی است و این در حالی که سرزمین ما تنها سرزمینی است که هر چند «پر فراز و نشیب»‌ترین تاریخ را در جهان داشته، هنوز با ریشه‌ی فرهنگی و انسان‌ساز خود در ارتباط بوده و دچار گسست تاریخی نشده است.
باز تأکید می‌کنیم خواهان توقف ساخت سد سیوند و عدم آبگیری آن هستیم.

                                                                *******************

یک توضیح بی ارتباط با این نوشته البته:

جهت اطلاع دوستانی که می پرسند اعلام میدارم  عکسی که در سایت روز آن لاین در مقاله زنان در انتخابات شوراها شگفتی آفریدند وجود دارد متعلق به اینجانب نیست و اشتباهی  احتمالا توسط نویسنده محترم مقاله آقای رفیع زاده یا مسئولان سایت به جای عکس اینجانب استفاده شده است. 

سیاست و میراث ماندگار بشری

یکشنبه 25 تیر 1385 11:52 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: میراث فرهنگی و محیط زیست نظرات: 12 نظر چاپ

 

هفته پیش خیلی کار داشتم . برگزاری چند کارگاه پشت سرهم در باره مسایل حقوقی و حقوق بشر و ...... تمام کردن مقاله «رژیم حقوقی جزایر سه گانه» که باید تحویل کانون می دادم و .....کارهای انجمن و مجله و خوردن پشت سر هم به درهای بسته! گرفتارم کرده بود. به خاطر همین وقت نکردم به وبلاگ برسم.

 در مورد نوشته پیشین «حراج تاریخ و فرهنگ» و پیام هایی که گذاشته بودید باید چند نکته را یادآور شوم:

یک نفر گفته بود که چرا این طوری نوشتی و باید به عنوان یک وکیل، حقوقی می نوشتی نه این حرف هایی که همه می گن و ........  . اولا این که آن نوشته را پس از خواندن خبر در سایت میراث فرهنگی و فی البداهه نوشتم. و آن  تنها، احساسی بود که پس از خبر داشتم. و به هیچ وجه هم قصدم نوشتن مقاله ای حقوقی نبوده که حالا از بررسی حقوقی مساله جا مانده باشم.  

دوست دیگری هم برای این حکم مصادره، راهکار حقوقی خواسته بود.

باید بگویم که پر واضح است این رای ، سیاسی است. در دنیای امروز ، حقوق بین الملل گرچه نو پا ست ولی پیش از آنکه جا بیفتد ، بهتر است بگوییم بر افتاده است.  بیشتر کشورهای دنیا با امضا و در ظاهر، قوانین و مقررات بین المللی و منشورها وکنوانسیون های بین الملل را پذیرفته اند اما در عمل این قوانین اجرا نمی شوند چراکه دارای ضمانت اجرایی نیستند و تنها عدم رعایت قوانین بین المللی ممکن است موجب مسئولیت اخلاقی دولت ها شود.

در مورد این پرونده نیز باید گفت که کلا موضوع و خواسته ، سیاسی است.  اگر بخواهیم درست و حقوقی آنرا بررسی کنیم نخستین نکته ای که به ذهن می رسد این است که به دلیل عدم حضور نماینده ایران در دادگاه، چنین رایی قابلیت اجرایی ندارد و قابل تجدید نظر خواهی است.  (والبته این نکته را هم به یاد داشته باشید که دادگاه تجدید نظر، باز یکی از دادگاه های آمریکا خواهد بود نه دادگاهی بی طرف!).  ولی ما به ماهیت پرونده و محکومیت ایران از بابت کمک به حماس کاری نداریم و وارد ماهیت دعوا نمی شویم که آن وقت باید به بحث معاونت و مباشرت و تسبیب در حقوق بپردازیم و اینکه اصلا کمک های ایران به حماس (بر فرض ثبوت ادعا) با جرم ارتکابی ارتباط دارد یا نه و یا تا چه حد می تواند به آفریدن این نوع حوادث(عملیات استشهادی) منجر شود و اصلا کمک ها از چه نوع کمک هایی بوده(بهداشتی و دارویی و غذایی .....یا نظامی یا ....) که آن، بررسی دقیق و خواندن پرونده و وارد شدن به مسایل و درگیری های سیاسی را می طلبد.

می رسیم به مرحله اجرای حکم. خواسته مدعیان، پرداخت غرامت از سوی ایران به دلیل کمک به حماس بوده است. و حال درست یا نادرست، بنا بر قوانین حقوقی یا سیاسی، دادگاه، ایران را به پرداخت مبلغ 423 میلیون و 500 هزار دلار بابت غرامت به شاکیان پرونده، محکوم نموده است. اما تنها صدور رای کافی نیست. بلکه همیشه اجرای حکم، مهم ترین بخش یک پرونده است. در مرحله اجرا، دادگاه پس از ابلاغ رای به متهم یا محکوم، از وی می خواهد که برای پرداخت خسارت اقدام نماید و چناچه اقدام نکرد بایستی خواهان دعوا یا شاکی، از اموال محکوم ، مال قابل توقیفی یه دادگاه معرفی نماید تا پس از مراحل قانونی ، مال مورد نظر به نفع شاکی توقیف و سپس به مزایده گذاشته شود. در این مورد نیز شاکیان بایستی مالی را برای توقیف به دادگاه اعلام نمایند. و وکیل شاکیان(دیوید استارچمن) روی دارایی های مسدود شده ایران در آمریکا دست گذاشته و  حالا بنا بر چه اهدافی، به جای پول های نقد، اشیا تاریخی و الواح گلی 2500 ساله هخامنشی را برای توقیف به دادگاه معرفی نموده است!! در حالیکه با توقیف نقدینگی های مسدود شده ایران، بهتر می توانست رای را به اجرا گذارد و خسارت را دریافت کند ، ضمن آنکه توقیف پول نقد، این همه جار و جنجال و حساسیت را مسلما به دنبال خود نداشت و  نهایت این بود که روابط دولت ها را بیش از این تیره می کرد و به اختلافات ایران و امریکا ، دامن می زد اما دیگر سر و صدا و اعتراض دوستداران فرهنگ و تاریخ و حقوق بشر را نه تنها در ایران بلکه در سراسر دنیا به دنبال خود نداشت و با دانشگاه شیکاگو هم در نمی افتاد.

و خب به این نتیجه می رسیم که شاید هدف، همین به راه انداختن جنجال فرهنگی بوده است حالا به چه نیت؟!!

در هر صورت ، وکیل شاکیان این اشیا تاریخی را معرفی نموده و دادگاه نیز دستور توقیف آن ها را صادر کرده است که پس از طی مراحل قانونی!! به حراج گذاشته شوند. حال به این موضوع می رسیم که اصولا توقیف این اشیا از نظر حقوقی درست است یا نه.

 بنا بر کنوانسیون 1970 یونسکو، اموال فرهنگی _ تاریخی متعلق به فرهنگ و تمدن کشوری که در سرزمین آن به طریق ‌گوناگون از جمله حفاری‌های باستان‌شناسی، مطالعات دیرین‌شناسی، جانورشناسی و ... یافته شده‌اند، بخشی از میراث فرهنگی یا حسب مورد میراث طبیعی کشور محسوب می شوند. ضمن آنکه در این کنوانسیون ، حقوق مالکیت کشورها بر اموال فرهنگی و تاریخی شان به رسمیت شناخته شده و انتقال آن اشیا را جز از طریق اسباب قانونی پیش‌بینی شده در حقوق داخلی کشورها  قابل قبول و قانونی ندانسته است.

لازم به توضیح است که قوانین بین المللی و کلا معاهدات بین المللی پس از امضا بایستی به شکل قوانین داخلی در کشوری که عهد نامه را پذیرفته دربیاید تا قابلیت اجرایی پیدا کند. . تقریبا مواد این کنوانسیون به نحوی در قانون اساسی جمهوری اسلامی و همچنین قانون مجازات اسلامی نمود یافته است.

اصل هشتاد و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تصریح دارد که :«بناها و اموال دولتی که از نفایس ملی باشد قابل انتقال به غیر نیست مگر با تصویب مجلس شورای اسلامی، آن هم در صورتیکه از نفایس منحصر به فرد نباشد.»

بنابراین و بنا بر آنچه در کنوانسیون آمده و همچنین طبق قوانین داخلی ایران، اولا:

این اشیا و الواح گلی که مشتمل بر 30000 لوح می باشند متعلق به ایران است، گرچه حدود  73 سال پیش توسط هیات پژوهشی دانشگاه شیکاگو پس از حفاری از ایران خارج شده و به امریکا انتقال داده شده است ولی این اشیا به صورت امانت در اختیار این مرکز پژوهشی قرار گرفته است. و طبق مفاد کنوانسیون 1970 اشیا تاریخی متعلق به کشوری است که در آنجا یافت شده اند.

دوم آنکه اشیای تاریخی متعلق به ایران، بنا بر قانون اساسی جمهوری اسلامی،  قابلیت نقل و انتقال ندارد به ویژه اگر نفیس و منحصر به فرد باشد مانند همین الواح گلی. و بنابراین در مورد این گونه اموال منحصر به فرد، مالکیت تنها از آن دولت ایران خواهد بود و بس.

بنابراین این اشیا ، طبق قانون داخلی ایران و بر اساس کنوانسیون 1970 قابل توقیف نبوده و رای دادگاه فدرال امریکا قابلیت اجرایی ندارد.

اما آنچه که مهم است و در ابتدا هم گفته شد آن است که این رای، سیاسی است. و این رای سیاسی دادگاه فدرال امریکا، تنها از راه دیپلماسی آگاهانه و گفتمان، شکسته خواهد شد و گرچه راهکارهای حقوقی و استناد به قوانین بین المللی بی فایده نیست اما به کار بستن یک سیاست قوی از سوی دولت (و البته نه دادن امتیاز یا باج دهی) با پشتوانه میلیونی ایرانیان (هرجا منافع ملی در خطر بوده همبستگی خود را به جهانیان نشان داده اند) و با برداشتن چالش های پیشروی خود و غرب، می تواند مثمر ثمر واقع شود. در این راستا، تاثیر سازمان های غیر دولتی و گروه های مردمی نیز در یک حرکت ملی و با اعتراض های گسترده (مانند آنچه که سال 83 در مورد قضیه نشنال جئوگرافیک روی داد) را نباید از یاد برد.

در هر حال تا 30 ژوییه( 9 امرداد ماه) بیشتر فرصت نیست. فرصت یک ماهه دادگاه برای بررسی دوباره حکم صادره. در این باره مسئولان چه تمهیداتی اندیشیده اند؟! تا به کنون جز چند نطق کوتاه  تک و توک، از مقامات چیزی نشینیده ایم. تنها پس از صدور حکم،  منوچهرمتکی، وزیر امور خارجه اعلام کرد که چنانچه دادگاه امریکا بر این رای اصرار ورزد  به ناچار ، جمهوری اسلامی نیز مقابله به مثل خواهد نمود!

که البته مشخص نیست چه نوع مقابله به مثلی می تواند برای ایران در برابر امریکا وجود داشته باشد! و این تهدید چه قدر می تواند جدی باشد!!

(می گویند روزی ملا به دهی رسید و داد زد :که چیزی به من بدهید اگر ندهید با شما آن کنم که با مردم ده قبلی کردم. پس هرکس چیزی آورد. سپس به ملا گفتند:خب اگر نمی آوردیم چه می کردی؟ گفت: هیچ! از این ده هم به دهی دیگر می رفتم! )

در هر صورت امروز، نجات الواح هزاران ساله که تنها اشیا باستانی نیستند و تاریخ و فرهنگ یک ملت و بهتر بگوییم میراث ماندگار بشری هستند، نیاز مند یک عزم ملی ست تا از هیاهوی سیاست و قدرت نمایی های دولت ها دور گردند و بیش از این قربانی سیاست نشوند.

تا 30 ژوییه، فرصت کم است. خیلی کم!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حراج تاریخ و فرهنگ!!

پنجشنبه 15 تیر 1385 10:15 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: میراث فرهنگی و محیط زیست نظرات: 12 نظر چاپ

 

از آغاز انقلاب، فلسطین به عنوان یکی از مهم ترین دغدغه های جمهوری اسلامی سر لوحه ی امور قرار گرفت. و حمایت از فلسطین به عنوان یکی از مهم ترین اصول سیاست خارجی در نظر گرفته شد.

 از همان اوان انقلاب ، پس از غارت پادگان های ارتش توسط افراطیون مذهبی و چریک های ساف( سازمان آزادی بخش فلسطین) جنگ افزارهای سبک به خارج از کشور منتقل شد و در اختیار این سازمان قرار گرفت.  پس از آن ،در مدت27 سال نیز این حمایت ها همیشه بوده و به شکل بودجه های کلان در اختیار فلسطین قرار گرفته است. و  اخیرا نیز کمک چند میلیون دلاری ایران به فلسطین به عنوان کمک بلاعوض سر و صدای زیادی را بین مردمی که در انتظار درست شدن وضع معیشتی و افزایش حقوق بازنشستگان و کارمندان و پرداخت حقوق و مطالبات معوقه پرستاران و فرهنگیان و ..................بودند به راه انداخت.

و البته پاسخ این خوبی ها را هم گرفته ایم. همان اوایل انقلاب ، چریک های فلسطینی مسئول به راه انداختن شورش بودند و غارت. و و اعدام ارتشی ها نیز در همان زمان به دست آنان انجام گرفت. یاسر عرفات رهبر پیشین سازمان آزادی بخش فلسطین در گفت و گویی در روزنامه کیهان چاپ لندن(14 تیر 63) اقرار کرد که :«......سازمان الفتح مسئولیت تعداد زیادی از چریک ها را بر عهده داشت. این ها، همان افرادی بودند که در آستانه انقلاب در شورش های خیابانی، آتش سوزی های بزرگ تهران و شهرهای دیگر بزرگ ایران، نقش اساسی ایفا کردند....اولین جوخه های آتش که ده ها تن از امرای ارتش  را به قتل رساندند از چریک های فلسطینی بودند..........». و پس از آن هم در 8 سال جنگ عراق علیه میهنمان در فهرست کشور های عربی حامی عراق  نام فلسطین نیز به چشم می خورد. پس از آن هم تا به حال در تمام بیانیه ها و اعلامیه هایی که از سوی اعراب علیه تمامیت ارضی ایران در منطقه خلیج فارس و اشغال جزایر سه گانه و تغییر نام خلیج فارس و اروند رود و ..........به امضا می رسد، فلسطین نامی همیشگی ست. فلسطینی که شاید بتوان گفت مردم ایران بیشتر از خود فلسطینیان برای آن هزینه داده اند. هزینه هایی که از بودجه های کلان گرفته تا حمایت های معنوی و راه پیمایی هر ساله و به جان خریدن تهمت ها و مخدوش شدن روابط سیاسی با دیگر کشور ها و در نتیجه آسیب های جدی به اقتصاد و .............شامل شده و همواره در معرض اتهام  به عنوان مظنون اصلی بمب گذاری ها و خراب کاری ها علیه اسراییل بوده است. از حادثه بمب گذاری در مرکز یهودیان در بویینوس آیرس، که مظنون اصلی، جمهوری اسلامی ایران بود و بازداشت و .... سفیر جمهوری اسلامی را در بر داشت و تنها به تیرگی روابط ایران و آرژانتین انجامید و......تا امروز که حکم حراجی صادر شده به بزرگی تاریخ یک ملت!

حکم صادره از دادگاه فدرال آمریکا مبنی بر مصادره الواح گلی هخامنشیان به نفع خانواده های کشته شدگان اسراییلی در حادثه 4 سپتامبر 1997.

در این حادثه یک فلسطینی در حمله ای ، فروشگاه یهودا (یکی از مراکز اصلی در بیت المقدس) را منفجر کرد که طی آن تعداد زیادی از شهروندان اسراییلی کشته شدند. حماس، مسئولیت این انفجار را بر عهده گرفت. پس از ان تعدادی از آنان که آمریکایی بودند پس از بازگشت به آمریکا ، علیه دولت ایران به خاطر حمایت های همه جانبه اش از حماس شکایت کردند و پس از آنکه ایران در دادگاه شرکت نکرد، دادگاه ، ایران را به اتهام کمک به سازمان های تروریستی محکوم نمود و حکم به پرداخت 423 میلیون و 500 هزار دلار غرامت از سوی ایران به شاکیان را صادر کرد. و قرار شد این پول از راه فروش سرمایه های ایران در آمریکا از جمله اشیا باستانی که در اختیار دانشگاه شیکاگو بود پرداخت شود. این اشیا، هزاران لوح گلی ست و در حفاری های سال 1933 در شهر پارسه(تخت جمشید) به دست آمده و دارای دانسته های زیادی درباره وضع زندگی و قوانین دوره هخامنشیان می باشد. لوح هایی که به ما می گوید شهر پارسه (تخت جمشید) بر خلاف دیوار چین و اهرام سه گانه مصر، با خون و جان برده ها ساخته نشده و ما را از قوانین بیمه کارگران و مرخصی زایمان زنان کارمند و کارگر و  حقوق آنان و............ آگاه می کند.

و اکنون.............. این اشیا در خطر مصادره دادگاه فدرال آمریکا قرار گرفته اند و قرار است به حراج گذاشته شوند.

حمایت از آسیب دیدگان و ستمدیدگان در هر جا و با هر نژاد و زبان و مذهب، ارزشمند و قابل تقدیر است ولی این بار قرار است سرمایه های ملتی(ایران) به حراج گذاشته شود که در واقع نه برای ملتی دیگر(مردم بی گناه فلسطین) که به خاطر بازی های سیاسی هزینه داده است.

  آنقدر زیاد که دیگر قرار است برایش به قیمت حراج تاریخ و تمامیت فرهنگی اش تمام شود.

 اما................آنچه مسلم است آنکه نه تنها ایرانیان که هر فلسطینی آزاده و هر آزاد اندیشی در هر جای دنیا که جهان را بدون مرز نگاه می کند، اجازه حراج تاریخ را نخواهند داد. فریاد آزاد اندیشان بایستی به گوش حاکمان برسد که : ما، تاریخ و فرهنگ را قربانی سیاست نکنید!

 

بیانیه سازمانهای غیر دولتی در اعتراض به آبگیری سد سیوند

چهارشنبه 2 آذر 1384 2:43 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: میراث فرهنگی و محیط زیست نظرات: 0 نظر چاپ

 

بیانیه پایانی گردهمایی سازمان های غیر دولتی در پاسارگاد و اعتراض به آبگیری سد سیوند

آبان ۸۴

مردم ایران و مسئولان کشوری

درود!

 آگاهید که سد سیوند در شمال شهر شیراز و درون تنگه بلاغی ،مبان دو دشت مرغاب (پاسارگاد) و مرودشت مراحل پایانی ساخت خود را می گذراند.

   تنگه بلاغی به دلیل عبور عشایر و مسیر کاروان رو تاریخی و جاده شاهی-معروفترین و کهن ترین جاده بین المللی جهان - و آثار بسیار ارزشمندی چون سکونتگاه های انسانها ی دوره پارینه سنگی ، بقایای دهکده ها ، کوره های ذوب فلز و کوره های ۷۵۰۰  ساله ی سفالگری ، کارگا ههای شرابگیری ، سازه های آبی و دفاعی ، گورهای باستانی  و... با پیشینه ای به گستره ۱۰ هزار سال ُ از اهمیت به سزایی در بررسی و شناخت تاریخ و فرهنگ ما برخوردار است که آبگیری آن سد می تواند همه این آثار را به زیر غبار فراموشی و شاید نابودی برد . همچنین رطوبت ناشی از دریاچه پشت سد در دراز مدت بر زیشت بوم منطقه تاثیر گذاشته با پدید آوردن و رشد گیاهان مخرب بر روی سازه های دشت پاسارگاد ( کاخ بارعام ، کاخ دروازه ، کاخ اختصاصی ، گور کمبوجیه ، نیایش گاه ، .. و به ویژه آرامگاه کوروش بزرگ ) و حتا شاید « نقش رستم » و « نقش رجب » و تخت جمشید - این باشکوه یادگار ایران باستان - اثرات ویرانگری بر این یادمان  های گرانقدر خواهد داشت.

   از اینرو خواستار آنیم که سازمان میراث فرهنگی  و گردشگری ، از شرایط و دل نگرانی های پیش آمده بهره جسته ، با همکاری وزارت نیرو ، آبگیری سد را به تاخیر انداخته و با تخصیص اعتبارهای مالی لازم و با یاری همه ی کارشناسان و علاقه مندان و هم چنین یو نسکو ( چنانکه با اعزام بیش از ۷۰ هیات باستان شناسی برای مستند سازی محوطه نوبیه ، آن را برای ساخت سد آسوان در مصر آماده ساخت ) کار مستند سازی و حفاری منطقه تنگه ی بلاغی را که اکنون نیز انجام می شود ، با دقت گستردگی و امکانات بیشتر به اتمام رسانند. البته آشکار است که در این مدت نیز شایسته است برای حل مشکل مهم « رطوبت ناشی از شکل گیری  دریاچه سد » چاره اندیشی علمی کرد ، چاره ای از روی یقین  و نه احتمالی ، چراکه نمی توان با بناهایی که خاطره شکوهمندی ایران زمین هستند ، به صورت آزمون و خطا برخورد نمود.

سازمان های غیر دولتی فعال و پیگیر:

موسسه کاوه آهنگر همدان

کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ اصفهان

انجمن افراز تهران

موسسه مهر آیین رامهرمز

انمن فرپاد شیراز

کانون جوانان پارس شیراز

انجمن اهورامنش مرودشت

انجمن دوستداران میراث فرهنگی استان فارس

انجمن ایران مهر تهران

دانش آموختگان بنیاد نیشابور

انجمن توفا شوشتر

بارگاه مهر اصفهان

انجمن کهندژ همدان