من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر نقطه سر خط

نقطه سر خط

یادداشت های مهرنوش نجفی راغب


آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

درختان و فضاهای سبز شهری قربانیان مظلوم تصمیمات غیرکارشناسی

جمعه 16 مهر 1389 9:42 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: شهر و شورا نظرات: 5 نظر چاپ

 فضاهای سبز شهری از قربانیان همیشه مظلوم برخی تصمیمات اشتباه و غیر کارشناسی در راستای اجرای پروژه ها ی عمرانی و یا ساخت و ساز سودجویانی ذینفوذ بوده اند. از قطع غیرقانونی درختان، ساخت و ساز غیر مجاز در باغات و تفکیک های غیرقانونی گرفته  تا تغییرکاربری هایی  که توسط مسئولان! صورت می گیرد.

قطع درختان

قطع درخت طبق ماده ی 686 قانون مجازات اسلامی جرم و بر اساس ماده ی 1 لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز مصوب 1359 ممنوع است و بنابراین تنها صدور مجوز قطع درخت به دلیل آفت زدگی و خطرزا  یا خشک بودن و یا نهایتا در صورت ضرورت برای اجرای یک پروژه ی اجتناب ناپذیر در سطح شهرها و حریم آن طبق ماده 14 ضوابط اجرایی لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز بایستی با مجوز کمیسیونی متشکل از مدیر عامل سازمان پارک ها و فضای سبز و نماینده شهردار و نماینده  شورای شهر باشد که به نام کمیسیون حفظ و گسترش فضای سبز و باغات فعالیت دارد. در نتیجه اشخاص اعم از حقیقی تا ادارات و نهادها همه بایستی از این کمیسیون برای قطع درخت کسب تکلیف کنند.

در طول مدت سه سال و نیم که عضو این کمیسیون بوده ام( به عنوان نماینده شورای شهر) سعی بر این بوده که حتی الامکان از صدور مجوز برای قطع درخت جلوگیری شود و نهایتا برای درختان آفت زده یا خشک و یا خطرزایی همچون صنوبر یا راجی که به سن رسیده باشند (از آنجا که ریشه ی این درختان کوتاه و سست بوده و به دلیل مرتفع شدن، هنگام باد شدید احتمال سقوط آنها بسیار زیاد است و متاسفانه هم در یک طرح بی برنامه سال ها قبل درختان زیادی از این نوع در سطح شهر کاشته شده) مجوز قطع صادر شده که تعداد آنها نیز بسیار کم بوده است.

اما در این میان برخی اشخاص سودجو نیز با قطع غیرقانونی درخت و بدون مجوز به ویژه در باغات اقدام کرده اند که همگی به دادگاه به جهت جنبه کیفری جرم معرفی شده و طبق قانون ملزم به کاشت دوبرابر و اخذ خسارت گشته اند.

اما متاسفانه آنچه تاثر برانگیز تر است اینکه قطع درخت(این ریه های تنفسی شهر) توسط ادارات دولتی و نهادها و ارگان های مختلف بیشتر از اشخاص و شهروندان صورت گرفته و می گیرد که متاسفانه نزدیک به 95% آنها نیز غیر قانونی و بدون مجوز کمیسیون ماده ی 14 بوده است. در چهار سال اخیر در همدان حدود 1800 اصله درخت توسط دستگاه های دولتی و ارگان ها بدون مجوز قطع شده که بعضا برخی از این ادارات خود متولیان نظم و قانون بوده اند! علاوه بر آن به دلیل اجرای برخی پروژه های غیر کارشناسی شده توسط این نهادها و ارگان ها، هزاران اصله درخت دیگر نیز(عمدتا به دلیل قطع سیستم آبیاری شان در اثر اجرای پروژه و یا خاکبرداری ) متاسفانه در معرض  خطر خشک شدن و از بین رفتن است. بی اهمیت بودن درختان در نظر برخی مسئولان و اینکه توسعه را فقط در اجرای مثلا پروژه ای عمرانی می بینند رنج آور است درحالیکه  حفاظت از محیط زیست یکی از پایه های اصلی توسعه پایدار جوامع بوده و در دنیای امروز از شاخصه های توسعه یافتگی محسوب می شود.

 و اما تغییر کاربری ها:

فضاهای سبز که در طرح تفصیلی شهر ها دیده می شوند بر مبنای سرانه استانداردی است که باید وجود داشته باشد و هرگونه تغییر کاربری نیز در کمیسیون ماده 5 مسکن و شهرسازی هر استان صورت می گیرد که بعضا ممکن است از سوی شهرداری و پس از تصویب شورای شهر به این کمیسیون ارسال شود و یا مستقیما توسط مسکن و شهر سازی مطرح گردد.

متاسفانه با وجود اینکه طرح تفصیلی ده ساله است(بگذریم از اینکه مثلا در انگلستان طرح های تفصیلی 100 ساله هستند) اما بعضا دو سه ماه هم دوام نمی آورند و دستخوش تغییرات زیادی می شوند. البته بعضا ایرادات و اشتباهات مشاوران طرح ها است که مثلا در هر شیت به  دلیل مغایرت های زیاد، کمیسیون ماده 5 مجبور به اصلاح می شود اما جدا از این اشتباهات، موارد دیگری نیز دلایل تغییرات در طرح تفصیلی ده ساله! می شوند.

متاسفانه گاهی اوقات برای حل مشکل، آسان ترین راه انتخاب می شود یعنی تغییر کاربری. نمونه آن احداث مسکن مهر در شهرک بهشتی است. زمینی که کاربری فضای سبز داشت و قرار بوده سهمیه فضای سبز شهرک بهشتی باشد اما در کمیسیون ماده 5  جهت احداث مسکن مهر به کاربری مسکونی تغییر یافت تا مسئولان کمتر به فکر بیفتند که جای دیگری را هم می شود برای مسکن مهر انتخاب کرد و لازم نیست این زمینِ دم دست را تغییر کاربری دهند. و ای کاش دست کم حالا که این تغییر کاربری صورت گرفت برای جبران این کسری، تمهیداتی اندیشیده و مثلا از باغ های بالادستِ شهرک  برای فضای سبز شهرک درنظر گرفته می شد و تملک می گردید.

و یا تغییر کاربری هایی که به دلیل درآمدزایی صورت می گیرد. تبدیل این کاربری ها(فضای سبز) به مسکونی یا تجاری درآمد خوبی برای شهرداری ها و حتی بعضا مسکن و شهرسازی دارد. متاسفانه این امر نیز بسیار اتفاق افتاده و بعضا به دلیل مشکلات مالی شهرداری که خودگردان است و بودجه دولتی ندارد پیشنهاداتی برای تغییر کاربری صورت می گیرد. نمونه ی اخیر آن درخواست تغییر کاربری 12000 متر فضای سبز ورودی شهر(بلوار بسیج) به تجاری توسط شهرداری که به شورای شهر ارائه شد. در شورای شهر هم متاسفانه موافقت و به کمیسیون ماده 5 جهت تصویب ارسال گردید. دلیل این پیشنهاد توسط شهرداری، درآمدزایی برای تملک زمین در مکانی دیگر عنوان شد. البته مشکلات مالی را نباید ندید گرفت اما انتخاب راحت ترین راه، انتخاب درستی نیست. آن هم در جاییکه شهرداری زمین های با کاربری آموزشی و فرهنگی و ورزشی و... را که متولی اش نیست اما در مالکیتش است حفظ می کند ولی زمین های سبزش را برای تغییر کاربری جهت ایجاد درآمد درنظر می گیرد. 

می پذیرم که شهرداری با مشکلات مالی مواجه است و متاسفانه عدم وجود درآمد پایدار در شهری چون همدان که شهری صنعتی و پردرآمد نیز محسوب نمی شود، موجبات کسری درآمد و بودجه جهت اجرای پروژه های عمرانی خواهد بود و باید به نحوی این امر جبران شود ولی از نظر اینجانب تغییرکاربری و به هم زدن سرانه ها راه درستِ درآمد زایی نیست و همواره مخالف اینگونه تغییر کاربری ها بوده ام.

متاسفانه در عملکرد شهرداری در ردیف های بودجه، درآمدهای کوششی بسیار پایین است و عمدتا درآمد این ردیف ها محقق نمی شود. تفکیک زمین های قامه از طریق رایزنی با مالکان آنها نیز (که هم منجر به درآمد زایی برای شهرداری می گردد و هم از تفکیک های غیرقانونی توسط زمین خواران و ساخت و سازهای غیر مجاز خصوصا  در حاشیه شهر جلوگیری می کند) از راه های درآمد زایی است که در سالهای گذشته به ندرت صورت گرفته و امروز هم با وجود تاکیدات شورای شهر کمتر اتفاق می افتد. 

 بنابراین تغییر کاربری ها که کاهش سرانه فضای سبز را به دنبال دارد به جای تلاش در جهت تحقق درآمد ردیف های کوششی و یا ایجاد زمینه هایی برای درآمد پایدار، و یا تغییر سرانه ها توسط کمیسیون ماده 5 برای اجرای پروژه ها (به جای درنظر گرفتن نقاطی مناسب تر) پذیرفتنی نیست و نه تنها ظلمی ست نسبت به نسل آینده بلکه مخالف اهداف توسعه ی هزاره (MDGs) در راستای توسعه ی پایدار (که جمهوری اسلامی ایران نیز به آن متعهد گشته) می باشد. 

در هر حال متاسفانه این تصمیمات و گاهی اعمال نفوذ برخی برای تفکیک و تغییر کاربری زمین ها  و ساخت وساز (حتی مثلا تحت عنوان برج باغ) ،ضایعه ی جبران ناپذیری است که بایستی متولیان امر اعم از اعضای شورای شهر و کمیته فنی و کمیسیون ماده 5 موارد را درنظر داشته باشند و اینکه مبادا با تصمیمی اشتباه یا سفارش شده، خود را برای همیشه مدیون مردم و نسل آینده کنند.    

 

 

 

 

 

سانسور از نوعِ عارفانه!!

پنجشنبه 8 مهر 1389 11:54 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: دلتنگی ها نظرات: 4 نظر چاپ

آخرِ شب است و با صدای نیِ استاد کسایی، مولوی می خوانم  و مشق می کنم (خطاطی) ...

غزل های مولانا بر روح خسته ام  اثر عجیبی دارد  وقتی می خوانم : من غلامِ قمرم غیرِ قمر هیچ مگو/ ...

 و وقتی مشق می کنم که: عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا/ در دلِ کُفر آمده ام تا که به ایمان برسم

و همیشه برایم سوال است که چرا از این غزلِ ( بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست) این ابیاتش را در دوران دبیرستان برایمان سانسور می کردند:

گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو/ آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست

...

وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست/ وان ناز و باز و تُندیِ دربانم آرزوست

...

یک دست جام باده و یک دست جعد یار/ رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست

شاید واژه های ممنوعه ی!! آن ها همواره باعث سانسور این ابیات که به نظرم می توانند بیت الغزل های این غزل باشند، می شد!! 

 

 

 

بازگشت آثار تاریخی،از واقعیت تا ادعایی صرفآ سیاسی

جمعه 26 شهریور 1389 1:16 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: میراث فرهنگی و محیط زیست نظرات: 4 نظر چاپ

درست سه سال پیش بود که در موزه ملی بریتانیا به استوانه ای گلی نگاه می کردم که همیشه با دوستانِ حامی میراث فرهنگی، از آن حرف می زدیم و میراث تمدنِ نه تنها سرزمینم بلکه میراثی بود برای همه ی بشریت. آن موقع افسوس می خوردم که کاش آنقدر سهل انگاری نشده بود تا اکنون  آثار تمدن گذشتگانمان را در سرزمینی دیگر به تماشا بنشینم. منشور کوروش بزرگ را می گویم که امروز پس از کش و قوس های فراوان بالاخره به ایران آمده تا در معرض دید نسل امروز سرزمینش قرار بگیرد.

این منشور امروز خیلی عزیز شده است حتی پیش کسانیکه که نگارنده اش را عزیز نمی شمردند.تا جایی که ماندگاری دائمی آن در ایران و پس ندادنش به موزه ی بریتانیا مطرح می شود.

خوب است اینکه به هر دلیلی میراث فرهنگی و تاریخ باستانمان، دارد این روزها برخی ها را قلقلک می دهد و اینکه باید آثار تاریخی مان در ایران بماند ایده ی بسیار خوبی ست که البته تنها منشور کوروش نیست که فعلا به اینجا برگشته(هرچند برخی می گویند بریتانیا بدلی اش را فرستاده!) صدها اثر دیگر وجود دارد که در موزه های بریتانیا و لوور هست و سالهاست در معرض دید هزاران گردشگر در فرانسه و انگلیس. آثاری که به جهت عظمتش حتی تعجب می کنی چه طور آن را از ایران به اروپا انتقال داده اند. و البته افسوس هم می خوری که چرا در اثر بی توجهی حکومتمداران، این آثار ترک وطن کرده اند.

خوب است اینکه میراث فرهنگی و ماندگاری منشور در ایران این روزها نقل محافل شده!  

ته دلت می خواهی خوشحال شوی و خوشبینانه نگاه کنی که دارد اتفاقی می افتد و میراث تاریخی مان از مهجوریت درمی آید  ولی...  نگاهی به دور و بر متوجهت می کند که هیچ اتفاقی نیفتاده... چه اینکه از میراث فرهنگی و آثار تاریخی ای که فعلا در ایران هست و هنوز کسی یا دولت بیگانه ای آن را از ایران نبرده، چه حفاظتی کرده ایم و چه قدر به آثار موجود که در شهرها و روستاهای ایران هم کم نیستند توجه شده؟ چه تمهیداتی برای حفاظت و مرمت و نگهداری آنها صورت گرفته یا اندیشیده شده؟ چه قدر برای گردشگران (دست کم داخلی) شناخته شده هستند و چه قدر در راستای شناسایی و معرفی آنها برای مردم کشور خودمان(حداقل) کوشش شده است؟

وضعیت اسف بار آثار تاریخی و بناهای باستانی که امروز متاسفانه در معرض تخریب قرار دارند قلقلکمان نمی دهد؟! زیگورات چغازنبیل، قلعه بابک، قلعه الموت،پاسارگاد، معبد آناهیتا، تپه گونسپان، آثار باستانی دره ی جیرفت، شهر سوخته، شهر هگمتانه،شهر پارسه، آثار تاریخی ایذه و قصر شیرین و شوش و شوشتر و صدها بنای باستانی و آثار تاریخی دیگر.

آثار باستانی مان قربانی بی توجهی مسئولان می شوند تا حدی که تخریب شوند تا بر روی آن پروژه ای عمرانیِ جدید اجرا شود(تپه باستانی مصلی). مرمت نمی شوند و حفاظ ندارند و راهنما ندارند و ... ذره ذره فرو می ریزند و یا بدون انجام عملیات نجات بخشیِ کامل، به زیر آب سدهای تازه ساخته شده می روند.

با این اوصاف می بینیم که ارایه ی تئوری های جدید از سوی برخی مبنی بر اصرار به باز پس ندادن منشور به بریتانیا  و تاکید بر اینکه اینها میراث ملی! هستند و ... . نمی تواند ناشی از توجه به میراث فرهنگی و تاریخی ایران زمین و علاقه و ارزش قائل شدن به منشور کوروش باشد. چه اینکه یک شبه این آثار عزیز نمی شوند بلکه تنها اختلافات و مباحث سیاسی، دلیلِ نظریه ی! باز پس ندادن است و بس.

متاسفانه میراث بشریت باز هم دستمایه ی مغلطه های سیاسی می شود.   

 

 

دیواره ی شهر 7 هزارساله ی سوخته،مسیر زابل-زاهدان که هیچ حفاظتی نمی شود    

 

 

 

 

    

سهم زنان سرزمینم از آفتاب چه قدر است؟

پنجشنبه 18 شهریور 1389 00:42 AM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: زنان نظرات: 5 نظر چاپ

آسفالتِ کوچه، گچ سفید و یک قطعه سنگ (ترجیحا سنگ مرمر) . هفت خانه ای می کشیدیم و  خانه ی چهارش را که خانه ی استراحت بود چه قدر دوست داشتیم و از خانه ی جهنمش می ترسیدیم که نباید پایمان حتی روی خطش برود. و این لِی لِی بود. بازیِ اصلی دختران نسل من در کوچه های شهر. 

                                                       ***  

بحث ورزش زنان است که چندی ست در کمیسیون فرهنگی شورای شهر پیگیری می شود. حقیقت اینکه ورزش زنان بسیار مهجور مانده. از ورزش قهرمانی که بگذریم، سهم زنان از برنامه های ورزش محلات همیشه هیچ بوده.

در جامعه ی ما زنان به دلیل محدودیت های اجتماعی و فراتر از آن محدودیت های قانونی کمتر  می توانند از فضای ورزشی در یک محیط باز مانند پارک ها برخوردار شوند و به دلیل نوع پوششی هم که دارند، از آفتاب کمترین بهره را می برند. که همه ی این موارد متاسفانه دست به دست هم داده و زمینه های افزایش افسردگی  و پوکی استخوان در زنان و ایجاد مشکلات حرکتی و جسمی و حتی ریزش مو در نسل جدید دختران می شود. آپارتمان نشینی نیز مشکلی است که زنان و دختران امروز را حتی از یک حیاط شخصی نیز محروم می کند. ضمن آنکه قشری از جامعه که دارای باغ های شخصی یا خانه های ویلایی باشند کم است و همه ی اقشار جامعه را در بر نمی گیرد.

در سال های اخیر،احداث پارک هایی مخصوص استفاده زنان و دختران شکل گرفته است. پارک هایی با مساحت زیاد و فضای باز  که زنان بتوانند با پوششی آزاد و بدون حجاب نرمش کنند، بدوند و ساعاتی از آفتاب بهره ببرند.  

در همدان این اتفاق افتاد و پارکی در منطقه ی کوچمشکی، دیوارکشی شد با عنوان پارک بانوان و استقبال زنان از پارک نشان داد که یک پارک کفایت نمی کند و این شهر دست کم در هر منطقه شهری به یک پارک نیاز دارد و اما همچنان منطقه ی محروم شهر  از پارک محروم است. ضمن آنکه هر از گاهی بحث هایی  مطرح می شود اینکه آیا این پارک از بیرون دید دارد یا نه و ... . البته پیش از این نیز در باره این پارک ها گفته ام و اینکه انتقاداتی به این پارک ها مبنی بر اینکه تفکیک جنسیتی است مطرح می گردد. من نیز با تفکیک جنسیتی مخالفم ولی با شرایط فعلیِ جامعه و در نظرگرفتنِ محدودیت هایِ قانونی موجود، بهترین پیشنهاد اجراییِ ممکن، برای اینکه دست کم دختران نسل جدید را از آفتاب محروم نکنیم چیست؟

و اما در کنار این پارک ها، تقویت ورزش محلات نیز لازم است. امسال بودجه 300 میلیونی برای  ورزش محلات در ردیف بودجه های باشگاه شهرداری در نظر گرفته شد، اما سهم زنان از این بودجه چه قدر است؟

متاسفانه در ورزش محلات که امروز هم بیشتر در یک زمین چمن کوچک و دو دروازه و یک توپ و بازی فوتبالی خلاصه می شود  جایی برای حضور زنان و دختران نیست. و حتی با تجهیز جهت سایر ورزش ها از جمله والیبال و ... در محلات نیز باز جایی برای دختران دیده نشده و معمولا ورزش محلات فقط  برای پسران و مردان خلاصه می شود. در واقع زمین های چمنی که در طول یکی دو سال اخیر، شهرداری در برخی نقاط شهر ایجاد کرده فقط مورد استفاده آقایان بوده و زنان هیچ سهمی نداشته اند. محدودیت های اجتماعی و فرهنگی و بعضا فرهنگ برخی خانواده ها،  حضور دختران را در محلات را هم منع می کند.

امسال در کمیسیون فرهنگی شورای شهر، تاکید زیادی(هرچند دیر) برای پیگیری ورزش زنان صورت گرفته است. اگرچه ردیف متاسفانه ورزش قهرمانی برای مردان  در بودجه باشگاه شهرداری حذف شد که بیشتر هزینه های فوتبال را پوشش می داد اما برای حمایت از ورزش قهرمانی زنان 50 میلیون تومان اعتبار مصوب گردید و شهرداری مکلف شد از تیم های ورزشی زنان که در لیگ برتری کشور هستند حمایت مالی داشته باشد که اکنون چند رشته مانند تیراندازی، هاکی، کونگ فو، شمشیر بازی، آمادگی جسمانی و ... را شامل می شود که البته این مبلغ نیز ناچیز است. اما درخصوص ورزش محلات که حقیقتا نقطه ضعف  ورزش زنان است نیز در قالب ردیف 300 میلیونی ورزش محلات و همگانی در نظر گرفته شده. ورزش صبحگاهی که استقبال خوبی از آن شده اکنون در نقاط مختلف شهر هر روز انجام می شود و زنان و دختران در هر سن و سال در پارک ها حضور می یابند و  با هدایت یک مربی نرمش می کنند. هیات ورزش های همگانی فعالیت خوبی در این زمینه دارد و در هفته های گذشته توسط اعضای کمیسیون فرهنگی بازدیدهایی صورت گرفت که سعی شد کاستی ها، رفع شود. مشکل اصلی برای ورزش محلات زنان باز هم مکان است. غیر از ورزش صبحگاهی که در پارک ها صورت می گیرد برای سایر ورزش ها، محیط های بسته، درخواست می شود. که البته من فکر می کنم هیچ مشکلی پیش نمی آید اگر در همان محوطه ها و زمین چمنی که شهرداری برای محلات ایجاد نموده ساعاتی زنان نیز استفاده کرده و  بدمینتون و والیبال و ... بازی کنند و قرار نیست این زمین ها و محوطه ها فقط برای مردان و آن هم فقط برای فوتبال استفاده شود. 

به هر حال در جلسه ی کمیسیون فرهنگی و با حضور مسئولان تربیت بدنی، ورزش همگانی و آموزش پرورش و شهرداری قرار شد که طرحی برای ورزش محلات زنان در نظر گرفته شود که مثلا غیر از سالن ها، استفاده از حیاط مدارس در ساعات تعطیل، برای ورزش زنان در نظر گرفته شود. حیاط مدارس دیوارکشی شده و محصور است و  البته با این حال آموزش و پرورش، پوشش کامل را حتی برای ورزش در این حیاط ها نیز لازم دانست که باز مشکل پوشش برای راحت تر ورزش کردن زنان حل نمی شود و همچنان استفاده از حجاب و عدم استفاده از لباس ورزشیِ مخصوص، مدّنظر است. اما دراین وضعیت که کمتر زنان در ورزش، حتی ورزش همگانی حضور دارند و یا بهتربگویم مانع از حضورشان می شوند (خصوصا در مناطق محروم شهر)  به نظر می رسد که: به از هیچ است!

ولی ...  بهتر بیاندیشیم تا آفتاب را از نیمی از جامعه، دریغ نکنیم.   

 

 

 

 

 

 

 

برای همیشه ماندگار

چهارشنبه 3 شهریور 1389 00:23 AM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: جامعه نظرات: 4 نظر چاپ

   تجمع دانشجویان

 

گفته بودم از برکناریِ ناگهانی پرفسور یوسف ثبوتی رییس دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان. اما آنچه در روزهای گذشته در این دانشگاه اتفاق افتاده را باور نمی کردم. باور نمیکردم که اینجا نیز (نه بحث سیاسی ای بوده و نه خواسته ها خواسته ای سیاسی) و تنها درخواستِ ماندنِ مردی دانشمند و حمایت از چهره ای علمی ست، اینگونه با دانشجویان برخورد شود. برایم نوشتند و گفتند از آنچه در مراسم معارفه ی رییس جدید گذشت. 

 اینکه یکشنبه شب مراسم تودیع و معارفه ی رییس جدید بوده است که با تجمع دانشجویان و مردم زنجان و تشکیل دیواره ی انسانی جلوی در ورودی اجازه ورود استاندار و مقامات را به دانشگاه نداده بودند و برنامه لغو شده بود و به فردای روز بعدش یعنی دوشنبه صبح موکول می شود. که فردای آن روز حضور نیروی انتظامی و گروه های لباس شخصی اجازه ورود مردم را به دانشگاه نمی دهند ولی باز دانشجویان اقدام به تجمع جهت لغو برنامه را می کنند ولیکن با برخوردهای خشن لباس شخصی ها مواجه شده و با ضرب وشتم دانشجویان، مقامات استانی را به داخل سالن آمفی تاتر می برند تا برنامه اجرا شود. و استاندار با افتخار در سخنرانی اش می گوید اگر 6000 نفر هم اینجا بودند من وارد می شدم!

پرفسور ثبوتی که چهره ی ای ماندگار و جهانی است و می توانست در آمریکا و اروپا بهترین محیط تحقیقاتی را داشته باشد ولی خدمت به وطن خود را ترجیح داد و بیست سال برای ساخت این دانشگاه زحمت کشید و در عرض بیست سال توانست این دانشگاه را از نظر سطح علمی با دانشگاههای طراز اول کشور برابر نماید و از نظر امکانات نیز چه بسا بهتر از همه ی دانشگاه های سطح کشور باشد.

و حالا دستمزد این خدمات آن است که در حکمی ناگهانی و بدون اطلاع قبلی از سوی وزیر علوم برکنار شود و استاندار زنجان نیز در مراسم معارفه ی رییس جدید، همه ی آن خدمات را نادیده بگیرد و ایرادات بزرگ این دانشگاه را نبودِ تشکل بسیج دانشجویی، حراست و دفتر نمایندگی نهاد رهبری بداند و بگوید: چطور می شود این دانشگاه با سایر دانشگاهها متمایز باشد. این دانشگاه در داخل مرزهای ایران قرار دارد و باید مانند همه دانشگاههای دیگر اداره شود ..  

  

پرفسور ثبوتی در بین مردم و  دانشجویان متحصن

 

مراسم تمام شده ولی بگذار هرچه می خواهد بشود، دانشجویان هیچگاه پرفسور ثبوتی را که در تجمعشان او را «پدر» فریاد می زدند فراموش نخواهند کرد و چهر ه ی مهربانش برای همیشه ماندگار شد. مهم آن است که در دل مردم جایی داشته باشی.  می گویند دانشجویان با بالا بردن عکسِ دکتر می گفتند که مقامِ پدری برکنارشدنی نیست و من فکر می کنم ارزش دانش و  دانشمند در اینجا چه قدر است؟ 

 اعتراض مجمع نمایندگان استان زنجان به برکناری پرفسور ثبوتی  

نوشته های دانشجویان از تجمع 

بیانیه مشترک نمایندگان زنجان در مجلس در واکنش به حوادث تلخ دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه 

تصاویر و گزارش های دیگر 

وبلاگ دانشگاه