من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر نقطه سر خط

نقطه سر خط

یادداشت های مهرنوش نجفی راغب


آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

حقِ دفاع!

جمعه 28 آبان 1389 9:27 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: جامعه نظرات: 2 نظر چاپ

حقِ دفاع از جمله حقوق وکلا ست و درواقع حق وکیل برای دفاع از موکلش در برابر دادگاه است که نوشتن لایحه و پیگیری های پرونده در تمام مراحل دادرسی و حضور در دادگاه و ابلاغ وقت های رسیدگی و ... را شامل می شود. همه ی متهمان با هر نوع جرم و اتهام، حق دسترسی به وکیل را باید داشته باشند که  اصل  35 قانون اساسی نیز بر آن تاکید دارد و حتی برای برخی جرایم و اتهامات که مجازات آن قصاص و اعدام و رجم و حبس ابد است قانون تاکید دارد که متهم حتما باید وکیل داشته باشد و اگر توانایی گرفتن وکیل را ندارد دادگاه موظف به تعیین وکیل تسخیری برای متهم است. وکیل، حق حضور در جلسات دادگاه و حق دفاع از موکل را داراست و نمی توان وکیل را به دلیل دفاع از موکل و اخذ پرونده ای مورد تعقیب و بازخواست قرار داد.

این همه، حقِ دفاعِ وکیل است. ولی ... این روزها وکلا به خاطر دفاع از موکلشان و اخذ پرونده  مورد بازخواست قرار می گیرند و بعضا بازداشت می شوند. این، نادیده گرفتنِ یکی از مهم ترین اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی می باشد. اما ورای اینکه دلیل بازداشت ها چه بوده و چه هست، واکنش جامعه ی وکلا و در صدر آن کانون وکلای دادگستری است. انتظار این بود که در همایش اسکودا(اتحادیه سراسری کانون های وکلای دادگستری) که هفته پیش در مازندران و با ریاست آقای بهمن کشاورز برگزار شد، به این مهم بیشتر پرداخته شود ولی آنچه نتیجه این همایش درخصوص موضوع فوق بود صرفا منحصر گشت به اشاره ای محافظه کارانه در بند چهارم قطعنامه اتحادیه. و حتی در دیداری که اخیرا رییس کانون  وکلای مرکز(آقای جندقی) و اعضای هیات مدیره با آقای لاریجانی(رییس قوه قضاییه) داشتند هیچ حرفی در این رابطه رد و بدل نشد و صراحتا رییس کانون مرکز(که اتفاقا بیشترین وکلای دربند را دارد) بیان داشت که در این باره(وضعیت وکلای بازداشتی و نحوه برخورد قوه قضاییه با وکلا) گفت وگویی نکردیم! حال که به عقیده اینجانب وقتی حق دفاع از وکلا گرفته شود اساسا دیگر حقی برای وکیل باقی نمی ماند که در باره آن به رایزنی و گفت و گو نیاز باشد، چرا که اصلی ترین دلیلِ موجودیتِ یک وکیل که صرفا دفاع از موکل است زیر سوال رفته است. پس باقیِ مسائل اعم از طرح جامع وکالت، گران شدن تعرفه تمدید پروانه و ... با فقدان این حق(حق دفاع)، به نظر می رسد که منتفی ست!   

 

 

 

 

اندر مصائب فعالیت های داوطلبانه

جمعه 14 آبان 1389 1:35 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: سازمان های غیر دولتی(ان جی او) نظرات: 5 نظر چاپ

در دو هفته گذشته در جلسه ی کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر، مسئول سازمان ملی جوانان استان (آقای حجازی) حضور داشت و قرار بود شورای شهر و سازمان ملی جوانان در راستای تعامل با یکدیگر همکاری داشته باشند. استفاده از توان NGO ها و بهره گیری از نظرات آنها از مواردی بود که همیشه در شورا نسبت به آن تاکید داشتم و معتقدم شهرداری و شورا می توانند در بسیاری از برنامه های فرهنگی و خدماتی و حتی عمرانی خود از این گروه ها استفاده کنند. دربحث حفاظت و گسترش فضای سبز شهری، آموزش شهروندی و تفکیک زباله و مدیریت پسماند و حتی بهره گیری از نظرات آنان در تصمیم گیری های شورا. به نوعی می توان گفت گروه های داوطلب مردمی در قالب NGO  ها و CBO ها و سازمان های مردم نهاد، از غنی ترین منابع تصمیم سازی هستند که می توانند یاور خوبی برای اعضای شورای شهر و همراهی برای شهرداری باشند. در شورا نیز دو جلسه با حضور تعدادی از نمایندگان NGO ها در کمیسیون فرهنگی تشکیل شد ولی متاسفانه به دلیل برخی نظراتِ اعضا،، ادامه این جلسات و حضور آنان عقیم ماند.

حضور مسئول سازمان ملی جوانان در کمیسیون فرهنگی را می شد به فال نیک گرفت اما ایشان وقتی برنامه ها و فعالیت های سازمان را مطرح کرد که بیشتر یا تقریبا بگویم همه ی فعالیتی که ذکر شد صرفا در دو مورد بود: ازدواج جوانان و بحث حجاب دختران، دلسرد شدم. از ایشان تعداد NGO  هایی که با مجوزِ سازمان، فعالیت داشتند و نوع فعالیت آنها را پرسیدم که پاسخ ایشان این بود که اکثر این تشکل ها (بیش از 60%) فعالیت مذهبی دارند و تعدادی محدود هم در سایر مسایل اجتماعی(که احتمالا بیشتر فعالیتشان در خصوص ازدواج جوانان است!).

بحثی که من داشتم این بود که چرا باید تعداد سازمانهای مردم نهادِ فعال در زمینه های دیگر از جمله زنان و کودکان، محیط زیست و میراث فرهنگی و مبارزه با مواد مخدر یا ایدز و ... کم باشد. تا 4 یا 5 سال پیش سازمان ملی جوانان، مملو از حضور و فعالیت این گروه های اجتماعی بود اما اکنون تعداد کمِ این گروه ها اتفاق خوبی نیست و دلیل آن هم عدم علاقه مندی جوانان نیست بلکه متاسفانه داشتن نگاه های سیاسی به این NGO ها از سوی مسئولان و عدم همکاری با آنها و زدن انگ های مختلف سیاسی، باعث کاهش انگیزه شده است. ضمن آنکه برای صدور مجوز فعالیت در این زمینه ها باید از هفت خوان گذشت.

می دانیم که از شاخصه های توسعه یافتگی یک جامعه، میزان سرمایه گذاری اجتماعی ست. سرمایه گذاری اجتماعی نیز (که اول بار درسال 1961 توسط فوکویاما مطرح شد) به معنای همه ی فعالیت هایی است که در راستای افزایش رفاه اقتصادی و توسعه اجتماعی توسط بخش خصوصی ، نهادها و سازمان های جامعه مدنی صورت می گیرد. در ایران هم این، بحثِ جدیدی نیست. سالیان سال است که  موسسات خیریه و صندوق های قرض الحسنه در محلاتِ  شهرها و حتی روستاهای ما شکل گرفته است. و نهادِ وقف نهادی است که هزاران سال است وجود دارد و این ها نمونه هایی از سرمایه گذاری اجتماعی در اشکال سنتی می باشند. اما امروزه موضوعات جدیدی مطرح است: محیط زیست، حقوق بشر،امداد و نجات، میراث فرهنگی و ... که نیروهای داوطلب و عمدتا جوان در این زمینه ها فعالیت می کنند و مجدانه پیگیرِ پیشبرد اهداف بشردوستانه شان هستند. حقیقت آن است جوامعی که با کمبود سرمایه گذاری اجتماعی یا به بیان دیگر با کم بودن فعالیت های داوطلبانه و حضور کمرنگ بخش خصوصی در عرصه های اجتماعی و اقتصادی مواجه اند، جوامعی هستند که از پایداری و ثبات برخوردار نبوده و فساد و عدم اعتماد و در کل، پارانویاییِ(سوءظن و بدگمانی) گسترده  را در جامعه به دنبال خواهد داشت.

در ایران نیز NGO  های جوان با فعالیت در موضوعاتِ جدیدِ روز، از سال 78 به شکل گسترده تر حضور یافتند. سازمان ملی جوانان شکل گرفت و افراد داوطلبی که زیر 30 سال سن داشتند در قالب گروه هایی با هدفی مشخص در زمینه های مختلف، یک سازمان مردم نهاد را شکل داده و از سازمان ملی جوانان مجوز فعالیت می گرفتند. سابقهNGO های بزرگسال زیادتر است و آنها فراخور حوزه فعالیتی شان از فرمانداری ها، استانداری و یا وزارت کشور مجوز فعالیت می گیرند و اگرچه قانون، حسب بند 7 ماده  71  قانونِ تشکیلات و وظایف شوراها، به شوراهای شهر نیز اجازه تشکیل  NGO به گروه هایی که حیطه فعالیتشان محدوده ی شهری است را داده است اما تاکنون شوراها این مهم را ندیده گرفته اند و البته حساسیت هایی که متاسفانه بر تشکیل NGO ها وجود دارد نیز مانع از صدور مجوز توسط شوراها شده است.

همانگونه که گفتم در ایران برای تشکیل یک NGO یا سازمان مردم نهاد باید از نهادهای ذیربط مجوز فعالیت گرفت. یه این شکل که اساسنامه ای تنظیم و با ذکر اهداف و ... و مدارک اعضای هیات موسس، تحویل نهاد ذیربط می دهید. نهاد ذیربط(حسب حوزه فعالیت) ابتدا استعلامات را انجام می دهد. اینکه اعضای هیات موسس، سوءپیشینه ی کیفری ندارند و برای این منظور می روی اداره آگاهی و اثر انگشانت را ثبت می کنی!. از اداره اطلاعات هم استعلام می شود. و اسمNGO را هم از اداره ثبت استعلام می کنند و اگر اسمی پارسی انتخاب شده باشد باید کلی معنا و مفهوم آن اسم را توضیح دهی و سند و مدرک ببری که این اسم، اسمِ اصیل پارسی وایرانی است! . بعد از اخذ استعلامات و تکمیل پرونده، هیات نظارت بر تشکل های غیردولتی در نهاد ذیربط تشکیل می شود و پرونده ی درخواستِ فعالیت، بررسی می گردد. ممکن است تشکیل این جلسه طول بکشد و حتی ممکن است به دلیل برخی سوالات و شبهاتی که برای اعضای هیات نظارت پیش می آید یکی دو نوبت دیگر، جلسه ی رسیدگی تمدید شود. اگر اشکالی گرفتند باید اساسنامه را اصلاح کنی و گرنه رد می شود و عمدتا ایراداتی هم که گرفته می شود، جنبه سیاسی دارد. و بالاخره اگر هیات نظارت قانع شد، برای NGO مجوز صادر می شود آنهم بعد از کلی دوندگی که ممکن است 6 یا 7 ماه و حتی یکسال طول بکشد، مجوزی دو ساله می دهند که بعد از پایان دو سال اگر موردی نداشتید! مجوز، تمدید می شود(مجوزهایی که توسط سازمان ملی جوانان صادر می شود یک ساله است). و این حکایتِ گرفتن مجوز برای فعالیت داوطلبانه است. یعنی اینکه اگر بخواهی داوطلبانه فعالیت کنی وبا اینکه هیچ حقوقی نمی گیری و درآمدی از این راه نداری و داری  از وقت خودت می گذاری برای حفظ محیط زیست، برای حمایت از کودکان آسیب دیده یا بی سرپرست، برای حفاظت از آثار تاریخی و باستانی ، برای ایجاد کتابخانه در روستایی محروم، برای مبارزه با مواد مخدر و کاهش بیماری هایی چون ایدز و ...که همه وظیفه دولت است و تو داری داوطلبانه به دولت کمک می کنی هم باید مجوز بگیرید!! علاوه بر آن همیشه هم باید آماده توضیح باشید. مبادا خطایی شده باشد! وضعیت مالی NGO  را حتی اگر از دولت، ریالی هم دریافت نکرده باشی باید آخرِ سال به نهاد ذیربط گزارش دهید که از کجا و کی کمک مالی دریافت کرده اید. همواره هم باید بشنوید که این NGO  ها اهداف دشمن است و این ها جنگ نرم اند و ... . و دردآورتر اینکه به جای تشویق (قدردانی، پیشکش!) مرتبا بشنوید: راستش رابگو چه سود و نفعی به حالت دارد؟ گربه برای رضای خدا موش نمی گیرد!!

این درحالی ست که در کشورهای توسعه یافته، گذشته از آنکه سازمان های مردم نهاد(NGO, CBO) نیاز به گرفتن مجوزِ فعالیت از هیچ نهادی و هیچ کجا ندارند و صرفا ثبت می شوند، عملا این NGO  ها هستند که مدیریت شهری را به عهده گرفته اند و کارِ داوطلبانه به حدی ارزش دارد که در استخدام افراد موثر است. برای مثال در اسکاتلند اگر کسی فعالیت های داوطلبانه در سابقه کاری اش داشته باشد در اولویت استخدام است چراکه بر این باورند کسی که حاضر نیست برای مردم و کشورش کاری داوطلبانه انجام دهد، حس مسئولیت و تعهدش پایین است و شایسته ی استخدام نیست.

و ما اینجا ... . 

 

 

 

 

در اوج، به امیدِ زندگی!

پنجشنبه 6 آبان 1389 10:07 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: لحظه ها نظرات: 2 نظر چاپ

 

مسیر جاده سه هزار 

 

-در اوجی مه آلود به دنبال چه هستی؟  

-در پی جرعه ای زندگی!  

 

 

 

 

مسابقه بدون حضور مربی

جمعه 30 مهر 1389 7:49 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: زنان نظرات: 1 نظر چاپ

 این دو سه روز بازی های لیگ برتری هاکی بانوان بود و  همدان میزبان. تیم هاکی پسران همدان در کشور اول است و دختران همدان هم دست کمی ندارند و همیشه مقام های اول  تا سوم را داشته اند. تیم هاکی دختران همدان از جمله ورزش های قهرمانی زنان است که اسپانسرش باشگاه شهرداری همدان می باشد. نتایج بازی های این دو روز هم خوب بود.تیم همدان، ایلام را 4 بر 0- مازندران را 7 بر 0 –خراسان رضوی را 5 بر 0  و زنجان را هم برد و فقط به اصفهان و کهکیلویه و بویر احمد بازی را 2 بر 1 واگذار کرد.

راستش برای افتتاحیه و دیدن بازی ها که رفته بودم یاد فیلم مستند «football under cover » افتادم که مربوط به فکر کنم سال 80 بود وقتی برای اولین بار یک تیم باشگاهی خارجی(آلمانی)فوتبال دختران برای بازی دوستانه با تیم فوتبال دختران ایران به ایران آمده بودند. در آن فیلم، سرپرست  تیم آلمانی مرد است و به همین دلیل اجازه ورود به ورزشگاه را ندارد و از پشت درهای بسته استادیوم ، بازی را پیگیری می کند. راستش فکر نمی کردم روزی عینا چنین وضعیتی را خودم ببینم.

اینجا هم من و خانم دباغیان  وقتی رسیدیم استادیوم، اواسط بازی تیم همدان و مازندران بود. مربیان تیم دختران همدان نیز مرد هستند، آقای شاطری و آقای عمادی . هردویشان  پشت درهای بسته سالن ایستاده بودند و بازی را لحظه به لحظه با اطلاع رسانی از داخل سالن به ایشان، پیگیری می کردند. نحوه بازی کردن بچه ها و مشکلات و ایرادات را باید مربی می دانست که برایشان گزارش می کردند.... . وقتی رسیدیم دم در و آنها را دیدیم، پرسیدیم بازی ها چه طور است. خوشحال گفتند جلوییم . دخترامون جلویند فعلا 3 بر صفر. ما رفتیم تو و مربی ها همچنان پشت در بسته ماندند. فقط در سر تمرین ها، این مربیانِ مرد حضور دارند که البته دختران هاکی باز به همین دلیل با پوشش کامل مقنعه و مانتو شلوار باید  تمرین کنند اما هنگام مسابقات، مربی بیرون.

حقیقتا ورزش زنان ما در ایران خیلی مهجور مانده است. افتتاحیه ، هیچ برنامه خاصی جز رژه تیم ها با تابلوهایی( برای معرفی شهرها) آن هم به شکل ناهماهنگ نبود.

 برای مراسم افتتاحیه برخی از آقایان، آقای افتخاری(رییس تربیت بدنی)آقای قنبری(معاون فرهنگی شهردار) و آقای محمدی(مدیرعامل باشگاه شهرداری همدان) حضور داشتند، به همین دلیل دختران با پوشش مانتو و شلوار و درحالیکه کاپشن ورزشی را روی مانتو پوشیده بودند رژه رفتند. هیچ اطلاع رسانی برای دیدن این بازی ها نشده بود. در حالیکه برای مسابقات فوتبال و کشتی و... آقایان تبلیغات گسترده صورت می گیرد. و این ایرادی بود که هم به هیات هاکی و تربیت بدنی گفتم و هم از معاونت فرهنگی و باشگاه شهرداری درخواست کردم برای مسابقات زنان نیز دست کم  بنرهایی جهت اطلاع رسانی بزنند. پوشش خبری ورزش زنان هم که مشکلات خود را دارد. از تصویرش در رسانه صدا و سیما که محروم هستیم هیچ، اخبارش نیز به حاشیه می رود. و حقیقتا در این وانفسای مهجوریت و محدودیت ها برای ورزش زنان، توانایی هایشان و تلاششان ستودنی است.  

 

 

 

 

 

 

درخواست

چهارشنبه 21 مهر 1389 9:15 PM نویسنده: مهرنوش نجفی راغب موضوع: جامعه نظرات: 2 نظر چاپ

در زمینه «توسعه پایدار در حوزه اقتصادی» اگر منابع مطالعاتی یا مقالات در دسترسی می شناسید و به من معرفی کنید یا اگر برایتان مقدور است برایم ایمیل بزنید بسیار ممنون می شوم.   

 email: mnajafiragheb@gmail.com